در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی یوسفعلی میرشکاک در دومین شب برگزاری کنگره سراسری شعر میلاد آفتاب پشت تریبون رفت سالن لبالب از جمعیت بود. بسیاری از شهروندان خمینی شهر که صندلی خالی برای نشستن نیافته بودند، ایستاده به شعرخوانی شاعران گوش میدادند و برخی نیز روی پلههای سالن سینما فرهنگ ایستاده بودند. میرشکاک که از این استقبال سر ذوق آمده بود، در سخنانی کوتاه از مردم خمینی شهر به سبب اینکه حرمت و اعتبار شعر و شاعران را به آنان بازگرداندهاند تشکر کرد و این شهر را « شهر شگفت فرهنگی ایران» نامید.
حقیقت این است که خمینی شهر براستی شهر شگفتی است. مردمان این شهر با وجود اینکه در فاصلهای بسیار نزدیک از شهری بزرگ چون اصفهان واقع شده است ویژگیهای فرهنگی و بومی خود را حفظ کردهاند. زبان اصیل و با پشتوانه آنها در هجوم شهرنشینی گم و محو نشده است و عشقی عجیب و شگفت به ائمه(ع) بخصوص سرور و سالار شهیدان در تمام شوون زندگی آنان ظاهر است.
از سویی دیگر این شهر توانایی عجیبی در پرورش هنرمند دارد. تنها در رشته شعر صفی طولانی از شاعران پیشکسوت و جوان را میبینیم که زاده یا ساکن این شهرند و در هر دوره برگزاری کنگره میلاد آفتاب با شاعری جدید از پرورشیافتگان شعر جوان خمینی شهر آشنا میشویم.
بیگمان این کنگره یکی از اموری است که در گسترش این جو فرهنگی و گرایش جوانان شهر به سمت شعر تاثیر فراوان دارد، اما باید دید میتوان روند تاثیرگذاری بطئی این کنگره را در شعر این شهر و استان اصفهان و به تبع آن کل کشور به روندی سریع تبدیل کرد؟
به عبارت دیگر چه آسیبهایی کنگره شعر میلاد آفتاب را تهدید میکند و ممکن است باعث شود این گنگره از رویدادی مولد و تاثیرگذار به کنگرهای تکراری و کم اثر مانند دیگر رویدادهای ادبی کشور تبدیل شود؟
میلاد آفتاب غروب میکند؟
برگزاری یک کنگره ملی در یک شهرستان، نگاه و همکاری ملی و فرامنطقهای میطلبد. به عبارت دیگر هم برگزارکنندگان کنگره و هم مسوولان شهر باید بدانند که «میلادآفتاب» رویدادی است که در سراسر ایران آوازه شهرت و تاثیرگذاری آن پیچیده و نزد بسیاری از اهل فرهنگ و هنر این سرزمین، خمینی شهر با نام این کنگره گره خورده است. این کنگره آبروی شهر آنان است و برگزاری هرچه بهتر و بیمشکلتر آن بهترین تبلیغ برای شهری است که مدیران امروز چند صباحی در آن مدیریت میکنند.
زمزمههایی که در اطراف برگزاری کنگره در سال جاری به گوش میرسید و موجودیت کنگرهای با 18 سال سابقه و تاثیرات مهم و بی مانند فرهنگی را تهدید میکرد، خطری است که باید آن را جدی گرفت و از عملی شدن آنها جلوگیری کرد.
«میلاد آفتاب» باید هرسال پرشورتر و بهتر میزبان شاعران ولایی ایران باشد و در حرکتی که نام و یاد آن با نام مبارک سرور آزادگان جهان گره خورده است، نباید رقابتهای منطقهای و گرایشهای سیاسی و فکری را که در جای خود محترم هستند، دخالت داد.
در این میان مسوولان شهر باید بیش از همه متوجه باشند که افتخار میزبانی از چهرههای فرهنگی و شاعرانی که برای ابراز ارادت خود به امامان بزرگ سوم و چهارم و علمدار کربلا به شهر آنان میآیند، افتخاری است که نباید آن را به آسانی از دست داد؛ این توصیه البته به برگزارکنندگان کنگره هم هست که شرایط را به گونهای رقم نزنند که به جای پرداختن به اصل موضوع، درگیر مسائل حاشیهای و رقابتهای محلی و جناحی شوند.
دانه کاشتن و چیدن محصول
یکی از نکتههای مهمی که هیات مدیره کنگره در طول سالهای اخیر از آن غفلت کردهاند بهرهبرداری از بذر مبارکی است که کاشتهاند.
یکی از توفیقات شبهای شعر عاشورای شیراز، انتشار مجلات فرزدق و اشعار قرائت شده در مجموعههای متعدد است به گونهای که امروز آرشیوی مکتوب و ارزشمند از شاعرانی که در دورههای مختلف این شب شعرها با آن مرتبط بودهاند در دست است و همین یک توفیق برای صحه گذاشتن بر حرکتی که زندهیاد فرهنگ بنیانگذار شبهای شعر عاشورا و احد ده بزرگی دبیر این شب شعر در ادبیات آیینی ایجاد کردهاند، کافی است.
این اتفاق در کنگره شعر میلاد آفتاب روی نداده است. البته میتوان عوامل مختلفی را برای این مساله برشمرد که شاید مهمترین آنها مردمی بودن کنگره و وابستگی آن به کمکهای مردمی است، ولی اگر برگزارکنندگان کنگره به این نتیجه برسند که باید از نتیجه زحمات خود و حمایتهای بیدریغ مردم شهرشان در برگزاری 18 دوره این کنگره استفادههایی بیشتر و بهتر ببرند، راههایی برای توجیه حمایتکنندگان مالی و ورود به مرحله انتشار آثار شاعران در دورههای مختلف کنگره بخصوص شاعرانی که اینک به رحمت خدا رفتهاند (نظیر حسین منزوی، احمد زارعی، محمد عباسیه کهن، علی اخگر و...) بیندیشند.
انتشار منظم نشریات مرتبط و کتابهایی از اشعار قرائت شده، ایجاد پایگاه اینترنتی، برپایی دبیرخانه دائمی و ساخت فیلمهای شعرخوانیهای مرتبط و... بخشی از این فعالیتهاست.
از سوی دیگر باید نحوه انتخاب شاعران برای حضور در کنگره روشن باشد و کنگره سعی کند با تشکیل دبیرخانه دائمی شاعرانی را که به کنگره میآیند و در دورههای مختلف امکان حضور در آن را ندارند به عنوان مخاطبان و سرمایههای همیشگی این حرکت تاثیرگذار در ادبیات آیینی حفظ کنند.
ادبیات آیینی، محور وفاق
نکته مهمی که در برگزاری کنگره باید مورد توجه باشد، این است که هدفگذاری دقیق و روشنی برای آن اندیشیده شود و همه فعالیتها در این خصوص انجام شود.
برگزارکنندگان «میلاد آفتاب» باید از تناقضی که به آن گرفتارند خارج شوند و مشخص کنند که هدف آنها برگزاری یک کنگره ادبیات آیینی به نام سید و سالار شهیدان است یا یک شب شعر شلوغ سه روزه؟
در این مسیر است که مشخص میشود چرا برخی شعرهایی که در کنگره خوانده میشود و نسبتی با عنوان و هدف برگزاری آن ندارد، نباید در «میلادآفتاب» خوانده شود؟
نگارنده البته به دنبال سانسور شعرها و دخالت برگزارکنندگان در انتخاب شعرها نیست، اما این سوال را از برگزارکنندگان کنگره میپرسد که آیا یک شعر طنز با مضمونی که ارتباطی با ادبیات آیینی ندارد و شاید برخی معناهای غیرمرتبط یا حتی متناقض با این فضا از آن برداشت میشود، چه توجیهی جز استقبال مخاطب عام دارد؟
اتفاقاً مخاطبان شعرفهم کنگره میلاد آفتاب نشان دادهاند که به دنبال شنیدن هر شعری نیستند، بلکه مهمترین وجه اعتماد آنها به کنگره میلادآفتاب به خاطر نام و حرمت حضرت سیدالشهداست و هر حرکتی که این خط را کمرنگ کند، برنمیتابند.
ادبیات آیینی نقطه وفاق شاعران، مسوولان فرهنگی و عامه مردم است و مردم نشان دادهاند که هرجا نام ائمه و بزرگان دین است، حاضرند همه عشق و احساس خود را صرف تقویت این حرکت کنند و استقبال از این کنگره و شبهای شعر عاشورا بیش از هر عاملی مدیون عشق بیمانند مردم به امام عشق حضرت سیدالشهداست و اگر برگزارکنندگان کنگره نیز هرچه بیشتر بر این حبلالمتین چنگ یازند، موفقترند.
برگزارکنندگان کنگره میلاد آفتاب باید ظرفیتهای نامکشوف این کنگره را در شهر شگفت فرهنگی ایران بیش از پیش کشف کنند و بدانند که تقویت و شکوه بیشتر این حرکت فرهنگی به نفع کلیت ادبیات ایران بخصوص ادبیات آیینی و متعهد است.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: