اعتراف دختر معتاد
هلیا یکی از متهمان در اظهاراتش به پلیس گفت: هفته قبل با ابوالفضل در یکی از پارکهای کرج آشنا شدم و به دنبال این آشنایی، به هم علاقهمند شدیم و او عنوان کرد که قصد دارد با من ازدواج کند، من که فریب حرفهایش را خورده بودم، گفتههایش را پذیرفتم و او را با خواهر دوقلویم هاله و دوستش آشنا کردم و ماجرای ازدواجمان را به آنها گفتم و قرار شد موضوع را به خانوادهام اطلاع دهم؛ اما خانوادهام پس از اطلاع از وجود علاقه میان ما، مخالفت کردند.
متهم ادامه داد: وقتی ابوالفضل متوجه ناراحتی من به دلیل مخالفتهای خانوادهام شد، به من پیشنهاد کرد با مصرف موادمخدر (شیشه) میتوانم مشکلاتم را فراموش کنم تا او مقدمات ازدواج را فراهم کند که من فریب وی را خوردم و معتاد شدم. مرد قاچاقچی برای این که مرا بیشتر در منجلاب اعتیاد گرفتار کند، خواهر دوقلویم را هم گرفتار اعتیاد کرد و ما برای تهیه موادمخدرمان، مدام به منزل او میرفتیم، روز حادثه هم همراه یکی از دوستانمان در منزل مرد قاچاقچی بودیم که دستگیر شدیم.
به دنبال اظهارات دختر معتاد، 2 دختر دستگیر شده دیگر هم گفتههای او را تایید کردند.
به دنبال اظهارات 2 خواهر دوقلوی معتاد، مرد قاچاقچی مورد بازجویی قرار گرفت و به جرایم خود اعتراف کرد. بنابر این گزارش، متهمان با قرارقانونی بازداشت شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم