عباس دباغی چند سالی است خود را به عنوان یک کشتیگیر مستعد و آیندهدار در اوزان سبک معرفی کرده است. شاید اگر مربیان پس از مسابقههای جهانی 2006 جوانان در گواتمالا که او به مدال نقره دست یافت، وی را باور و به وی اعتماد کرده بودند، در فرصت زمانی مناسب تا المپیک، تجربه همراهی تیم ملی بزرگسالان را پیدا می کرد و با اندواختهای گرانقدر و با اعتماد به نفس بیشتر حریفان سرشناس خود را در پکن ملاقات میکرد.
به هر تقدیر، گر چه عباس دباغی در جوانی به المپیک میرود، ولی صرفنظر از هر نتیجهای که در پکن بگیرد، بدون شک ثمره تجربه المپیکی او را با موفقیت در میادین آینده جهانی و المپیک شاهد خواهیم بود.
عباس دباغی، کشتیگیر چپگاردی است که در ماههای اخیر پیشرفت فوقالعادهای در روند کشتیگیری خود ارائه کرد. گر چه در آغاز اردو در گاردگیری ایراد داشت و خیلی راحت قوس میشد و تعادلش به هم میخورد و راحت دو خمش در اختیار حریفان قرار میگرفت، در زیرگیری هم دچار مشکل بزرگی بود و در مواقعی که بندرت به پاهای حریف میرسید، اسیر کندهکشی میشد. اما در حال حاضر خوشبختانه بسیاری از ایرادهای تکنیکی او برطرف شده و در عکسالعملها هم باهوشتر عمل میکند. اکنون با حضور در 5 تورنمنت بینالمللی از شرایطی خوب و اعتماد به نفس بالایی برخوردار است وی به دلیل ناشناخته بودن اگر جوگیر مسابقههای المپیک نشود، میتواند حتی با نتایج غیرمنتظره حادثهساز بزرگ وزن 55 کیلو در پکن لقب بگیرد.
عباس دباغی جوانترین عضو تیم ملی کشتیآزاد اعزامی به المپیک پکن است که در آخرین روزهای اسفند یعنی 18 اسفند 65 در روستای سورک ساری متولد شد و از 13 سالگی کشتی را در باشگاه تختی نزد پدرش محمدحسین دباغی آموخت.دباغی جوان به پرسشهای ما چنین پاسخ گفت:
چه شد کشتیگیر شدی؟
خوب در وهله اول بودن پدرم به عنوان یک کشتیگیر و قهرمان تیم ملی باعث جذب من به کشتی شد. البته از 5 سالگی تا 13سالگی در ژیمناستیک فعالیت میکردم. جالب است بگویم پدرم از کوچکی وقتی 8 ساله بودم، به من میگفت تو در المپیک 2008 کشتی میگیری.
یادم است وقتی 8 ساله بودم، جام تختی در ساری برگزار شد. پس از مسابقه چینیها در ساری اردو زدند و یک شب کشتیگیران چینی به خانه ما آمدند. پدرم به آنها گفت عباس را در المپیک 2008 خواهید دید در واقع من به جای پدرم به المپیک میروم.
چه عناوینی به دست آوردهای؟
در رده سنی نوجوانان و جوانان قهرمان آسیا شدم. در مسابقههای جهانی جوانان در 2006 گواتمالا به نایب قهرمانی رسیدم. در سال 2007 در قهرمانی بزرگسالان آسیا سوم شدم و...
شگردهای فنی شما؟
در سر پا در اجرای فنون زیرگیری از پای مخالف، پیچ کمر و فن کمر تبحر دارم و در خاک در فتیله پیچ سگک و اجرای کنده رو مهارت دارم.
قوت و ضعف فنی و جسمانی شما چیست؟
قوت: جسارت و نترس بودن در اجرای فن
ضعف: قدرت بدنیام در مقایسه با حریفانی که از من بزرگترند، کمی کمتر است. به همین دلیل باید با تاکتیک مناسب حریفان را گول بزنم.
تفاوت مسابقههای کشتی در المپیک با رقابتهای جهانی؟
برای من افتخار بزرگی است که در این سن و سال در المپیک کشتی بگیرم. المپیک نوک قله افتخارات یک کشتیگیر است.
از حریفانت چه شناختی داری، روی کدامیک حساب میکنی؟
در المپیک همه حریفان اصلی هستند، اما روی کودوخوف روس، ولیکوف بلغار، دلشار منصوراف ازبکستانی، باتار مغولی، رنه مونتهرو کوبایی و کشتیگیران ژاپن و بلاروس حساب میکنم.
مهمترین عواملی که میتوانتد باعث موفقیت یک کشتیگیر شود؟
یک کشتیگیر در وهله اول باید از آمادگی جسمانی و روحی و روانی و از قابلیت بالای فنی برخوردار باشد؛ اما موارد جانبی هم میتواند تاثیر زیادی داشته باشد.
با چه هدفی به المپیک میروی؟
با آن که اولین حضورم در یک مسابقه مهم در رده سنی بزرگسالان است؛ اما نمیخواهم فقط در حد یک شرکتکننده ظاهر شوم.
درباره جوایز قهرمانان و برندگان مدال در المپیک چه نظری داری؟
هیچ نظری ندارم، ولی با 100 میلیون کاری نمیشود کرد.
صمیمیترین دوستی که در اردو با او همزبان بودی؟
با اصغر بذری و مراد محمدی بیشتر رفاقت دارم.
تا چه حد از اضافه وزن خودت نگران هستی؟
وزن طبیعیام 59 کیلوست و باید 4 کیلو کم کنم. البته 4 کیلو برایم زیاد است با رژیم غذایی و برنامهریزی مربیان و پزشک تغذیه بدون نگرانی سر وزن خواهم رسید.
درباره تقی داداشی، رقیب اصلیات چه نظری داری؟
تقی داداشی یکی از بهترین دوستان من است. خیلی چیزها از او یاد گرفتهام. تقی با این قدرت بدنی باید در 55 کیلو 5 4 مدال میگرفت، به هر صورت، 3 بار با تقیداداشی کشتی گرفتهام که یک بار پیروز شدم و 2 بار باختهام.
سعید میرزاشفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم