گفتگو با یک متهم به قتل‌

به خاطر برادرم، قتل انجام دادم‌

آرمان، پسر جوانی است که در یک نزاع خونین مرتکب قتل شده و با ضربه چاقو جوانی را از پای در آورده است. او مدعی است در دفاع از برادرش چنین کاری کرده است، اما تاکنون مدارک ارائه شده از سوی وی مورد قبول دادگاه واقع نشده و این جوان فقط یک بار دیگر فرصت دارد تا مدارک و شواهدی را که مدعی است گفته‌های او را تایید می‌کند به هیات قضات ارائه دهد.
کد خبر: ۱۹۸۲۹۳

پرونده آرمان در دادگاه کیفری استان تهران در حال رسیدگی است و در صورتی که این جوان نتواند گفته‌هایش را ثابت کند، سرنوشت تلخی در انتظار اوست. گفتگوی ما با آرمان را بخوانید.

کسانی که مرتکب قتل می‌شوند، می‌دانند چه سرنوشتی در انتظار آنهاست. تو چطور؟ آیا تو هم می‌دانستی راهی که می‌روی و کاری که می‌کنی سرانجام سیاهی دارد؟

من مجبور شدم مرتکب قتل شوم اگر من به سمت سیامک نمی‌رفتم و او را نمی‌زدم با چاقویی که داشت حتما برادرم را می‌کشت. باور کنید من آدم‌کش نیستم و نمی‌دانم چطور تصمیم گرفتم این کار را بکنم.

بسیاری از کسانی که در زندان به جرم قتل زندانی هستند می‌گویند ما آدم‌کش نیستیم، اما به هر حال باعث مرگ کسی شده‌اند؟

بسیاری از این قتل‌ها واقعا در یک لحظه اتفاق می‌افتد، من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتوانم مرتکب قتل شوم، مهری که اکنون بر پیشانی من خورده است و به عنوان قاتل در زندان هستم، بسیار بزرگ است. باور کنید من انسان بدی نبودم و همیشه سعی کردم درستکار باشم.

مقتول را می‌شناختید؟

سیامک همسایه ما بود، از مدت‌ها قبل با برادرم دوست بود، آنها رابطه خوبی داشتند، برادرم مقداری پول از او قرض کرده بود، اما سرموقع نتوانست آن پول را پس بدهد و این ماجرا اتفاق افتاد.

گفتی مقتول و برادرت با هم اختلاف پیدا کرده بودند، نقش تو در این اختلاف چه بود؟

من نقشی نداشتم، زیاد دخالت نمی‌کردم، البته من و برادرم در یک مغازه‌کار می‌کردیم و من در جریان مشکلات قرار می‌گرفتم. وقتی سیامک اصرار کرد که پولش را پس دهیم ما هم قبول کردیم و گفتیم که کمی به ما وقت دهد پول را پس می‌دهیم. برادرم تلاش زیادی می‌کرد و سعی داشت در اسرع وقت این پول را فراهم کند، اما نشد. من زمانی وارد این ماجرا شدم که سیامک بدرفتاری‌هایش را با ما آغاز کرد. سیامک خیلی ما را تحقیر می‌کرد و همین هم باعث درگیری ما شد.

اگر اختلاف بر سر پول بود، پس چرا سیامک شما را تحقیر می‌کرد؟

سیامک فکر می‌کرد برادرم نمی‌خواهد پولش را بدهد، هر چند روز یکبار می‌آمد و به من و برادرم فحش می‌داد و درگیری ایجاد می‌کرد، یک روز قبل از حادثه هم پسر بچه‌ای را فرستاد. پسربچه به ما گفت چرا پول سیامک را نمی‌دهید، شما مال مردم‌خور هستید. این حرفش خیلی برای من و برادرم گران تمام شد و نتوانستیم تحمل کنیم. سراغ سیامک رفتیم و درگیری لفظی بین ما پیش آمد، برایش توضیح دادم که در اسرع وقت پولش را می‌دهیم، اما توجهی نکرد و باز درگیری بین ما بالا گرفت، اما آن درگیری پایان یافت.

از روز حادثه بگو. چطور شد که قرار دعوا با هم گذاشتید؟

قرار دعوا بین سیامک و برادرم بود. من به حمایت از برادرم و برای این‌که بتوانم به این درگیری پایان دهم، در محل حاضر شدم. سیامک و برادرم هر دو مسلح به سلاح سرد بودند. با هم درگیر شدند. چاقویی که برادرم در دست داشت روی زمین افتاد. سیامک باقمه به سمت او رفت و سرش را نشانه گرفت، او چند ضربه دیگر به برادرم زده بود و اگر من جلوی این ضربه‌‌اش را نمی‌گرفتم حتما او را می‌کشت. به همین خاطر جلو رفتم و ضربه‌ای به او زدم تا بتوانم جان برادرم را نجات دهم.

تو که گفتی چاقو نداشتی پس چه طور سیامک را زدی؟

چاقویی روی زمین افتاده بود. وقتی دیدم که سیامک به سمت برادرم حمله کرد، من هم چاقو را برداشتم و به سمت سیامک حمله کردم، یک ضربه هم بیشتر به او نزدم. بلافاصله او را به بیمارستان رساندند، اما فوت کرد.

اگر قصدت فقط دفاع از برادرت بود، پس چرا متواری شدی و خود را مخفی کردی؟

اول صحبت‌هایم هم گفتم که من آدم‌کش نبودم و نیستم. در آن لحظه نمی‌دانم چه شد که با چاقو ضربه‌ای به سیامک زدم، از اتفاقی که افتاده بود خیلی ترسیده‌ بودم، شرایط بدی داشتم و نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم.
به همین خاطر هم فرار کردم، چند روز بعد از این حادثه وقتی شنیدم برادرم را به جای من بازداشت کردند، تصمیم گرفتم که خودم را معرفی کنم. در همان شهرستانی که مخفی شده بودم به پلیس مراجعه کرده و خودم را تسلیم کردم.

در جلسه محاکمه مدعی شدی می‌توانی شاهدانی را به دادگاه بیاوری که گفته‌هایت را تایید کنند، در حالی که این شاهدان حتی با احضاریه دادگاه هم نیامدند و گفته‌اند از برادرت می‌ترسند که بیایند و شهادت علیه تو بدهند، آیا این مساله درست است؟

برادر من کاری با کسی ندارد، شاهدانی که من گفته‌ام هیچکدام به دادگاه دعوت نشدند، آنها خودشان در درگیری بودند و واقعیت را دیدند، 2 نفری که به دادگاه دعوت شدند اصلا در درگیری نبودند و چیزی هم ندیدند.

خانواده سیامک برای تو تقاضای قصاص کرده‌اند و اگر نتوانی گفته‌هایت را ثابت کنی به قصاص محکوم خواهی شد.
آیا کاری برای جلب رضایت کرده‌ای؟


من از برادرم دفاع کردم و نمی‌خواستم سیامک را بکشم، در آن شرایط به هیچ‌کس هم دسترسی نداشتم. البته قبول دارم که سیامک به دست من کشته شده و از این حادثه خیلی ناراحت و پشیمان هستم. از اولیای‌دم هم تقاضا دارم مرا ببخشند. می‌دانم مرگ و زندگی من دست آنهاست، پس اجازه زندگی دوباره به من بدهند.

حالا که پشیمانی و لحظات سختی را می‌گذرانی، چه پیشنهادی برای جوانان داری؟

به آنها می‌گویم همیشه بدانند تصمیم‌های ناگهانی و اشتباه، سرنوشت آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همیشه سعی کنند برخشم خود مسلط شوند و با آرامش تصمیم بگیرند، چرا که با تصمیم ناگهانی، هم زندگی خود و هم خانواده‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و در واقع آنها را به خاک سیاه می‌نشانند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها