تاریخ پیدایش علم پزشکی مربوط به چه دورانی بوده است و آیا مکتوباتی از آن زمان وجود دارد؟
قدمت علم پزشکی به قدمت شکلگیری انسان است. از زمانی که جوامع انسانی به صورت ابتدایی شکل گرفت، همواره افرادی بودند که مسائل مربوط به سلامتی انسانها را مراقبت و بیماران را علاج میکردند. آنچه امروزه از سنگنوشتهها و حجاریها به جا مانده بدون استثنا حضور یک پزشک در هر جامعهای را تایید میکند. در حال حاضر هم در میان قبایل و بومیان جنگلهای آفریقایی که رفاه انسانی ندارند، فرد یا افرادی حضور دارند که کار پزشکی را انجام میدهند، اما پیدایش علم پزشکی به صورت مدون از 5000 سال پیش در بینالنهرین و در میان سومریها به وجود آمد که مربوط به قوانین حمورابی، پادشاه سومریان است. بخشی از این قوانین و ضوابط مربوط به نظام پزشکی بوده و نحوه ارتباط با بیمار و چارچوب فعالیت پزشک و ... در آن مشخص شده است. بنابراین در آن زمان نهتنها علم پزشکی، بلکه قوانین مربوط به این رشته هم معین شده بود.
در یونان قدیم هم 2500 سال پیش شخصی به نام بقراط میراث یونانیان در علم پزشکی را تدوین کرد.
رشته پزشکی در ایران و چه زمانی آغاز شد و چه جایگاه و ویژگیهایی داشت؟
در ایران قبل از اسلام در کلیله و دمنه بابی را به نام برزویه طبیب درباره پزشکی میبینیم و مهمتر از آن اولین مجتمع آموزشی پژوهشی، پزشکی و درمان را در تاریخ بشری در جندیشاپور داریم که علوم مختلف بویژه طب به صورت دنبالهدار، منظم و جامع در آن تدریس میشد. از زمان تاسیس جندیشاپور تا اضمحلال آن 4 قرن طول کشید که چنین مجموعهای با این سابقه و ن اول وسعت قبل از آن تاریج وجود نداشت. البته مدارسی در اسکندریه، چین، هند و یونان وجود داشت که پزشکی را آموزش میدادند، اما گستردگی و پایداری آموزش تنها در جندیشاپور دیده میشد. در ایران بعد از اسلام نیز علم پزشکی با پزشکان درجه اول تاریخ طب مانند ابوعلی سینا و زکریای رازی برجسته میشود؛ اما در کنار این افراد، پزشکانی همچون طبری، اهوازی، شیخالرئیس جرجانی صاحب کتاب ذخیره خوارزمشاهی، ابن نفیس دمشقی کاشف جریان خون، ابنالیاس شیرازی که کتابهایی را در مورد کالبدشناسی و تشریح بدن انسان دارد، میبینیم که از برجستگان تاریخ طب اسلام، در ایران و اسلام به شمار میآیند. در توصیف جایگاه و اهمیت پزشکی در ایران، همین بس که بگوییم در زمینه پزشکی اسلام به طور عام و در پزشکی ایرانی به طور خاص در طول قرنهای گذشته، حدود 13 هزار جلد کتاب تالیف شده است که تعدادی از این کتابها در زمان خودش به زبانهای مختلف از جمله عبری، لاتین، آلمانی، فرانسه، روسی و انگلیسی ترجمه شده و دیگران از دستاوردهای پزشکان ایرانی و مسلمان بهرهمند شدند.
قدیمیترین کتاب و سند به جا مانده در حوزه پزشکی در ایران... قدیمیترین متن فارسی به جا مانده در ارتباط با پزشکی یکی کتاب «الانبیه عن الحقایق الادویه» هروی است که متن فارسی دارد و نسخهای از آن به خط اسدی توسی نوشته شده و در کتابخانه اتریش دروین نگهداری میشود.
به یک روایت، این کتاب قدیمیترین نثر فارسی است که در دست داریم و قبل از آن کتابی چه در زمینه پزشکی و چه غیرپزشکی نداشتهایم. کتاب دیگر «هدایت المتعلمین» است که توسط اخوینی به زبان فارسی و به عنوان راهنمای دانشجویان پزشکی نوشته شده است. درباره انتخاب قدیمیترین نسخ پزشکی از بین این دو کتاب هنوز میان محققان اختلافنظر وجود دارد، اما در هر حال قدیمیترین نثر فارسی به جا مانده از گذشته مربوط به کتاب الانبیه هروی و هدایت المتعلمین اخوینی است.
نکات طبی و بهداشتی در کتب آسمانی و مذهبی و همچنین در سخنان بزرگانی چون سعدی و فردوسی نیز آمده است. پایه و مبنای تاریخی آنها چقدر کاربرد علمی دارد؟
معمولا درکتابهای آسمانی و مذهبی اشاراتی به مسائل بهداشتی شده است. البته رسالت انبیای الهی پزشکی نبوده، اما بیان نکات بهداشتی در ارتباط با سلامت جسم و روح دارای مبنای پزشکی است. از جمله آیه «بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید» یک دستور بزرگ بهداشتی است که امروزه ثابت شده به طوری که در حال حاضر یکی از مشکلات جوامع صنعتی پرخوری و بیتحرکی است که باعث بیماریهای قلبی عروقی و کلیوی و... میشود و اگر به این دستور پزشکی اسلام عمل کنیم، خیلی از مسائل حل میشود. یا در گفته بزرگانی چون سعدی آمده است: سخن آن گه حکیم کند آغاز یا سر انگشت سوی لقمه دراز / که ز ناگفتنش خلل زاید یا زناخوردنش به جان آید. که اشاره به زیان خوردن غذا قبل از گرسنگی است. پس میبینید که چه در دین اسلام و چه در گفته بزرگان ما که پزشک نبودند باز همین دستورات عمومی راجع به سلامت آمده است. آنچه هم که در اوستا یا دستورات زرتشتی، یهودیت و اسلام هم که کامل و جامع بیان گردیده مثل طبالنبی، طب الرضا و طب الائمه و... الان هم معتبر است.
گفته میشود مسلمانان تنها امانتداران علم پزشکی بوده و آن را از یونانیان گرفته و به غرب تحویل دادهاند. این نظریه تا چه حد صحت داشته و سهم ایرانیان در این میان چقدر بوده است؟
بعد از ظهور اسلام پایه و جوهر موجود در تعلیمات اسلامی، مردم را تشویق به علم میکرد و مسلمانان با تکیه بر آموزههای آیات و احادیثی چون «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و المسلمه» که آموختن علم برای هر زن و مردی واجب است یا «اطلبو العلم و لو بالصین» یعنی طلب علم کنید هر چند در چین باشد و... هر کجا علمی به زبان پهلوی، سریانی، یونانی و... بود، به زبان عربی ترجمه میکردند اما این نظریه که مسلمانان تنها امانتداران علم بودهاند، صحت ندارد البته ناگفته نماند که علم و تمدن هر قومی تنها محصول آن قوم نیست، بلکه از ملتها و اقوام گذشته نیز آثاری دیده میشود. مسلمانان هم از این اصل مستثنا نبودهاند. آنها هم علوم را از دیگران گرفتند و هم خود مطالب جدیدی به آن میافزودند. برای اثبات این ادعا میتوانیم به کتاب «حشایش» دیوس خوریدوس در حوزه داروشناسی اشاره کنیم که از یونانی به عربی ترجمه شده و شامل 500 قلم از مفردات دارویی است. مسلمانان از این کتاب استفاده کردند. بعد از آن ابنبیطار آندلس در کتاب خود به نام «مفردات ادویه» نام 1400 قلم دارو را ذکر میکند که نشان میدهد مسلمانان 900 قلم دارو به داروهایی که یونانیان کشف کرده بودند، اضافه نمودند. سپس این کتاب با وجود کتاب حشایش دیوس خوریدوس یونانی، به زبان اروپایی ترجمه شد. یا نظریات جالینوس در گردش خون که دارای اشکالاتی بود و ابن نفیس دمشقی آن را اصلاح کرد، به طوری که آنچه امروزه در این حوزه داریم یادگار ابن نفیس است نه جالینوس. بعلاوه میتوان گفت: مسلمانان پایهگذار چشمپزشکی در دنیا بودهاند و در زمان قطبالدین شیرازی یک بیمارستان چشمپزشکی به نام بیمارستان مظفری در شیراز به این منظور دایر شد. بنابراین در مقام مقایسه اگر میزان علمی که مسلمانان از یونانیها گرفتند عدد 10 باشد، آنچه تحویل دادهاند، از عدد 100 هم بیشتر است!
خیلی از مردم طب سنتی را همان طب گیاهی میدانند که در گذشته رواج داشته در حالی که پزشکی در ادوار قدیم آمیخته با عرصههایی چون ریاضی، فلسفه و... بوده است. درخصوص وجه تمایز آنها توضیح دهید؟
طب گیاهی بخشی از طب سنتی است که امروزه هم کاربرد دارد و ایرانیها و مسلمانان نقش مهمی در توسعه طب گیاهی داشتند و این طب گیاهی که در حال حاضر در هند تدریس میشود، ریشه ایرانی دارد، اما گفته میشود طب یونانی است در حالی که منابع و مراجع آنها بیشتر به زبان فارسی است نه یونانی!
چه ویژگیها و خصیصههایی از پدر علم طب ایران ابوعلی سینا میتواند الگوی پزشکان عصر حاضر قرار بگیرد؟
پزشکان ما، افراد معتقدی بودند؛ به عنوان نمونه ابوعلی سینا در شرححال خود که بخشی را خودش نقل کرده و از سوی شاگردش ابوعبید جوزجانی ثبت شده گفته است. هرگاه درباره مساله علمی با مشکلی روبهرو میشدم و از درک آن عاجز میگشتم، به مسجد میرفتم و از خدا میخواستم آن مساله را برای من حل کند. یا در کتابهای طب قدیم در شرح درمان بیماریها، پس از بیان چگونگی استفاده از داروها و انجام اعمال مربوط عبارت «انشاءالله خوب میشود» آمده است که نشان میدهد همه جا پزشکان ما انسانهای بااعتقادی بودند که با باور عمیق به خدا و ناظر دانستن او، کار پزشکی را انجام میدادند. لذا پزشکی اسلامی، پزشکان مسلمان و بخصوص پیشکسوتان مانند بوعلی سینا آموخته اخلاق اسلامی و انسانی بودند و روش برخوردشان با بیماران، خدایی و انسانی بود؛ به طور کلی اگر بخواهیم در طب دنبال ارزشهای اخلاقی بگردیم، بهترین نمونهها را نزد پزشکان ایرانی و مسلمان میتوانیم پیدا کنیم، مثلا در یکی از مقالههای 4 مقاله عروضی سمرقندی که مربوط به پزشکی است، اخلاق پزشکان و چگونگی رفتارشان به تفصیل بیان شده؛ در این کتاب صفاتی مانند طیب و پاکیزه بودن، داشتن خلق خوش و ناظر دانستن خدا و... به عنوان مشخصههای پزشک یاد شده است.
جایگاه و وجاهت پزشکان در فرهنگ ما به خاطر اقدامات درخشان ابوعلی سینا، رازی و دیگر حکیمان مشرقزمین و حکمت و معرفت والای آنهاست. راههای حفظ این جایگاه و ترویج ارزشهای معنوی و اخلاقی چیست؟
آموزش اخلاق پزشکی باید در دانشکدههای پزشکی و به عنوان یک درس در نظر گرفته شود که ظاهرا مقدمات آن فراهم شده است. در این کلاسها، راه ترویج چنین اخلاقی، مطالعه حالات بزرگان پزشکی در گذشته و مطرح کردن مواردی است که پزشکان در قدیم با آنها مواجه میشدند و این که پزشکی یک علم روحانی بود و مبنای برخورد پزشکان با بیمار بیشتر براساس مبنای معنوی بود تا مادی. لذا به این خاطر بود که در گذشته طبابت با حکمت و طبیب را با حکیم مترادف میگرفتند، یعنی فردی که کار پزشکی میکند، کارش براساس حکمت است و این حکمت متعالی که براساس آن، انسان شناخته میشود توام با کار پزشکی بوده است.
آیا طبق چشمانداز 20 ساله توسعه، ایران هم میتواند همپای کشورهای در حال توسعه در حوزه پزشکی پیشرفت کند و سال 1404 در منطقه خاورمیانه اول شود؟
هماکنون که به سال 1404 نرسیدهایم، در بسیاری از مسائل پزشکی، پزشکان ایرانی چه در حوزه تئوری و چه در حوزه عملی از پیشرفتهای خوبی برخوردارند و کارهایی که در ایران انجام میشود، چه از لحاظ تکنیکی و چه عملی، از بسیاری از کشورهای منطقه جلوتر است و بدون تردید اگر این مسیر ادامه یابد، ما امید زیادی داریم که در پایان این 20 سال، حرف اول را در منطقه بزنیم.
سیده سعیده اختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم