گفتگو با دوست خوب بچه‌ها

دنیای کودکی‌ام کجاست‌

رضا فیاضی در یکی از روزهای گرم تیرماه 1332 در شهر اهواز به دنیا آمد. مادر و پدرش او را عبدالرضا نام نهادند، اما از همان ابتدا دوستانش رضا خطابش کردند.
کد خبر: ۱۹۵۷۳۶

کودکی او به‌سختی گذشت، پدرش دکان فروش روغن اتومبیل داشت و او از مدرسه که می‌آمد، به دکان می‌رفت و تا شب همانجا می‌ماند، خلاصه این‌که از بازی و شادی کودکانه خبری نبود. از همین‌رو گاهی عجیب برای کودکی‌اش دلتنگ می‌شود و دلش که می‌گیرد، این‌طور می‌نویسد:

«به همین اندازه از زندگی دلخوشم‌

کور رنگ نشده‌ام هنوز

درخت را مثل

درخت سی چهل‌سال پیش می‌بینم‌

زاغک را سیاه‌

عشق را آبی

و تو را که سبز‌ترین آواز جهانی

رنگ آفرینش‌

گم نشده‌ام‌

در خیابان‌های جردن و...

سرازیرم همچنان

میان لین پنج آسیه آباد

آخر آسفالت

بازار ماهی فروش‌ها

آقای فیاضی بازیگری را از چه زمانی آغاز کردید؟

از همان دوران مدرسه بازیگری را دوست داشتم. در حیاط پشت مدرسه بچه‌ها را دور خودم جمع می‌کردم و داستان فیلمی را که دیده بودم برایشان تعریف می‌کردم و هر کدام از ما نقشی را اجرا می‌کردیم.

در جایی گفته‌اید بازیگری هویت من است، چرا؟

چون در بازیگری شخصیت خود را کامل کردم. در سال‌های گذشته هر چه کار کرده‌ام، از نویسندگی، کارگردانی، بازیگری، عروسک گردانی، صداپیشگی و ترانه سرایی برای بچه‌ها بوده و خوشحالم که من را دوست خوب بچه‌ها می‌دانند. برای بچه‌ها قصه و ترانه گفته‌ام، اما بیشتر نمایشنامه و مجموعه تلویزیونی نوشته وکارگردانی کرده‌ام.

مشوق شما در زمینه بازیگری که بود؟

آن که در حق ما بروبچه‌های تئاتر اهواز پدری کرد استاد عزیزمان دکتر طباطبایی بود. اولین نمایش جدی که من کار کردم، نمایشی به نام در منطقه جنگی اثر یوجین اونیل به کارگردانی دکتر طباطبایی بود. پس از آن، دو نمایش را
خودم در اهواز کارگردانی کردم، گلدونه خانم و ترس و نکبت رایش سوم.

پس از اخذ دیپلم، در سال 53 به قصد تحصیل در رشته تئاتر، به تهران آمدم و در دانشکده هنرهای زیبا مشغول به تحصیل شدم. در دوران دانشجویی به عنوان مربی تئاتر با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری داشتم. در حقیقت علاقه من به کار کودک، از همین دوران شکل گرفت.

برای کودکان تاکنون چه کارهایی انجام داده‌اید؟

بی‌اغراق بگویم، من عاشق بچه‌ها هستم. وقتی بچه‌ها می‌خندند من دلشاد می‌شوم. وقتی کودکی را غمگین می‌بینم، دلم می‌گیره. برای همین دلسوزانه و عاشقانه برای بچه‌ها مجموعه‌هایی را نویسندگی، بازیگری و کارگردانی کرده‌ام. مجموعه زاغچه کنجکاو (نویسنده و کارگردان)،‌ هزار برگ هزار رنگ (بازیگر)‌، سلامتی چه خوبه (بازیگر)‌، دنیای شیرین (بازیگر)‌، قصه‌های تابه‌تا (بازیگر)‌، یک تابلو، یک حماسه
(3 مجموعه 13 قسمتی، نویسنده و کارگردان)‌، قصه‌های باباجی (54 قسمت در شبکه جام‌جم به عنوان بازیگر)‌، هادی و هدی (بازیگر)‌، شهر قشنگ (بازیگر)‌ و... .

در حال حاضر چه کارهایی را آماده نمایش دارید؟

در حال حاضر مجموعه صندوقخانه از آرش سجادی و مجموعه کشف بزرگ به کارگردانی میترا منصوری برای شبکه جام‌جم و فیلم سینمایی سبز کوچک به کارگردانی غلامرضا رمضانی را آماده پخش دارم.

و یک مجموعه اشعار...؟

درست است. مجموعه اشعار «بازیگر» هم چاپ شده و در کتابفروشی‌ها هم موجود است.

چه توصیه‌ای به علاقه‌مندان بازیگری دارید؟

بازیگری را یک دانش بدانند و آن را بیاموزند و ساده نپندارند.

و حرف آخر... .

مرا در آیینه شستشو دهید

گلاب از تن داغ شقایق بگیرید

و مجال آهی اگر مانده هنوز

نفسم به عطر شریف هنر بگردانید

محمدحسین قاسمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها