در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظرتان در حال حاضر، چه تفاوتی بین دوبله در تلویزیون با دوبله در موسسات ویدئو رسانه که در خارج از تلویزیون هستند، وجود دارد؟
باید قبول کرد که نوع نگاه به دوبله نسبت به گذشته عوض شده، یعنی در آن زمان ما با صاحب فیلم طرف بودیم. صاحب فیلم کسی بود که برای برگشت سرمایهاش تلاش میکرد تا فیلمش با کیفیت خوبی دوبله شود، چون دوبله خوب تضمینکننده فروش بالا در اکران میشد در نتیجه خیلی دلسوزانه با عوامل دوبلاژ رفتار میکرد اما حالا در بخش خصوصی، با کوچک شدن کار در حد تماشای خانگی، نگاه به دوبله، سطحی و بازاری شده وحتی در تلویزیون، مدیر دوبلاژ ترجمه را در حالی به دست میگیرد که نمیداند مترجمش کیست و آیا به دوبله آشنایی دارد و صدای دوبلورها را میشناسد؟ هیچکدام از اینها معلوم نیست در حالی که قبلا در تلویزیون مترجمان و مدیران دوبلاژ با هم تعامل بیشتری داشتند و مدیر دوبلاژ برای راحتی کارش به دنبال بهترین مترجم بود.
ترجمه فیلم و ترجمه کتاب به طور مسلم تفاوتهایی دارند و در این بین، مترجمان نام آشنای حوزه کتاب مانند نجف دریابندری در گذشته ترجمه چند فیلم را هم تجربه کردهاند، آیا میتوان نقاط مشترکی برای این دو حوزه قائل شد؟
اینها دو مقوله جدا از هم هستند. معتقدم ترجمه فیلم، حکم فستفود را دارد، در مقابل ترجمه کتاب که مانند غذای اصیل ایرانی است. هر دو سیر میکنند اما دنیای متفاوتی دارند. مهارت مترجم فیلم در سرعت عملش است که فرصتی کوتاه با محدودیت در فضای ادبی دارد.
جملهای را فرض کنید که 10 سیلاب دارد و مترجم فیلم نمیتواند آن را بسط و توضیح بدهد و در پاورقی بیاورد. باید دیالوگ را در همان ده سیلاب تنظیم کرد. ترجمه کتاب، سلیقهای است و مترجم حق انتخاب دارد و فرصت برای ویرایش و غلطگیری در اختیارش هست؛ در حالی که برای ترجمه فیلم فرصتی برابر یک صبح تا عصر دارد و فیلمی را که فرضا امروز میخواهد ترجمه کند، هیچگونه اطلاعی از محتوایش ندارد. ممکن است موضوعش دادگاهی، وسترن، رمانتیک و ... باشد.
مترجم باید اطلاعات عمومی خوبی داشته باشد. مترجمان کتاب چون اکثرا زبان را از طریق کتاب و نوشتار آموختهاند، ترجمه فیلم از طریق گوشی برایشان با دشواری همراه است و امکان دارد ترجمه یک فیلم را چند روز طول بدهند. اما مترجمان فیلم در زمانی محدود این کار را انجام میدهند.
باتوجه به اینکه ترجمه از ارکان دوبله فیلم است آیا زمان آن فرا نرسیده که تلویزیون کمیتهای را جهت نظارت بر عملکرد ویراستاران در ترجمه آثار شاخص سینمایی تشکیل دهد؟ چرا که با ادامه روند حاضر شاهد تغییر ساختار فیلمها هستیم و دیگر به نسخه اصلی کمتر وفادارند.
این تغییر آگاهانه صورت نمیگیرد؛ یعنی اگر ترجمه فیلمی تاریخی را جهت ویرایش در اختیار داریم میباید به مقوله تاریخ آگاه باشیم چون در آثار تاریخی یا مستند اختیار هیچگونه تغییری را نداریم. این مورد را میتوان در آثار ماندگار تاریخ ادبیات نیز جستجو کرد چون به دلیل مطالعه وسیع این آثار، هرگونه تغییری موجب واکنش خندهآوری از سوی مخاطب میشود.
فرض کنید فیلمی با اقتباس از کتاب جنایت و مکافات ساخته شود که شخصیتها و انتهایش با اصل کتاب متفاوت باشد، با واکنش تندی از سوی مخاطب روبهرو میشوید. ممکن است برداشتها هنگام ساخت فیلم متفاوت باشد، اما چارچوب داستان را باید حفظ کرد.
پس اگر شخص ویراستار آگاهی لازم را نداشته باشد، دست روی نکتههایی میگذارد که نباید بگذارد و با این کار روابط داستان را تغییر میدهد. انتقاد در این عرصه براحتی انجام میشود، ولی کسی راهکاری نداده حتی از طرف همکارانمان هم پیشنهادی نشنیدهایم امیدوارم با تعامل، این معضل حل شود و پیشنهادی که برای دوستان ویراستار بخش ترجمه فیلم تلویزیون دارم، این است که بکوشیم به ساختار مفاهیم شناختهشده دست نزنیم و بیاییم برای خودمان مشخص کنیم که این نبایدها چیست و چه نکتههایی باید در ترجمه اثر باشد و از هر گونه سلیقه شخصی دوری کنیم. مهمتر از اینها این که خود سانسوری نکنیم.
خیلی اوقات کسانی که در قسمت ویرایش هستند، نکتههایی از فیلم را بیمورد حذف میکنند که نشاندهنده ترس از توبیخ از جانب مدیر مربوطه است همه این مسائل با مشاوره و تبادل نظر قابل حل است و باز هم بدون تعصب میگویم تنها نهادی که با تامل به حرفه دوبلاژ نگاه میکند همین رسانه ملی است، ولی تمام هجمهها هم به سمت کیفیت دوبله در تلویزیون است.
بتازگی یکی از کانالهای ماهوارهای اقدام به نمایش فیلمهای سینمایی با زیرنویس فارسی کرده است، چون علاقهمند جدی به کار ترجمهام، مقادیری از ترجمههایشان را بررسی کردم. خدای من گواه است، اگر به ترجمههای در تلویزیون بخواهیم نمره 10 بدهیم به اینها نمره یک هم نمیتوانیم بدهیم.
متاسفانه درباره دوبله تلویزیون در این سالها خیلی کم لطفی شده ما کمتر دیدیم که یکی از مدیران تامین برنامه سازمان بیاید از عوامل دوبلاژ قدردانی کند. با توجه به جدول برنامههای یک ساله در شبکهها، به هر حال کارهای شاخص هم انجام میشود، ممکن است به اندازه سابق درخشان نباشد، اما کار باکیفیت پیدا میشود و اینجاست که برای بهبود کار نقد آگاهانه لازم است. به هر حال در 70 صفحه دیکته نوشته شده، امکان دارد که 10 تا غلط هم باشد.
لزوم بحث آموزش را به این دلیل مطرح کردم که در کارنامه حسین شایگان، ترجمه شاهکاری از دوبله فیلمی چون محمدرسولاللهص دیده میشود که دیالوگهای بینظیر و به اصطلاح الماس تراشخورده این چنینی دارد: «مردها از بالای کوه دنیا را بهتر میبینند»، «من آتشهایتان را دیدم و مردان دور آتش را» و «از قلبها وارد میشود نه از دیوارها و این پیروزی جاودانه است.» نگارش این جملهها فراتراز کار ترجمه است یعنی برای شما نوعی هماهنگی با خود اثر و دیالوگهای انگلیسی فیلم به وجود آمده و آن مفاهیم را در روح کلمات فارسی منتقل کردهاید. معتقدم که شما این توانایی را دارید که به تعدادی از مترجمان که استعداد قابل قبولی دارند این نکات ظریف را آموزش دهید.
گفتههایتان در این لحظه مرا خیلی هیجان زده کرد، چرا که دیده شدن یک اثر هنری به حس و حال مخاطب نسبت به آن برمیگردد. برخورد مترجم با فیلم نیز به همین صورت است که پس از آن که با اثر ارتباط برقرار کرد با پیشینه مطالعهای که دارد هنگام شنیدن دیالوگ از انبار لغاتی که در ذهن دارد، شروع به خوشهچینی کند تمام این عوامل در لحظه اتفاق میافتد.
هنگامی که شما آن دیالوگها را یادآور شدید، حال بسیار خوبی به من دست داد، اینها دیگر سوای سواد زبانی مترجم است. در این سالها بر کیفیت کار همکاران جدیدم دقت کردهام که بیشتر از لحاظ ساختار زبان خارجی مجهز هستند تا از نظر حسی.
شاید دیگر فردی که این دو عامل مهم را در کارش لحاظ میکند، نبینیم چون با سرعتی که در کار افتاده دیگر این فرصت به مترجم داده نمیشود که با سوژه ارتباط برقرار کند. برای نمونه ترجمه با کیفیت یک فیلم 10 روز زمان میبرد، ولی به مترجم فشار میآورند که ترجمه کار را 5 روزه ارائه کند.
همین برقراری ارتباط مترجم با سوژه فیلم را در ترجمهای از شما در فیلم خداحافظ بافانا (اثر بیل آگوست، محصول سال 2007) دیدم که بتازگی از برنامه سینما یک پخش شد که اتفاقا دوبله قابل توجهی هم داشت و کار مدیر دوبلاژ باتجربهای چون ناصر طهماسب و گویندگان مطرحی مانند منوچهر اسماعیلی (به جای دنیس هیزبرت در نقش نلسون ماندلا)، سعید مظفری (جوزف فاینز در نقش جیمز گریگوری)، مینو غزنوی (دایان کروگر) و ... در آن درخشان بود.
دقیقا مثال خوبی زدید، خیلی اوقات ترجمه یک فیلم سینمایی را یکروزه تحویل میدهم، ولی فیلم خداحافظ بافانا 2 هفته دستم بود، چون علاقه زیادی به شخصیت نلسون ماندلا دارم و دوست داشتم با اشتیاق و حوصله فراوان این فیلم را ترجمه کنم. باز هم اشاره میکنم مضرترین آفتی که در سالهای اخیر دیدم، سرعت کار در دوبله تلویزیون است و آفتی بدتر از آن، فشاری است که صاحبان فیلم خارج از تلویزیون بر این حرفه وارد میکنند که دوبله فیلم از هر جهت ارزان تمام شود و به صاحبان فیلم همواره این توصیه را کردهام که روی هزینه ترجمه ارزان فکر نکنند چون ترجمه بیکیفیت به اصالت فیلم ضربه میزند.
حضور ابتدایی شما برمیگردد به دوران طلایی دوبله که مترجم با مدیر دوبلاژ همکاری تنگاتنگی با یکدیگر داشتند که نمونه بارزش، همکاری شما با خسرو خسروشاهی در دوبلههای زیادی بود، ولی در زمان حال به نظر نمیرسد که مترجم با مدیر دوبلاژ ارتباطی داشته باشد و حتی همدیگر را بشناسند.
بله، علتش حجم بالای کار در تلویزیون است. در قدیم اگر 10 مدیر دوبلاژ و 5 مترجم در تلویزیون فعالیت داشتد، همه دوبله آثار به آنان ارجاع داده میشد که با یکدیگر برخورد نزدیکی داشتند، اما هماکنون به طور تقریبی
40 مدیر دوبلاژ و 80 نفر مترجم (60 نفر مترجم زبان انگلیسی، 10 نفر زبان آلمانی و بقیه زبانهای اسپانیایی، روسی، کرهای، ایتالیایی و...) در تلویزیون حضور دارند که حتی یکدیگر را نمیتوانند ببینند و درباره کارشان صحبت کنند. تعدادی از مترجمان به طور تمام وقت مشغول هستند و بعضی به عنوان شغل دوم به ترجمه نگاه میکنند. یک مترجم فیلم باید علاقهمند به سینما باشد و بهتر است به عنوان کمک خرج به این مقوله نگاه نکند.
علاقه دارید مترجمان چه نکتههای شاخصی را در ترجمه رعایت کنند؟
در این جا میخواهم از مکنونات قلبیام برایتان بگویم. خودم واقفم که دیگر حسین شایگان 20 سال پیش نیستم. هر شخصی در کارش اوجی دارد و میدانم که از این اوج گذر کردهام. در 40 سالگی که مصادف با کمال هر کس است ترجمه «مردی برای تمام فصول» و چند کار ماندگار دیگر را انجام دادم، الان دیگر نه آن توان را دارم و نه انگیزه لازم را. ممکن است تجربهام بیشتر شده باشد، ولی دیگر آن توان سابق را ندارم، یعنی دیگر نمیتوانم مردی برای تمام فصول را به آن شکل ترجمه کنم.
محمد رسولاللهص را چطور؟
آن را هم دیگر نمیتوانم. آن زمان وضع ارائه کار با الان متفاوت بود. در سال 1358 در استودیو شهاب، این فیلم را به همراه متن، دیالوگها به من تحویل دادند و گفتند که به قدر کافی برای ترجمهاش فرصت دارید و هیچ محدودیتی برای دستمزدش نیز وجود ندارد.
شما دیگر نمیتوانید با این فیلم خاص، معمولی برخورد کنید. برای ترجمه آیات فیلم به چندین تفسیر قرآن مراجعه کردم تا در کنار نگارش جملاتی زیبا، برای تماشاگر هم قابل فهم باشد. تمام این کارها به زمان گذشته اختصاص داشت. باید ببینیم الان چه کاری ارائه کردهایم. به عنوان یک همکار به مترجمان جوان این نکته را گفتهام که از خودتان توقع زیادی نداشته باشید و به خاطر چند کار شاخصی که انجام دادید، از جامعه طلبکار نشوید.
به هر حال حسین شایگان در این عرصه نامش طوری به ثبت رسیده که وقتی فیلمهای فاخر تاریخی چون شجاعدل (اثر مل گیبسن) سون و هملت (فرانکو زفیرلی) را برای دوبله در نظر میگیرند، شما اولین گزینه برای ترجمه این آثار هستید.
بله، چون خود اثر از بینرفتنی نیست؛ اما از دیدگاه کنونی من اگر همین شجاع را در 2 دهه پیش برای ترجمه به من میدادند، بهتر ترجمه میکردم. اگرکسی قصد ورود به این کار را دارد و میخواهد ماندگار ترجمه کند، باید علاوه بر همه تواناییها، دارای جوهره این کار باشد؛ یعنی از کلامشناسی و نکتهسنجی اطلاعاتی داشته باشد. کلماتی مثل بازرس، کارآگاه، داروغه، مفتش و... هرکدام اختصاص به زمان خاصی دارند و نباید در هر زمانی آنها را به کار برد و مترجم با هوشمندی باید این نکات را رعایت کند.
نیروان غنیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: