خوردن کشک، مغز بادام و زرده تخممرغ؛ دلایل ناکامی در المپیک
گروه ورزش - رضا پورعالی: مقصر اصلی در ناکامی ورزش ایران در المپیک پکن کیست؟ سازمان ورزش، کمیته ملی المپیک، فدراسیونهای ورزشی، خود ورزشکار یا ساختار ورزش؟
در حالی که این روزها توپ در زمین کمیته ملی المپیک است و ضعف مدیریتی، نکتهای است که صاحبنظران به آن اشارت دارند، رضا قراخانلو، رئیس کمیته ملی المپیک در مقام دفاع از خود میگوید: از نظر اقتدار، کمیته ملی المپیک در ایران در این موقعیت نیست که بتواند امر و نهی کند و این یک اشکال بزرگ است.
کد خبر: ۱۹۸۱۳۱
در چنین شرایطی که اداره تمام امور از عزل و نصب مدیران ورزشی تا تعیین خط مشی فدراسیونها به عهده رئیس سازمان تربیت بدنی است، چه توقعی میتوان از کمیته ملی المپیک داشت؟ علی کفاشیان، دبیر کمیته ملی المپیک در این باره میگوید: شاید برخی بخواهند همه چیز را گردن کمیته ملی المپیک بیندازند و با این استدلال به کفاشیان بگویند برو، اما براستی با این ساختار حاکم بر ورزش، هیچ تضمینی وجود ندارد که نفر بعدی بتواند با اختیارات بیشتری کار کند.
کفاشیان حرفهایش را اینگونه ادامه میدهد: شما کادر اجرایی کمیته ملی المپیک کشورهای صاحب ورزش را نگاه کنید. تا آنجا که میدانم بسیاری از آنها سومین یا حتی چهارمین المپیکشان را تجربه کردند، اما در کشور ما، کدام کمیته ملی المپیک را سراغ دارید که 2 المپیک یا بیشتر را به خود دیده باشد؟ کمیته ملی المپیک کار تدارک، پول دادن، کمک کردن و نظارت بر تیمها و ورزشکاران را به عهده دارد و این فدراسیونها هستند که باید از نظر فنی پاسخگوی شکستها باشند نه ما.»
کفاشیان که تجربه حضور در المپیک را به دست آورده، حالا با جسارت بیشتری حرف میزند: اگر بمانیم، بسیاری از تعارفات را کنار خواهیم گذاشت. برخی فدراسیونها برای پیشرفت، نیاز به تغییر و تحولات اساسی دارند، که ما پیش از المپیک هم به آن اشاره کرده بودیم، اما به دلیل برخی مسائل نمیتوانستیم دست به ساختار مدیریتی آنها بزنیم. متاسفانه همین رودربایستیها کار دست ما داد!.
اما رئیس کمیته ملی المپیک، سهم خود ورزشکار در این ناکامی را بیشتر از دیگر موارد میداند: همین کاری که مدیریت برای هادی ساعی انجام داده بود، برای بقیه هم انجام داد. پس نه این طلا برای مدیریت بود و نه آن باخت ها. هادی درس بزرگی به همه ورزشکاران ایرانی داد و با این که سنش از همه ورزشکاران کاروان بیشتر بود، پابه پای بقیه و حتی پرفشارتر از دیگران تمرین کرد و در نهایت هم مزد زحماتش را گرفت.
قراخانلو در تشریح دلایل باخت میگوید: بسیاری از باختها و ناکامیهای ورزشکاران دلایل خیلی عجیب و غریبی ندارد. وقتی شما به ورزشکاری میگویید، باید این برنامه غذایی را رعایت کنی و او در جواب میگوید، من عادت ندارم و بین 2 مسابقهاش میرود دنبال کشک و مغز بادام و زرده تخممرغ، معلوم است که از علم تغذیه هیچ چیز نمیداند. معلوم است که کادر فنی و فدراسیونش هم نیز هیچ تسلطی روی او ندارند.
آنچه مسلم است وقتی پای صحبت مدیران مینشینیم، انگار همه چیز از قبل قابل پیش بینی بود. هم این ناکامی و هم دلایلش. وجود اختلافات داخلی، ضعف در کادر فنی، عدم استفاده از متخصص تغذیه، عدم کارآمدی برخی روسای فدراسیونها و عدم تسلط آنها روی ورزشکاران و چندین و چند شاخص دیگر. معلوم نیست با علم به این کاستیها، چرا رفتیم و ناکام ماندیم.