خودت را باور کن‌

کد خبر: ۱۹۶۱۲۷

والدین خوبی داریم، اما پدر نقش پررنگی در زندگی‌مان ندارد و سعی می‌کند فقط با تامین مخارج تعهدات خود را عملی کند. او چندان در تربیت و پرورش ما دخالت نکرده و این کار بیشتر به عهده مادر بوده است. جولی 10 ساله بود که برادر کوچک‌ترمان به دنیا آمد.

پدر به دلایل فردی که شاید بافت خانوادگی‌اش یکی از علل آن بود توجه خاصی نسبت به این پسر کوچک نشان می‌داد و فکر می‌کرد که فقط این پسر می‌تواند برایش دوست و همدم خوبی باشد و او را درک کند.

همین امر به‌مرور موجب جریحه‌دار شدن احساسات جولی شد که در آن زمان نیاز  به تایید و تشویق بیشتر والدین بویژه پدر داشت. جولی مدتی بهانه‌گیر و بد اخلاق شده بود. به دوران بلوغ رسیده بود و مرتبا به دلیل جوش‌های صورت و تغییرات جسمی‌اش گله می‌کرد و در دوره متوسطه نیز بیشتر از هر زمان دیگری انگیزه برای جراحی زیبایی بینی پیدا کرده بود.

والدین با این کار او چندان موافق نبودند، اما او می‌گفت صورت من این طوری زشت است، اما اگر بینی‌ام جراحی شود بسیار بهتر خواهم شد و خوشحال می‌شوم. ما که دیدیم با او نمی‌توان به هیچ صورتی کنار آمد، سعی کردیم او را متقاعد کنیم تا گرفتن دیپلم صبر کند، زیرا ممکن بود اگر زودتر اقدام به این عمل کنیم دچار تغییرات رشدی ثانویه شود و دوباره نیاز به اصلاح داشته باشد.

نهایتا او دیپلم خود را گرفت و جراحی زیبایی بینی برایش انجام شد. البته در تمام مراحل بیمارستان و بخیه و ویزیت‌های پزشک فقط مادر و گاها من همراهش بودم. پدر به دلیل مخالفتش با این کار خود را درگیر نکرد.
او تا مدتی احساس بهتری داشت و ظاهرا از صورتش راضی بود، اما دوباره نارضایتی‌هایش شدت گرفت و تمایل داشت فقط مجله بخواند و موسیقی گوش کند و بخورد.

همین کار نیز موجب افزایش وزن او شد. پس از مدتی ادعا کرد که باید چربی‌های اضافه بدن او به شیوه جراحی خارج شود تا اندامی متناسب پیدا کند و بتواند در مکان‌های عمومی ظاهر شده و دنبال کار یا ادامه تحصیل برود.
خواسته‌های او تمامی نداشت و تمام اینها علاوه بر هزینه نیاز به مراقبت و مسوولیت‌های بعدی داشت که والدین از انجام آن سر باز زدند.

او مرتب عصبانی بود و سر هر مساله کوچکی داد و بیداد به راه می‌انداخت. حتی وقتی من با او صحبت می‌کردم تا آرامش کنم می‌گفت؛ چون تو مشکلات مرا نداری احساساتم را نمی‌فهمی. من از خودم بدم می‌آید و با این هیکل گرد نمی‌توانم هیچ کاری کنم.

پس از مدتی که دیگر خسته شده بودیم و از طرفی هم نگران جراحی و عوارض بعد از عمل بودیم تصمیم گرفتیم با یک مشاور متخصص صحبت کنیم و بعد تصمیم نهایی را بگیریم. زیرا او تهدید کرده بود که اگر توجهی به او نکنیم ممکن است از خانه فرار کند.

مشاور پس از شنیدن صحبت‌های مادر و او نظر خود را این گونه بیان کرد که جولی پس از این عمل جراحی نیز احساس خوبی نخواهد داشت. زیرا او فقط می‌خواهد از شر اضافه وزنش خلاص شود، اما حاضر نیست خودش برای آن کاری بکند. چاقی بدن مانند بینی یا گوش نیست که به شیوه‌ای آفریده شده باشد و نتوان در تغییر آن نقش داشت.

اگر او واقعا خواهان داشتن اندامی متناسب و سلامت است، می‌تواند با کاهش میزان غذا و ورزش‌های مداوم زیر نظر متخصص به کاهش وزن برسد.

از طرفی او دچار ضعف اعتماد به نفس است. او خودش را باور ندارد. در دوران کودکی و نوجوانی که بیش از هر چیز نیاز به توجه و محبت و تایید پدر داشته از این امر محروم مانده و با توجه به این که شخصیتی برونگرا و مهر طلب دارد، می‌خواهد این توجه را از طرق دیگر و از جانب افراد دیگر دریافت کند.

او ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کند که اصلاح ظاهر و صورت است، اما حاضر نیست با سعی و تلاش به ارتقای روحی و رفتاری خود بپردازد.

مشکل اضافه‌وزن او در واقع یک بهانه است که نیاز به دریافت محبت و توجه دارد. او نه‌تنها از ظاهر و اندامش ناراضی است بلکه از خودش هم راضی نیست. اگر دست به عمل جراحی زده شود دوباره از یک چیز دیگر ایراد می‌گیرد و خواهان برطرف کردن آن است، در صورتی که مشکل اصلی نپذیرفتن خود واقعی اوست.

البته پدر هم در این میان نقش  داشته، اما نمی‌توان او را مقصر دانست زیرا هر کسی تفکرات مخصوص به خود را دارد و برخی از مردها نمی‌توانند احساسات محبت‌آمیز خود را آن طور که باید و شاید به فرزندان دختر و حتی همسرانشان ابراز کنند، مگر این که در خانواده در دوران مجردی یا پس از ازدواج از طریق مطالعه آموخته باشند.

او باید یاد بگیرد که خودش را همان طور که هست بپذیرد و در ضمن از نعمت‌ها و نقاط مثبتی که به او هدیه داده شده بهره‌مند شود و شاکر باشد نه دنبال معایب و ناکامی‌ها باشد.

تا وقتی که به درون خود نپردازد و منتظر تایید دیگران از بیرون و محیط اطراف باشد هرگز به نتیجه خوبی نمی‌رسد و مرتب در پی تغییر ظاهر خود خواهد بود.

مترجم : سحر کمالی نفر
منبع: latimes.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها