مربیان لیگ برتر، فقط نیمکت‌هایشان عوض می‌شود

یک چند ضلعی بسته‌

1 - روزی رنگ قرمز فقط با یک اسم شناخته می‌شد. هیچ کس نمی‌توانست و نمی‌خواست پرسپولیس بدون پروین را تصور کند. برای آنها که این تیم را دوست داشتند هر باوری درباره کنار رفتن پروین محال بود، اما او کنار رفت و پرسپولیس هم برخلاف انتظار، نمرد.
کد خبر: ۱۹۶۲۹۸

 این پروسه برای نشستن یکی به غیر از پروین روی نیمکت تیم، آنقدر برای داخلی‌ها به بن‌بست خورد تا گزینه خارجی مطرح شد و سرانجام آری هان جای پروین را گرفت. گزینه‌ای که بعد از 2 نسل تغییر ماهیت داد و قطبی را روی نیمکت نشاند و همه دیدند فاجعه‌ای در این تیم رخ نداد. قطبی آمد، لقب امپراتور را با زیرکی از هواداران گرفت و حالا هم نام پروین را به کلی از ذهن طرفداران تیم سرخ پاک کرده است. حالا هوادارانی که عادت کرده‌اند در سیستم پادشاهی رفتار کنند، به جای پروین، امپراتور را می‌شناسند. امپراتوری که قهرمانی در لیگ برتر را در هیجانی‌ترین شکلش به تماشاگران هدیه داده بود، این بار می‌خواهد آنها را تا قله آسیا ببرد ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که این بار بتواند به قولش عمل کند.

داستانی که برای نیمکت پرسپولیس روایت شد، داستان همه تیم‌های لیگ برتری است، اما با این اختلاف که به شکلی دیگر نوشته و به شکلی کاملا متفاوت هم خوانده می‌شود. جلال چراغ‌پور که به تئوریسین فوتبال ما مشهور شده و حاضر نیست تیمی را برای مربیگری بپذیرد، ماجرا را از این زاویه می‌بیند: «کمتر دیده شده که افق دید مدیران فوتبال ایران به چند سال برسد. بسیاری از آنها که افق دیدشان را تا کمتر از یک فصل تقلیل داده‌اند، آنقدر ضعیف عمل می‌کنند که تیم در یک فصل چند تغییر را در نیمکت می‌بیند و از آن ضربه می‌خورد. فوتبال ما نیاز به مدیریت را بدجوری احساس می‌کند. نیازی که شاید اصلا برآورده نشود.» این نیاز وقتی برآورده می‌شود که مدیران ما برای باقی ماندن در پست‌های سازمانی تهدیدی را متوجه خودشان نبینند و برای ماندن تلاش نکنند، اما این اتفاق که به همین راحتی‌ها نمی‌افتد.

تزلزل در سطح مدیریتی باشگاه‌ها باعث می‌شود، هیچ مدیری به سازندگی، تمایلی نشان ندهد. در این شکل، همه به لقمه‌هایی فکر می‌کنند که خارج از دایره باشگاهی آماده شده‌اند. بازیکنان حاضر و آماده‌ای که به باشگاه، برای رسیدن به هدف خاصش کمک کنند. حال این هدف می‌تواند قهرمانی باشد یا بقا در لیگ.

با این شکل، فقط چند مربی نتیجه‌گرا یا باسابقه که کارنامه‌ای موفق در لیگ از خودشان بجا گذاشته‌اند، در دید مدیران باقی می‌مانند و بقیه به جبر این تفکر، باید به خانه‌نشینی تن دهند. مدیران تنها چند گزینه را می‌بینند و اگر مدیری از نام یک مربی بگذرد، مدیر بعدی او را انتخاب می‌کند. از این منظر باید گفت تیم‌های لیگ برتری ایران که به تازگی جدول 18 خانه‌ای را تجربه می‌کنند، به شکلی عجیب خود را درگیر یک چندضلعی بسته کرده‌اند و تنها نقاط اتصال اضلاع را با هم عوض می‌کنند. اگر فردی این نام را نخواهد، حتما دو سه تیم هستند که او را انتخاب کنند و به این ترتیب همه چیز طبق خواست عده‌ای محدود و معدود در فوتبال ایران پیش می‌رود. نگاهی به تیم‌های لیگ برتری نشان می‌دهد چند درصد این تئوری به حقیقت نزدیک است.

2 - فیروز کریمی که از میان تیم‌های حاضر در لیگ برتر سابقه حضور روی نیمکت مربیگری 6 تیم پاس، ابومسلم، سپاهان، راه‌آهن، استقلال اهواز و استقلال تهران را در کارنامه داشت، پس از تلاش بی‌فرجام برای نشستن روی نیمکت مربیگری استقلال اهواز، این فصل با صباباتری قم در لیگ حاضر است. او به دلیل تسلط کاملی که به دلیل تحصیلات 6 ساله به علم روان‌شناسی دارد، به گونه‌ای با بازیکنان و رسانه‌ها برخورد می‌کند که همه هواداران فوتبال آرزو می‌کنند، روزی نیاید که لیگ برتر، فیروزخان را نداشته باشد. شاید مدیران فوتبال ایران هم مثل بسیاری از هواداران فکر می‌کنند که نمی‌گذارند این مربی طناز بدون تیم بماند. او به دلیل همین افق دید محدود، تقریبا به همه شهرهای فوتبالی ایران سفر کرده و یکی از مربیان ایران‌دیده این مملکت است.

3 - اکبر میثاقیان هم دست‌کمی از فیروزخان ندارد. او کار در تیم‌های ابومسلم و راه‌آهن را تجربه کرده و این بار با استقلال اهواز بختش را امتحان می‌کند. اکبر اوتی فوتبال ما که به دلیل عصبانیت آنی در بازی پیش از فصل با مس و درگیری با سرمربی مس از ابومسلم اخراج شد و نتواست با این تیم به لیگ هشتم پا بگذارد، بعد از اخراج 3 مربی و خالی شدن نیمکت اهوازی‌ها به این شهر رفت و با برادران شفیع‌زاده به توافق رسید. به این ترتیب او هم به جرگه مربیان درون این فهرست پیوست.

4 - دکتر بیژن ذوالفقارنسب که یکی از تحصیلکرده‌های متشخص فوتبال هم هست، یکی از کسانی است که حضور روی نیمکت بیش از 5‌‌تیم لیگ برتری را تجربه کرده‌اند. او در سایپا، استقلال تهران، مس (زمان لیگ یک)، پیکان و ذوب‌آهن مربیگری کرد و حالا روی نیمکت پگاه نشسته است.

5 -‌ پرویز مظلومی بعد از مربیگری در استقلال تهران، در پی شماره یک بودن از این تیم جدا شد تا مربیگری در تیم‌های دیگر را تجربه کند. او در آبادان و ابومسلم تجربه‌های خوبی داشت و در نهایت مس را انتخاب کرد. او این فصل از ابومسلم هم پیشنهاد داشت و حتی بعد از قبول مربیگری در مس هم نگاه ابومسلمی‌ها را متوجه خود می‌دید. تا آنجا که بعد از اخراج میثاقیان از ابومسلم به او پیشنهاد داده شد از مربیگری مس استعفا بدهد و به مشهد برود.

6 - مجید جلالی که در میان فوتبالی‌ها به مجید کامپیوتر مشهور است از آن دسته مربیانی است که بدون تیم نمی‌ماند. اگرچه او در وب‌سایت اختصاصی‌اش از عمر پایین مربیگری در ایران صحبت کرده، اما با نگاهی به فعالیت او در چند سال اخیر متوجه می‌شویم حداقل او از این نظر آسیبی جدی ندیده است. او علاوه بر حضور در باشگاه‌های وحدت و شهید قندی یزد در تیم‌های لیگ برتری هم زیاد کار کرده و سابقه مربیگری سایپا، پاس، صباباتری و استقلال اهواز را دارد و امسال هم با فولاد که جای فولاد سپاهان نوین را در لیگ برتر گرفته، فعالیت می‌کند.

7 - محمود یاوری بعد از 2 بار حضور در باشگاه استقلال اهواز آن هم در مدتی کمتر از 2 ماه، بیکار شد. او سابقه کار در برق شیراز و سپاهان را در پرونده دارد، اما به دلیل وضعیت مالی استقلال اهواز، حاضر نشد در این تیم بماند.

8 - خداداد عزیزی از آن دسته افرادی است که به جنجال‌هایشان زنده هستند. خداداد حتی این شیوه را در کلن هم فراموش نکرد و درگیری‌اش با یکی از هواداران منجر به جدایی‌اش از این تیم شد. این ماجرا در زمان مربیگری‌اش در ابومسلم هم تکرار شد، اما این بار او به جای هوادار با مدیر باشگاه درگیر شد. او در راه‌آهن و ابومسلم حضور داشته و امسال با پیام، به تجربه‌ای تازه فکر  می‌کند.

در کنار این نام‌ها، اسامی دیگری هم وجود دارد که در نقطه مقابل قرار دارند. مربیانی که زیاد اهل تیم عوض کردن نیستند و در یک تیم آرام گرفته‌اند.

1 - در صدر این فهرست نام غلام پیروانی دیده می‌شود. یک بار هم که او می‌خواست تیمش را عوض کند، مسوولان شهر شیراز و مدیران استان فارس اجازه ندادند تا مقاومت سپاسی بدون شاغلام راهی لیگ برتر شود.

2 - قلعه‌نویی فقط بک بار آن هم در برهه‌ای خاص مجبور به تغییر تیم شد. او بعد از بازگشت از جام ملت‌ها و وقتی تیم ملی را از دست رفته می‌دید، مجبور شد تهران را به قصد کرمان ترک کند. نتایج خوب تیمش در چند ماهی که در کرمان بود، راه را برای بازگشت این مربی به تهران باز کرد تا فتح‌الله‌زاده او را به تیمش بیاورد.

3 - منصور ابراهیم‌زاده بعد از مربیگری در تیم ملی به فکر افتاد که نفر شماره یک تیم باشد. به دنبال این تصمیم او از سایه‌ای که سال‌ها در سپاهان به آن پناه برده بود، خارج شد تا ذوب‌آهن را به دست بگیرد.

4 - محمد عباسی بعد از یک دوره کوتاه مربیگری در برق که در عین کوتاهی تلخ هم بود، 2 سال منتظر ماند تا دوباره در همین تیم نوبت به او برسد، اما این بار ماجرا کاملا فرق می‌کند.

5 - وینگو بگوویچ بعد از روزهای شیرین و تلخ پرسپولیس، فصل قبل تجربه‌ای خوب را در همدان سپری کرد و امسال دوباره با این تیم وارد لیگ شده است.

البته نمی‌شود از چند اسم تازه بی‌تفاوت گذشت. لیت بارسکی مربی جدید سایپا، محمد احمدزاده که بجز یک سال حضور در شیراز فقط در انزلی مربیگری کرده و می‌گوید تیم فقط ملوان است، هادی برگی زر که اولین تجربه نشستن روی نیمکت لیگ برتری یک تیم را پشت‌سر می‌گذارد و بالاخره داوود مهابادی که در حال سپری کردن دومین سال مربیگری‌اش در راه‌آهن است.

آن طور که محمد مایلی‌کهن می‌گفت: مربیگری در ایران شغل چندان مناسبی نیست چون از لحظه ورود، شمارش معکوس برای خروج مربی شروع می‌شود، اما با این وجود، شاید هیچ مشکلی برای مربیان وجود نداشته باشد، چون همه آنها در چرخه‌ای کاملا قابل پیش‌بینی فقط جای یکدیگر را در چندضلعی فوتبال ما می‌گیرند.

رضا امید وار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها