سهدرچهار در قالب طنز به درون زندگی 2 خانواده از قشر پایین جامعه رفت و با بیان مشکلات آنها مخاطبان تلویزیون را با خود همراه کرد. این قصه خوب را بازیگرانی چون محمد کاسبی، شهره لرستانی، مهران رجبی، علی صادقی و ... دیدنیتر کردند. کاسبی در سریال «سهدرچهار» نقش رحمان، پدر یکی از خانوادهها را بازی کرد. بازی روان و واقعگرای او باعث شد خیلی زود رحمان به یکی از شخصیتهای سمپاتیک سریال تبدیل شود. اما واقعیت این است که سریال «سهدرچهار» با تمام موفقیتش از نیمه کار به 2 پاره تقسیم شد.
در نیمه اول همه چیز خوب بود، قصه در اوج بود و بازیها روز به روز پختهتر میشد، اما در نیمه سریال از جایی که رحمان و سیروس به جرم رد و بدل کردن مواد مخدر دستگیر و راهی زندان شدند، قصه و بازیها از هم پاشیده شد و سریال دیگر نتوانست با قدرت اولیه به راه خود را ادامه دهد حالا دیگر. «سهدرچهار» تمام شده است و بازخوانی پرونده آن لزومی ندارد اما باز هم میتوان این پرسش را طرح کرد که چرا از نیمه سریال شخصیت مهمی چون «رحمان» غیب میشود؟ شما هم اگر با گروههای تولید فیلم و سریالهای تلویزیونی از نزدیک آشنایی داشته باشید، حتما این را میدانید که تهیهکننده به هزار و یک دلیل میتواند بازیگری را از فیلم و سریال حذف کند، فقط کافی است به نویسنده بگوید فلان شخصیت را که فلانی بازی میکند بفرست سفر، راهی بیمارستانش کن یا بندازش گوشه زندان. به همین سادگی میتوان یک شخصیت را حذف کرد. همانگونه که «رحمان» از «سهدرچهار» حذف شد، او را فرستادند زندان تا مخاطب هوس دیدن او را نکند. رحمان رفت زندان و سریال موفق «سهدرچهار» سیر نزولی را آغاز کرد! رحمان یک شخصیت بود که بازیگری چون محمد کاسبی آن را اجرا میکرد؛ شخصیتی که نویسنده او را دوست داشت و کارگردان با هزار زحمت او را راضی کرده بود که در این سریال بازی کند، اما بازیگر رحمان هم در همین جامعهای زندگی میکند که ما زندگی کنیم، برای ادامه بقا به پول نیاز دارد و یک بازیگر تنها راه امرار معاشش پولی است که به عنوان دستمزد میگیرد. طبق شنیدهها و گفتگوهایی که در طول پخش سریال در روزنامههای مختلف به چاپ رسید، بازیگر نقش رحمان فقط طلب دستمزد عقبافتاده خود را از تهیهکننده داشته است و این درخواست باعث حذف رحمان از سریال میشود! (تنها در قسمت آخر در 2سکانس ظاهر شد.)
سریال «سهدرچهار» به پایان رسید، سریالی که میتوانست به یکی از آثار موفق تلویزیونی تبدیل شود، اما مسلما وقتی رحمان از سریال حذف میشود دیگر برای بقیه عوامل حس و حالی نمیماند که کار را با قدرت و انگیزه اولیه ادامه دهند و چنین میشود که «سهدرچهار» از نیمه راه به بعد حرفی برای گفتن ندارد.
عدم پرداخت به موقع دستمزد عوامل سازنده یک اثر تلویزیونی یا سینمایی یکی از مشکلات بزرگی است که بیشتر دستاندرکاران تولید یک فیلم یا سریال با آن دست به گریبان هستند؛ مشکلی که اگر با حجم بالای تولیدات تلویزیونی فکری اساسی برای آن نشود، بدبینی را با خود به کل بدنه تلویزیون تزریق میکند که باعث چالشهای زیادی خواهد شد.
گروهی معتقدند ورود تهیهکنندگان جوان به عرصه تولید آثار تلویزیونی مهمترین دلیل به وجود آمدن موج عدم پرداخت دستمزدها است. همین گروه و کارشناسان معتقدند اگر مدیران تلویزیون در پرداختهای تهیهکنندگان حساسیت بیشتری نشان دهند، این مشکل خیلی زود حل خواهد شد.
حفاظت از ساختار اخبار
شما هم اگر بیننده سریال «ترانه مادری» از شبکه 3 سیما باشید، حتما دیدهاید که قبل از پخش این سریال تصویر و صدای آشنایی که تاکنون مخاطبان تلویزیون آن را به عنوان «آرم» پخش اخبار میشناختند، دیده میشود و بعد با اعلام ساعت 23 پخش سریال ترانه مادری آغاز میشود. شاید گروهی استفاده از «آرم اخبار» برای آغاز پخش یک سریال را «نوآوری» قلمداد کنند اما واقعیت این است استفاده از آرمهای آشنایی که مخاطب، سالیان سال آنها را به عنوان معرف یک برنامه ویژه در ذهن خود جای داده است برای معرفی یک برنامه دیگر، اشتباه است و ذهن مخاطب را مخدوش میکند.
استفاده از آرمهای مشخص بخش اخبار تلویزیون در بخش پخش سریال در تعاریف رسانه قابل پذیرش نیست، همچنانکه استفاده از ساختار «اخبار 60 ثانیهای» در بخش آگهیهای تلویزیونی نمیتواند جایگاهی داشته باشد. شما هم حتما در یکی از آگهیهای تجاری که از تلویزیون پخش میشود، دیدهاید که چگونه از ساختار یکی از پربینندهترین اخبار سیما استفاده شده است. شاید بهتر باشد معاونت سیاسی تلویزیون که بر اخبار صدا و سیما نظارت دارد و آنها را مدیریت میکند، از ساختار و هویت «اخبار» خود محافظت کند.
تاریخ معاصر در عظیمترین سریال تلویزیونی
هفته گذشته فیلمبرداری سریال «در چشم باد» پس از گذشت 5 سال به پایان رسید. این سریال را مسعود جعفریجوزانی کارگردانی کرده و فیلمنامه آن را نیز خودش نوشته است. نوشتن این فیلمنامه حدود یک سال طول کشیده است. در چشم باد قرار است پاییز امسال از شبکه یک سیما به نمایش درآید. 6 سال زمان برای تولید یک سریال 50 قسمتی که به تاریخ معاصر کشورمان میپردازد، زمان کمی نیست. در این سالها هزینه بسیار خرج شده است و افراد زیادی به کار گرفته شدهاند. البته در راه فرهنگ و فرهنگسازی، هزینه نکردن محلی از اعراب ندارد و میتوان مثل بسیاری از فرهنگدوستان گفت: ایکاش پول برای فرهنگسازی خرج شود! یک سریال میتواند با تصویری کردن تاریخ یک کشور آن را برای سالهای سال در ذهن مردم تداوم بخشد. هنوز هم مردم سریال «امام علی(ع)» ساخته داوود میرباقری را به یاد دارند که زندگی این امام بزرگ را روایت میکرد. سریال امام علی(ع) نشان داد که برخی اوقات میتوان با خیال راحت گفت ایکاش پولها صرف فرهنگسازی شود! با کمی اغماض درباره سریال «ولایت عشق» هم میتوان همین نظر را داشت. اما واقعیت این است که سریالهای عظیم و پرخرج که در ذهنها ماندگار شوند و فرهنگسازی کنند بسیار محدود هستند. البته با سابقهای که از مسعود جوزانی وجود دارد، میتوان به سریال «در چشم باد» امیدهای بسیار بست. عکسهایی که از این سریال منتشر شده است، نشان میدهد که در چشم باد سریالی است با فضاهای درست و حسابی و بازیگرانی که حتما میتوانند با حضور خود، موفقیت این سریال را تضمین کنند. اما همه میدانند که مردم کشورمان، مردمی هستند که به قصه علاقهمندند ، دیالوگها روی آنها تاثیر زیادی میگذارد و خیلی زود به تکیهکلام آنها تبدیل میشود (هنوز هم هستند مردمی که تکیهکلامهای سریال روزی، روزگاری را تکرار میکنند یا از دیالوگهای سریال امام علی(ع) سند میآورند) بنابر این باید منتظر پخش سریال «در چشم باد» ماند و دید جوزانی قصه تاریخ معاصر ایران را چگونه روایت میکند، جوزانی با ساخت فیلمهایی چون جادههای سرد و شیر سنگی و در مسیر تندباد نشان داده است که تاریخ معاصر ایران را میشناسد و میداند که برای بومی کردن یک اثر باید از چه نشانههایی استفاده کند تا مخاطب با او همراه شود. با این مقدمه به انتظار پخش «در چشم باد» مینشینیم تا ببینیم تاریخ ایران در عظیمترین سریال تلویزیونی چگونه روایت میشود، هرچند یکی از تهیهکنندگان این سریال گفته است، در چشم باد عظیمترین سریال تلویزیون در حال حاضر است اما گرانترین آنها نیست! شاید این تهیهکننده هوشمندانه از این جمله استفاده کرده است تا یادآور شود که برخی از سریالهای تلویزیونی بسیار «گران» هستند اما آنها را نمیتوان اثری ماندگار یا عظیم دانست!
دفاع مردانه از زنان
فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» دو هفتهای است اکران شده و با استقبال مردم روبهرو شده است. این فیلم را کمال تبریزی کارگردانی کرده است. فیلمنامه این فیلم براساس مجموعه داستانهای سیدمهدی شجاعی که در کتاب «غیرقابل چاپ» منتشر شده، نوشته شده است. بر این فیلم میتوان نقدهای زیادی نوشت اما ما قصد نقد این را فیلم را در این صفحه نداریم و فقط میخواهیم چند نقل قول از کارگردان این فیلم بیاوریم که این روزها درباره فیلم همیشه پای یک زن در میان است خیلی صحبت میکند و در اکثر سخنانش تلویحا میگوید که به نقد منتقدان کاری ندارد، چون آنها فیلم جدید او را خوب نفهمیدهاند و او فیلمش را برای مردم ساخته است، نه منتقدان و مردم هم که جانانه از فیلمش استقبال کرده و میکنند.
تبریزی در سخنانش که در جاها و مکانهای مختلف ایراد شده به جدیت از زنان دفاع کرده است و جاهایی چنان به وجد آمده که گفته دوست داشته و دارد که «یک زن باشد» و جایی دیگر چنین گفته است: «شما زنها خودتان را باور ندارید. مردها زیرمجموعهای از مجموعه زنان هستند. چیزی که مردها میفهمند، زنان نیز میفهمند اما برخی چیزهاست که فقط زنها میفهمند و مردها درک نمیکنند. در حقیقت خداوند در خلقت زن و مرد استثنا قائل شده و به نفع زنان پارتیبازی کرده است... زنان مخلوقات خداوند هستند که اگر نباشند هیچ کاری در جهان درست انجام نمیشود. صحنه بیرونی نمایش است که مردان در آن وجود دارند و پشت صحنه همیشه زنان هستند و آن کس که هدایت و کارگردانی میکند، زن است. مردها فکر میکنند که همه کارها را خودشان انجام میدهند در حالی که در پشت صحنه همیشه زنان هستند ...»
تبریزی در یکی از گفتگوهایش به مساله زایش اشاره کرده و سخنان جالبی را عنوان کرده است: « چیز احمقانهای در درون همه مردها وجود دارد که احمقانهترین موضوع ممکن است و آن این است که یک جور امتیاز و برتری نسبت به زنان احساس میکنند، در صورتی که همیشه کسی که بچهای را به دنیا میآورد و در درونش یک موجود زنده دارد، حس عجیب و غریب و زیبایی است که مردها نمیتوانند آن را درک کنند. زایش امتیاز بزرگی برای زن است؛ امتیازی که مردان از آن برخوردار نیستند...».
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم