هوای دل محمود این روزها بشدت ابری است و در غیابش حکم طلاق همسرش را صادر کردند و محمود با اعتراض به این حکم و ارجاع پروندهاش به شعبه 262 در برابر قاضی صداقتی قرار گرفت و زندگی پردردش را توضیح داد.
چند سال با همسرت زندگی کردی؟
25 سال با هم زندگی کردیم. من از دوران نوجوانی در نروژ زندگی میکردم. همان جا هم درس خواندم و بزرگ شدم، البته خانوادهام در ایران هستند و به همین خاطر رفت و آمدم به ایران قطع نشد. وقتی به سن جوانی و ازدواج رسیدم در یکی از سفرهایم با مریم آشنا شدم. او از اقوام دور ما بود و در یک میهمانی همدیگر را دیدیم. از مریم خوشم آمد و تصمیم گرفتم روابطم را با او بیشتر کنم، در مدتی که ایران بودم به خانه مریم و خانوادهاش خیلی رفت و آمد داشتم و با او بسیار نزدیک شدم و کمکم علاقه بین ما شکل گرفت.
چقدر طول کشید که با هم ازدواج کنید؟
بعد از این دیدارها به نروژ برگشتم، وقتی از ایران خارج شدم احساس کردم که خیلی دلم برای مریم تنگ شده، دست و دلم به هیچ کاری نمیرفت، یک لحظه چهره مریم از ذهنم پاک نمیشد، تازه در یک شرکت استخدام شده بودم و چون نمیتوانستم روی کارم تمرکز کنم، کاراییام را از دست دادم و اخراج شدم، اما هیچ چیز بجز مریم برایم مهم نبود، با او تماس گرفتم و گفتم که قصد دارم به ایران بازگردم و میخواهم به خواستگاریاش بروم و یکماه بعد به ایران برگشتم و به اتفاق خانوادهام به خواستگاری رفتم و جواب مثبت را هم گرفتم.
قرار بر این بود که شما در ایران زندگی کنید؟
نه، اینطور نبود. ما قرار گذاشتیم به نروژ برویم، من زودتر از مریم رفتم، با سرمایه اندکی که داشتم یک شرکت تاسیس کردم و شرایط برای آمدن مریم فراهم شد. دوباره به ایران برگشتم، من و مریم عقد کردیم، مراسم مفصلی هم برگزار شد و چند روز بعد به نروژ رفتیم و زندگیمان را شروع کردیم، البته اوایل برای مریم سخت بود با شرایط کنار بیاید اما بعد از 2 سال که توانست زبان نروژیها را یاد بگیرد و با شرایط آنجا سازگاری پیدا کند، زندگیمان به حالت عادی برگشت و روزهای خوبی را با هم داشتیم.
چرا در این مدت بچهدار نشدید؟
مریم دوست نداشت بچه داشته باشیم و من آنقدر عاشق همسرم بودم که فکر میکردم نیازی به بچه نداریم و با هم میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم. کار من روز به روز پیشرفت میکرد و ما در کنار هم خیلی شاد بودیم، حتی مریم تصمیم گرفت درس بخواند و من هم او را حمایت کردم.
در این سالها به ایران هم میآمدید؟
تقریبا هر 2 سال یک بار به ایران میآمدیم و مدتی میماندیم و برمیگشتیم، گاهی هم مریم به تنهایی میآمد، چند ماهی میماند و برمیگشت. من هیچ مشکلی با رفت و آمد او نداشتم، هروقت که میخواست به ایران میآمد، هر کاری هم دوست داشت برایش انجام میدادم.
چرا همسرت تصمیم گرفت از تو جدا شود؟
مشکلات مریم از زمانی شروع شد که پدرش فوت کرد و مادرش هم بشدت بیمار شد، مریم دلش میخواست پیش مادرش باشد، همیشه از این که در کنار پدرش نبوده، ناراحت بود، او در سال چند ماه را در ایران میماند، برایم سخت بود که بدون مریم زندگی کنم، اما برای این که او را اذیت نکرده باشم تحمل میکردم، تا این که یک روز به من گفت قصد دارد نروژ را ترک و در ایران زندگی کند اما من مخالفت کردم. سالها بود که من برای به دست آوردن موقعیت فعلیام در نروژ زحمت کشیده بودم و به مریم گفتم که حاضر نیستم به ایران برگردم و بهتر است در نروژ بمانیم. مریم خیلی تغییر کرده بود، او دیگر به حرفهای من توجهی نمیکرد و تاکید کرد که به ایران باز خواهد گشت.
پس شما در جریان خروج همسرتان از نروژ بودید.
البته در جریان بودم اما مریم به من نگفته بود که برای همیشه ترکم میکند. زمانی که همچنان درگیر بودیم به مریم گفتم که هر چقدر خواست میتواند در ایران باشد اما چند ماه در سال را هم به من اختصاص دهد. تمام حرفم این بود که به عشق من احترام بگذارد. مریم قبول نکرد، به او گفتم مادرش را به نروژ بیاورد و با توجه به امکاناتی که در نروژ هست بهتر میتوانیم از او مراقبت کنیم، باز هم قبول نکرد و چند ماه بعد گفت که میخواهد به ایران برود، من هم به تصور این که مثل دفعات قبل قصد دیدار خانوادهاش را دارد قبول و مریم را راهی تهران کردم.
چه زمانی متوجه شدی همسرت از تو جدا شده و دیگر قصد بازگشت به نروژ را ندارد؟
6 ماه از آمدن مریم به ایران گذشته بود که در یکی از تماسهایم از او پرسیدم کی بازخواهد گشت؟ مریم گفت از من جدا شده و دیگر هیچ وقت به نروژ نخواهد آمد. خبر شوکهکنندهای بود، گفتگوهای من با مریم نتیجهای نداشت و در نهایت مریم به من گفت که هیچ دلبستگیای در نروژ ندارد و نمیخواهد دیگر بازگردد. من برای حل مشکل به ایران آمدم، اما حکم طلاق به صورت غیابی صادر شده بود و حتی مریم صیغه طلاق را هم جاری کرده بود. به هر حال من همسرم را دوست دارم و تقاضا دارم این حکم را لغو کنید.
همسرت مهریهاش را هم به اجرا گذاشته بود و مطابق رای صادره باید مهریهاش را هم بپردازی، آیا به این موضوع هم اعتراض داری؟
من حاضرم تمام حق و حقوق او را بپردازم و اعتراضی هم نسبت به این موضوع ندارم، اما خواهان لغو حکم طلاق هستم و نمیخواهم تحت هیچ شرایطی مریم را از دست بدهم. میدانم که هنوز هم مرا دوست دارد و یک مشکل کوچک و دوری از من باعث شده او اقدام به طلاق کند. ضمن این که رای دادگاه زمانی صادر شده است که من نبودم و حق صحبت کردن از من سلب شده است.
مریم عفتی
نظر کارشناس
آتوسا جلالی، روانشناس
زندگی در خارج از کشور مسالهای است که بسیاری از جوانان و مردم دوست دارند و فکر میکنند اگر در خارج از ایران زندگی کنند، شرایط ایدهآلی خواهند داشت، در صورتی که آنها این مساله را تجربه نکردهاند و بنابراین نمیتوانند دیدگاه درستی هم در این خصوص داشته باشند. هرچند کشورهای اروپایی پیشرفتهتر از کشور ما هستند و امکانات بیشتری دارند، اما به دلیل نوع روابط حاکم بین مردم و فرهنگ متفاوتی که ما با آنها داریم، اگر تصمیم به زندگی برای همیشه در آن کشورها باشد، مشکلاتی به لحاظ روحی برای ایرانیان به وجود خواهد آمد.
اروپائیان و آمریکائیان، فرهنگی کاملا صنعتی دارند و روابط عاطفی عمیق بین آنها حاکم نیست. در صورتیکه ایران متفاوت است و بین مردم در خانوادهها روابط عمیقی به لحاظ عاطفی حکمفرماست. بنابراین زمانی که یک ایرانی به خارج از کشور میرود، آگاهی از این مشکلات ندارد و پس از ورود با سیلی از مشکلات روحی روبهرو خواهد شد.
البته اگر فردی از بچگی در کشور اروپایی زندگی کند ناخودآگاه تا حدود بسیاری خوی و خصلت مردم آن منطقه را خواهد داشت و چندان زندگی برایش دشوار نخواهد بود.
مشکلات روحی و احساس پوچی بیشتر در کسانی اتفاق میافتد که پس از شکل گرفتن عواطف و شخصیتشان کشور را ترک میکنند. وقتی دوران جوانی گذشت و کمکم به سمت میانسالی و پیری رفتند، احساس میکنند در این سالهای عمر چیزی به دست نیاوردند و کسی هم از آنها پشتیبانی نمیکند.
اینگونه تفکرات مشکلات روحی شدیدی را به وجود میآورد و فرد تصمیم به بازگشت میگیرد و به یاد وطن میافتد که مسلما ترک همسر و فرزندان از جهت دیگر مشکلساز خواهد بود.
باید تاکید کنم بهترین محیط زندگی جایی است که فرد در آن رشد میکند و در واقع مرحله شکلگیری شخصیت در آنجا طی میشود. مساله بعدی که باید به آن توجه داشت این است که وقتی جوانی تصمیم به ترک وطن و خانواده برای همیشه میگیرد تمام مسائل و مشکلاتی که او را تهدید میکند به او گوشزد شود و خانواده بهترین مکان برای مطرح کردن چنین مسائلی است. اطلاعرسانی مطبوعات نیز در این خصوص بسیار مهم است، چرا که رسانهها میتوانند با بیان واقعیتها و تلخیهایی که در خارج از ایران وجود دارد با تبلیغات غیرواقعی غربیها برخورد و در واقع آن را خنثی کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم