دعوا سر تقسیم ارث بالا می‌گیرد

حالا دیگر طنز تلویزیونی جایگاه خودش را پیدا کرده است و مخاطب کمابیش می‌داند وقتی اسم طنز تلویزیونی می‌آید منظور چیست اما هنوز هم این حوزه دوران آزمون و خطای خود را طی می‌کند. با همه اتفاقاتی که در این حوزه افتاده و هنوز هم دارد می‌افتد باز تعریف واحدی از طنز تلویزیونی وجود ندارد.
کد خبر: ۱۹۸۹۷۵

آثاری هم که تاکنون در این زمینه ساخته شده نشان داده مخاطب با آثاری که با مصالح طنزهای جدید، بکر و خلاقانه ساخته شده‌اند روی خوش نشان داده و می‌دهد. در حال حاضر موقعیت طنز تلویزیونی نزد مخاطبان و مسوولان آنقدر ارتقاء یافته که تصور این‌که تلویزیون بخواهد این‌گونه هنری را نادیده بگیرد یا برای آن کم بگذارد سخت شده است. با این وجود نباید این حقیقت را کتمان کرد که مخاطب تنها به آثار بیشتری راغب شده است که صاحب شناسنامه بوده‌اند. یعنی کارگردان و نویسنده و بازیگران و اسلوب کاری آنها برای مخاطب آشنا بوده است.
خیلی راحت می‌توان سیاهه انبوهی از آثار را ردیف کرد که مخاطب با آن آثار همراهی کرده است اما آثار دیگری بوده‌اند که به جز آن که موفق به جذب مخاطب شده‌اند، حساسیت‌هایی را هم باعث شده‌اند. که البته این موضوع به خودی خود اندازه توانایی مدیوم رسانه را می‌رساند. اگر چه که درست‌تر این است که بگوییم معمولا آثار خوب و اثرگذار در جامعه باعث واکنش‌های متفاوت شده‌اند. نگاه کنید که چه اندازه از آثار تاثیرگذار طنزی که از تلویزیون پخش شده‌اند در ابتدا، یا انتها یا حتی پس از پایان پخش آنها نگاه‌های متفاوتی به آنها شده است.

شاید بیراه نباشد که بگوییم در شرایط کنونی جامعه ما،  مخاطب بیش از هر زمان دیگری به طنز و شادی و تفریح احتیاج داشته باشد و چه رسانه‌ای فراگیرتر و قدرتمندتر از تلویزیون می‌تواند به این نیاز اساسی مخاطب امروز پاسخ گوید؟ بزرگ‌ترین ویژگی آثار طنز تلویزیونی موفقی که در گذشته پخش شده‌اند این بوده که در واقع براساس بازخوردهای جامعه پیش رفته و گاه حتی تغییر مسیر می‌دادند. همین ویژگی «زنده بودن» ‌باعث شده که وقایع روز جامعه در این آثار دیده شوند و مخاطب هر چه بیشتر با آن احساس همذات پنداری کند. اما البته آثاری هم بودند که خود را بی‌نیاز از این عمل می‌دانستند و فضایی دیگر را برای خلق آثارشان برمی‌گزیدند.

واقعیت این است که خنداندن ایرانی جماعت کار بسیار سختی است و از آنجا که طنز و مطایبه از خصایص همه ایرانی‌هاست کسی که در مصدر خنداندن مدیومی مثل تلویزیون یا حتی رادیو قرار می‌گیرد باید ویژگی‌هایی فراتر از آنچه که همه دارند، داشته باشد تا بتواند از پس این مهم برآید و کاری کند کارستان!

به جز  این در این حوزه‌ آنقدر دست زیاد شده و کارها گاه چنان نازل شده که جز لوث شدن موضوع هیچ اتفاق دیگری نیفتاده است. شاید «لودگی» و «تقلید»‌ و «بی‌مزه‌گی» بزرگ‌ترین آفات یک اثر طنز باشد اما از آن بدتر این‌ که مخاطب نتواند با موضوع و آدم‌ها و حوادث و چیزی که قرار است مثلا طنز باشد و نیست، ارتباط برقرار کند. خب پرواضح است که ما در کنار آثار طنز موفقی که از تلویزیون دیده‌ایم گه‌گاه شاهد پخش آثاری باشیم که چنین ویژگی‌هایی داشته‌اند.

تلاش برای ارائه یک طنز خوب‌

معمولا تلویزیون طوری برنامه‌ریزی می‌کند که حتما اثر طنزی روی آنتن داشته باشد. معمولا هم این اتفاق می‌افتد یعنی شما  اگر مخاطب همیشگی تلویزیون باشید  می‌توانید اثر طنزی را از تلویزیون ببینید ولی بعضی وقت‌ها هم این اتفاق نمی‌افتد و کارها طور دیگری پیش می‌رود. در موقعیت‌ها و مناسبت‌های خاص هم تلویزیون این تکلیف را برای خود تعیین کرده که حتی‌المقدور «بی‌طنز» نباشد. ایام عید و ایام ماه رمضان از مناسبت‌هایی است که معمولا چنین اتفاقی می‌افتد. یعنی مخاطب اثر طنزی را از یکی از شبکه‌ها خواهد دید. در میان شبکه‌های تلویزیون شبکه 3 سیما به واسطه تعریفش، اکثر آثار مناسبتی‌اش در ایام ماه رمضان و ایام نوروز، حال و هوای طنز داشته است و برای این منظور نیز همیشه تلاش کرده از بهترین‌های عرصه طنز تلویزیونی استفاده کند که عموما به ساخته‌های مهران مدیری و رضا عطاران تقسیم شده‌اند. مهران مدیری بیشتر در قالب آثار نود شبی و آثاری که مربوط به ایام عید بوده‌اند، خوش درخشیده است.

رضا عطاران نیز در قالب آثار مناسبتی خصوصا در ماه مبارک رمضان چهره شناخته شده‌ای است. چنان که آمد تلویزیون تلاش می‌کند حتما اثر طنزی را برروی آنتن داشته باشد و در ماه مبارک رمضان  این موضوع یک رویه شده است. با نزدیک شدن به ایام ماه مبارک رمضان طبیعی است که بشنویم یک سریال طنز در گوشه‌ای در حال تصویربرداری است و طبیعی‌تر این‌که بشنویم کارگردان این پروژه آدمی مثل رضا عطاران است.

شیرین مثل طنز تلویزیونی‌

همچنان‌که آمد این روزها یک سریال طنز دیگر برای گروه فیلم و سریال شبکه 3 سیما در حال تصویربرداری است.
این سریال طنز بزنگاه نام دارد و کارگردانی آن را رضا عطاران به عهده دارد. ناگفته پیداست که این اثر هم کمابیش حال و هوایی شبیه آثار پیشین این کارگردان خواهد داشت. یعنی باز هم به نوعی زندگی آدم‌های فرودست اجتماع، یعنی آدم‌هایی که باورپذیرند و ما می‌توانیم عده زیادی از آنها را در اطرافمان ببینیم، در این سریال تلویزیونی تصویر شده‌اند. در بیشتر آثاری که از عطاران دیده‌ایم نوعی واقع‌گرایی  دیده می‌شود که می‌کوشد به زندگی مردم عادی جامعه ما نزدیک  باشد. نگاهی به کارنامه او هم این حقیقت را نمایان می‌سازد که او موفق شده، به نوعی سبک تلویزیونی دست پیدا کند که مخاطب ما بشدت با‌ آن ارتباط برقرار کرده و از بعضی از شخصیت‌ها خلق شده در این حیطه خاطره دارد. خود عطاران آنچنان خوب در این آثار ظاهر شده که رفته رفته به یکی از چهره‌های ثابت آثارش تبدیل شده است. واقعیت این است که عطاران بعد از سال‌ها کار در حوزه طنز تلویزیونی متوجه این نکته ظریف شده که مخاطب به چه نوع آثاری دلبستگی دارد و به دیدن آن علاقه‌مند است. او می‌داند که مخاطب دوست دارد دنیای پیرامون خود را در یک اثر تلویزیونی  اگر طنز باشد چه بهتر  ببیند. برای آدم‌های داستان اتفاقاتی بیفتد که ممکن است برای عموم مردم اتفاق بیفتد. از شخصیت‌های داستان دیالوگ‌هایی را بشنود که مدام در اطرافش شنیده می‌شود. در یک کلام باید گفت اثری ساخته شود که کمابیش خودش را در آن اثر ببیند و بیشتر آثار عطاران از این ویژگی‌ برخوردارند. بزنگاه تازه‌ترین ساخته عطاران هم مانند همه آثار سازنده‌اش به این طریق می‌رود.

بزنگاه جدال فرزندان خانواده‌ای را بر سر تقسیم ارث به تصویر می‌کشد. با فوت اوس احمدپرور یکی از نانوایان قدیمی، فرزندانش برسر ارثیه پدر خود، اختلاف پیدا می‌کنند. برادر کوچک‌تر به خاطر اعتیادش که مدت‌ها پیش از طرف خانواده طرد شده است، اینک پس از مرگ پدر به خانه بازمی‌گردد و این در حالی است که خانواده به حضور مجدد او روی خوشی نشان نمی‌دهد.

خود عطاران در این سریال در نقش نادر ظاهر شده است. او همان پسر معتاد خانواده است که از همسرش طلاق گرفته و به خاطر اعتیادش توسط پدر سال‌ها پیش از خانه طرد شده است. او اکنون با دختر کوچکش درسا زندگی می‌کند. با چیزهایی که از او نوشتیم معلوم است که حال  و اوضاع این شخصیت نباید خیلی جالب باشد. اعتیاد همه زندگی او را به نابودی کشانده و همین دلیلی شده که افراد دیگر خانواده دل‌خوشی از او نداشته باشند. نادر در زندگی خیلی آدم بلندپروازی نیست اما وقتی پایش به خانه می‌رسد جدالی را با خانواده آغاز می‌کند که انگار به این زودی‌ها نمی‌شود برای آن پایانی را متصور بود. عطاران در نقش نادر گریم متفاوتی را تجربه می‌کند؛ آدمی با سر تراشیده که مدام در پی تلکه کردن دیگران است. طرف دیگر قضیه صابر برادر بزرگ اوست که نقشش را حمید لولایی بازی می‌کند. با کمی اغماض می‌شود گفت لولایی پای ثابت کارهای عطاران بوده و انصافا هم که نقش‌ها را خوب ایفا کرده است.

لولایی در نقش صابر، آدم جاافتاده‌ای است که همسرش فوت کرده و اکنون با دو دخترش زندگی می‌کند. او سال‌ها در کنار پدر در نانوایی مشغول به کار بوده و همین موضوع باعث شده پیش خودش فکر کند بیشتر از دیگران حق دارد. جدال او با نادر از یک جا به بعد جدی می‌شود اما همه می‌دانیم این ماجراها شیرین و خنده‌دار اتفاق خواهند افتاد.

بازیگر نقش بهجت خواهر صابر و نادر هم کسی به جز مرجانه دلدار گلچین نیست که سال‌ها پیش او را بیشتر در آثار سینمایی می‌دیدیم. بهجت قرار است نقش میاندار دو برادر را بازی کند اما توفیق، شوهر او اساسا جور دیگری می‌اندیشد و همه هوش و حواسش به این است که در دعوای تقسیم ارث اوس احمدپرور دو برادر سرخواهرشان را کلاه نگذارند. بدیهی است که برای رسیدن به این منظور گاه مجبور است توی کارها موشی هم بدواند.

او صاحب یک کبابی است اما خیلی دوست دارد به ترفندی مغازه‌اش را به یک کباب داغ نان داغ تبدیل کند. اگر چه که به هر حال رفتار و سلوکش شبیه یک آدم مغازه‌دار کبابی نیست چرا که او زمانی دوست داشته معلم شود اما به هزار و یک دلیل نتوانسته به آ‌رزوهایش جامه عمل بپوشاند. بازیگر نقش توفیق غلامرضا نیکخواه است که او را پیشتر در آثار  طنز گوناگون و در نقش‌های متفاوت دیده‌اید. طرف دیگر ماجرا یک بازیگر زبر و زرنگ و جوان است که مدتی پیش سریال طنز «سه درچهار» را با بازی او دیدید و الان دیگر از بازیگران شناخته شده و تثبیت شده حوزه طنز به شمار می‌رود. او بازیگر نقش کامران شاگرد صابر در نانوایی است. کامران جوانی فعال و کوشاست و صابر علاوه بر این‌که می‌خواهد یکی از دخترانش را به عقد او درآورد مترصد است به واسطه او اطلاعات بیشتری از نادر به دست آورد. صادقی در طول این سال‌ها که در تلویزیون حضور داشته نشان داده که می‌تواند یکی از علت‌های جذب مخاطب باشد. به جز او محمود بهرامی هم در نقش کمال شاگرد دیگر صابر ظاهر شده. احمد پرورمخبر هم ایفاگر نقش اوس احمدپرور است که در همان قسمت اول فوت می‌کند و بعد عکسش را در قسمت‌های بعد می‌بینیم. احمد پرورمخبر کشف این سا‌ل‌های تلویزیون است که اتفاقا پایش به سینما هم باز شده و خیلی خوب هم جواب داده است. به جز بازیگرانی که نامشان آمد سیدرضا حسینی و سیدجلال طباطبایی هم در نقش‌های دیگر ظاهر شده‌اند.

فیلمنامه بنای اول‌

هر اثر طنزی که توانسته در نزد مخاطب جایگاهی برای خود باز کند قسمتی از آن موفقیت مطمئنا مدیون فیلمنامه‌نویسی است که آن را نوشته است. فیلمنامه سریال بزنگاه که در 26 قسمت 35‌دقیقه‌ای آماده می‌شود توسط سروش صحت و ایمان صفایی نوشته شده است. به جز این می‌دانیم که حضور یک تهیه‌کننده خبره و مسلط بر کار نیز تا چه حد می‌تواند به برجسته شدن یک اثر کمک کند. مهران مهام و ایرج محمدی از تهیه‌کنندگانی هستند که کارنامه موفقی در تهیه گونه‌های مختلف تلویزیونی دارند نرگس، متهم گریخت، ترش و شیرین، خانه به دوش و سریالی که در این شب‌ها از شبکه 3 سیما پخش می‌‌شود یعنی ترانه مادری همه از آثاری هستند که توسط این دو تهیه شده‌اند. اگر قطعی برق اتفاق ناخواسته‌ای به وجود نیاورد کار تصویربرداری تا اواسط ماه رمضان ادامه خواهد داشت.

در این سریال تلویزیونی مرتضی نجفی و مرتضی ندرلو (تصویربرداران)، فرشید احمدی (صدابردار)، خشایار موحدیان و سودابه سعیدنیا (تدوین)، حمیدرضا صدری (آهنگساز)، نغمه نظری (برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان)، اصلان مرتضیایی (مدیر تولید)، فرهاد عزیزی (طراح صحنه و لباس)، مهری شیرازی (طراح گریم) و جمال شمس (نورپرداز) همکاری می‌کنند.

بزنگاه مثل بیشتر آثار طنز تلویزیونی به‌صورت دو دوربینه تصویربرداری می‌شود. این کار بیشتر به روند سرعت تصویربرداری سریال کمک می‌کند و تا حدود بسیاری زنده بودن سکانس‌ها و تداوم «راکورد»‌ها کمک خواهد کرد.
همین موضوع یعنی استفاده از دو دوربین حضور کارگردان تلویزیونی را ضروری می‌سازد. کارگردان تلویزیونی بزنگاه کسی به جز محمود‌ رضایی نیست که مدتی پیش سریال تلویزیونی سه در چهار را به کارگردانی وی دیدیم. حضور کارگردان تلویزیونی باعث می‌شود که با کمک کارگردان هنری سکانس‌ها تصویربرداری شوند. البته موضوعی که در این میان وجود دارد این است که بعضی از بازیگران تجربه کار در اثری که به صورت دو دوربینه تصویربرداری شود را ندارند. معمولا بازیگرانی دچار این مساله می‌شوند که یکسره از سینما به تلویزیون می‌آیند یا این‌که از فضای سریال‌‌های دیگر تلویزیون که معمولا با یک دوربین تصویربرداری می‌شوند، در مقابل دوربین‌های چنین آثاری قرار می‌گیرند. اگر چه بیشتر بازیگران آثار طنز تلویزیونی که این تجربه را داشته‌‌اند دیگر با این موضوع مساله‌ای ندارند.

لوکیشن اصلی بزنگاه در خانه‌ای در اقدسیه است. خانه صابر و خانه نادر دو محلی است که در این لوکیشن  قرار دارد. تقریبا هر دو خانه فضایی کاملا معمولی و امروزی دارند و می‌شود نمونه‌‌های آن را در بسیاری از جاهای دیگر دید به جز این دو لوکیشن البته مغازه کبابی، نانوایی و فضاهای خارجی مثل خیابان‌ها نیز وجود دارد که برای تصویربرداری در نظر گرفته شده‌اند.

مهدی غلامحیدری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها