در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هویت، تدابیر بصری فرمالیستی عجیبی دارد که قرار است جدیتی ویژه برای مجموعه به ارمغان بیاورد؛ این در حالی است که این تصاویر، «هویت» را به اثری فانتزی و به دلیل عدم تطابق فرم و محتوا حتی بامزه تبدیل نمودهاند حال آنکه ظاهرا رویکرد برنامه این گونه نیست. موسیقی این مجموعه باری بر تصاویر مجموعه است و میکوشد صحنههای معمولی را حساس، حیاتی و مهم جلوه دهد، حال آنکه کارگردانی درست، روایت بی طرفانه است نه اغراق برای مهم جلوه دادن ماجراهایی که پیش از تاکید بر وجوه احساسیشان میبایست باور کردنی تصویر شده باشند. در کارگردانی هویت بسیاری از صحنهها بدون توجه به نیاز داستانی با تصویری معادل فلاش عکاسی سیاه و سفید مورد تاکید قرار گرفتهاند و به این نکته توجه نشده که استفاده از فرم تازه نیازمند اقتضای محتوایی تازه است و بیدلیل نمیتوان با قاب و تصویری که قرار است آینهای از واقعیت روی مخاطب باشد، بازی نمود. هر تصویر متفاوتی در ذهن مخاطب سوال متفاوتی ایجاد خواهد کرد و نمیتوان سوال احتمالی مخاطب را اینگونه پاسخ داد که هدف فقط تاثیرگذاری بیشتر بوده است. نماهای لایی بیجا از اجزای صورت شخصیتها تدبیر بصری دیگری است که به موازات موضوع قبل به دفعات مورد استفاده سازندگان این مجموعه قرار گرفته و باز به جدی بودن ساختار برنامه خلل وارد کرده است.
بیش از کارگردانی، اما فیلمنامه هویت، در ایجاد ضعفهای مجموعه نقش دارد؛ چراکه قادر نیست برای بیان مضامین مورد نظرش بستر داستانی مناسبی فراهم آورد و برای شخصیتپردازی و معرفی اولیه نقشها هم به دم دستیترین اشارههای ممکن اکتفا کرده است. در سکانس پیش از تیتراژ قسمت نخست، شخصیت اول را دیدیم که در حال تایپ گزارش ماموریت بود. اولین سخنی که از او شنیدیم، دعای تحویل سال نو بود تا به این وسیله قهرمان داستان شخصیتی معتقد و مذهبی معرفی شده باشد، اما آیا ممکن است این اشاره مستقیم تاثیری مطلوب در شکلگیری کل اثر داشته باشد؟ آیا ذکر زبانی، حکایت از ایمان قلبی دارد؟ هنگام ورود سرگرد به خانه دیدیم که او به مزاح باجناق و خواهرزنش (یعنی یک زن و شوهر) را به هم معرفی کرد که مخاطب با اندکی تیزهوشی در مییافت این مزاح هیچ دلیلی نمیتوانست داشته باشد، مگر اینکه خسرو و شهرزاد از همین حالا و به همین سادگی به اسم شناخته شوند. موقعیت سکانس، جشن تولد فرزند سرگرد بود. او در این جشن دیر به خانه آمد. مخاطب در اینجا با این اشاره گویا باید پی به وظیفه شناسی قهرمان مجموعه میبرد. پسر سرگرد سر و وضع مشکوکی داشت و با دوست مشکوکتر از خودش از پدر هم دیرتر به خانه آمد. با این وضع برای فهمیدن اینکه قرار است مضمون تقابل نسلها را هم شاهد باشیم، نیازی به تامل زیاد نبود. سرگرد وسط جشن تولد پسرش، به ماموریت فراخوانده شد تا ماجرای یک قتل مرموز را پیگیری کند. همسر، کت او را تنش کرد و شوهر را راهی کرد و خوب طبیعی بود که بپرسد: «باز یه پرونده جدیده؟ نمیشد بذاری بعد از تولد بری؟» و جناب سرگرد هم جواب قاطع و حاضر و آمادهای داشت: «جنازه مردمو که نمیتونم بذارم رو زمین بمونه». این صحنهها و دیالوگها ما را وامیدارد از خود بپرسیم براستی آنچه میبینیم چه ارتباطی با واقعیت دارد؟ چه تدبیر اندیشیده شده تا مخاطب احساس نکند میخواهند به او بقبولانند که فلان شخصیت خوب و فلان شخصیت بد است. دیگر زمان آن گذشته که مخاطب، آدمها را به 2 گروه ساده خوبها و بدها تقسیم کند و میداند باید طور دیگری انسانهای دور و برش را قضاوت کند. او آموخته که رفتار هیچگاه به تنهایی نمایانگر خوبی و بدی نیست. عامل تعیین کننده اصلی، نیت است. هویت، چه تلاشی کرده است برای نمایاندن زوایای باطنی و درونی شخصیت اول؟ آیا جایی از فیلمنامه هست که به جای دیالوگ، سکوت حرف بزند و به تماشاگر اجازه داده شود خودش ببیند، بفهمد و تحلیل کند؟ زوایای پنهان شخصیتها را با تدابیر غیرآشکار و غیرمستقیم میتوان به مخاطب نمایاند که صد البته سختترین بخش کار نویسندگی است.
اگر بپذیریم که لازمه داستان خوب کشش و جذابیت دراماتیک است، فارغ از همه این نقایص، داستان مجموعه هویت در نخستین قسمتش که معمولا به جذابیت قسمت اول توجه ویژه میشود معما، سوال و ابهام قابل توجهی نداشت که مخاطب را به همراهی و پیگیری وقایع وادارد. هرچه بود، وقایع سادهای بود که بزرگنمایی شده بودند و این روند را در قسمتهای دیگر نیز شاهد بودیم.
تا این کشش داستانی برای مخاطب حاصل نشود و اهمیت درست وقایع جای تظاهر به اهمیت را نگیرد مجموعه داستانی هویت نخواهد توانست در میان مخاطبان جای خود را باز کند و مورد استقبال تماشاگر تلویزیون قرار بگیرد.«هویت» شنبه ها ساعت 15/20 از شبکه 3 سیما پخش می شود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: