گزیده سرمقاله روزنامه‌های امروز

آغازی برای منزوی ساختن اندیشه های امام خمینی

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشو و جهان از جمله، «آغازی برای منزوی ساختن اندیشه های امام خمینی»،«جایگاه اخلاق در سیاست کجاست؟؟»،«بزرگ مثل فرزند خاک»،«انتخابات ، تکاپوی جناحها»،«کلید قفل مشکلات جهان اسلام» پرداخته‌اند که گزیده برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۱۹۴۳۲۲

جمهوری اسلامی

«آغازی برای منزوی ساختن اندیشه های امام خمینی»  عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلانی است.در ابتدای سرمقاله می‌خوانید؛چندی است که در کشورمان یک جریان برای تطهیر رژیم صهیونیستی درحال تلاش است. از جمله اظهارات پیاپی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی که البته مسئولیت ها و عناوین دیگر دولتی هم دارد یکی از بارزترین خطوط این جریان است . آقای اسفندیار رحیم مشائی دو هفته قبل گفته بود : « ما با مردم آمریکا و اسرائیل دوست هستیم » و این هفته نیز در واکنش به اعتراضاتی که به این سخن بی منطق شد گفت : « برای هزارمین بار و قوی تر از گذشته اعلام می کنم که ما با همه مردم دنیا دوست هستیم حتی مردم آمریکا و اسرائیل » .

در ادامه سرمقاله آمده است؛برای همه کسانی که مکتب امام خمینی را درک کرده اند بسیار سخت و تلخ است که چنین سخنانی را از زبان یک مسئول سطح بالای کشور بشنوند. اما در نهایت تعجب باید بپذیریم که متاسفانه این ماجرای تلخ واقعیت دارد و معاون رئیس جمهور کشوری انقلابی که یکی از پایه ها و اصول انقلابش « مبارزه با رژیم صهیونیستی تا نابودی آن » است چنین سخنانی را به زبان آورده و حتی افزوده است : « بنده به حرفهایم افتخار می کنم و آنها را اصلاح نمی کنم بلکه هزار مرتبه دیگر نیز تکرار می کنم که ما آحاد مردم دنیا را دوست داریم و این افتخار ماست که چون اعتقاد و آرمان هایمان انسانی است در بین توده های مردم در دنیا دشمنی نداریم ... مردم ایران با مردم آمریکا فرقی ندارند ما با همه مردم دنیا دوست هستیم حتی مردم آمریکا و اسرائیل » .

نویسنده سرمقاله روزنامه جمهوری معتقد است؛در انحرافی بودن سخنان آقای مشائی هر چند تردیدی نیست لکن برای آنکه سریع تر به نتیجه برسیم بهتر است به کلام روشن حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و خلف صالح ایشان رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای استناد کنیم که نظر صریحی درباره آنچه آقای مشائی آنرا « مردم اسرائیل » مینامد دارند.
امام خمینی در این زمینه فرموده اند : « یهودی در کشورهای دیگر با یهودی در فلسطین اشغالی فرق می کند. همه یهودیانی که در فلسطین اشغالی اسکان داده شده اند در حکم همان سربازان و اجزا رژیم غاصب هستند و برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائیلی است » .
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب نیز فرموده اند : « مردم فلسطین در خارج از فلسطین با حال کوخ نشینی و اردوگاه نشینی زندگی می کنند خانه ها و وطن آنها در اختیار کسانی است که از اروپا از استرالیا از آمریکا از آسیا و از آفریقا به آنجا رفته اند و یک ملت جعلی و دروغین به وجود آورده اند و در آنجا به نام یک ملت زندگی می کنند و دولتی هم دارند اساسا چنین ملتی وجود و هویتی ندارد » .

در بخش دیگر سرمقاله می‌خوانید؛متاسفانه این اولین بار نیست که این شخص مرتکب اعمال و گفتارهای خلاف می شود. تاکنون هر بار با توجیه و عذرهای بدتر از گناه مسئولان از کنار این ارتکابیه ها گذشتند و هرچه زمان گذشت این قبیل ارتکابیه ها نیز انحرافی تر و زیانبارتر شد. به نظر می رسد اکنون زمان آن فرا رسیده است که بدون اغماض و توجیه این فرد از مناصب دولتی کنار گذاشته شود و با این قبیل انحرافات برخوردی جدی گردد تا جلوی خسران هائی که از این رهگذر متوجه نظام جمهوری اسلامی می گردد گرفته شود.

در پایان سرمقاله است؛در این میان این سئوال نیز در اذهان مطرح است که چرا کسانی که در برابر این قبیل مسائل همواره حساسیت نشان میدادند و حتی برای مسائل پیش پا افتاده به حالت کفن پوش به خیابان ها می آمدند اکنون شاهد ساکت چنین انحرافات بزرگی هستند جریان تطهیر رژیم صهیونیستی یک حرکت عادی نیست . این جریان در واقع آغازی است برای منزوی ساختن افکار و اندیشه های امام خمینی و به فراموشی سپردن آرمان های انقلابی و ارزشهای اسلامی . سکوت در برابر این جریان خطرناک نه تنها بهیچوجه جایز نیست بلکه قطعا گناه است . همه بزرگان اعم از حوزوی و دانشگاهی و فعالان سیاسی باید با این خطر مقابله کنند تا آرمانهای انقلابی و ارزشی امام خمینی زنده بماند.

جوان

سرمقاله روزنامه جوان عنوان نوشتار خود را به «جایگاه اخلاق در سیاست کجاست؟؟» اختصاص داده است.محمد رضا جمالى نویسنده سرمقاله روزنامه جوان در ابتدا نوشته است،اخلاق قدمتى به اندازه تاریخ تمدن بشرى دارد؛ آنجا که انسان براى زیست اجتماعى خود احتیاج به ضوابط و قواعدى داشته و دارد. مکاتب مادى و الهى هر کدام به اقتضاى خویش از قاعده اخلاقى پیروى کرده‌اند. آنجا که زمینه هاى اخلاق به اقتضاى هر کدام از این دو بعد رنگ و بوى وحیانى و مادى به خود مى گیرد. کتاب اخلاق نیکو ماخوسى ارسطو منبع بسیارى از متون اخلاقى بعد از خود بوده است، به طورى که برخى از اندیشمندان اسلامى نیز با الهام از این کتاب، متون اخلاقى یونانى زده عرضه کردند و کوشیدند تا رنگ و لعاب دینى به آن بدهند.برخى نیز آموزه هاى اخلاق را از منابع وحیانى و کتب آسمانى و رهبران الهى برداشت کرده اند. آنچه مشترک همه مکاتب اخلاقى بوده است و در آن مباحث گسترده اى صورت گرفته است، موضوع نسبى یا مطلق بودن اخلاق است.
نگرش مطلق اخلاقى و خیر اخلاقى و حسن و قبح فاعلى تمییز بین اخلاق مکاتب الهى و مادى مى باشد،به طورى که مطلق نگرى آموزه هاى اخلاقى ویژگى مکاتب الهى است.

در ادامه سرمقاله با اشاره به این که امروز که اصولگرایان دولت، مجلس و قوه قضاییه را در دست دارند و افتخار آنها تلاش براى عمل به آموزه هاى وحیانى مى باشد، باید بیش از هر کس دیگر به دخالت اخلاق در سیاست بها بدهند، آمده است؛اقتضاى اصولگرایى این است که اگر هر فکر، جریان، حزب و فردى مغایر با اصول و موازین مصرح قدمى بردارد و یا سخنى بگوید حتى اگر از حزب، گروه و قوم و خویش ما مى باشد به صراحت اعلام موضع کنیم و بر طرد آن نظریه و گفتار بکوشیم. یا به عکس اگر موضع حقى از حزب، جناح و حتى فردى که با وى اختلاف سلیقه داریم، عنوان شود بر آن صحه بگذاریم.

در بخش پایانی سرمقاله می‌خوانید؛پس هر کسى در هر جایگاه و مقامى چه در دولت، مجلس، قوه قضاییه و... باید بین خود و خدا حکم کند که چه مقدار اخلاق را در مشى سیاسى و مدیریتى دخالت داده است؟ و آیا با خویشان و نزدیکانى که از اصول عدول مى کنند همان مقدار بر مى آشوبد که با جناح مقابل و رقیب سیاسى خود رفتار مى کند.امروز بسیارى از مردم به نظاره نشسته اند که چگونه ما رفتار مى کنیم و قطعا براى مردم مومن معیارها و ارزشها ملاک مى باشد نه اشخاص.

جام جم

«بزرگ مثل فرزند خاک» عنوان یادداشت روز روزنامه جام جم به قلم‌ مهدی غلا‌محیدری‌ است که در ابتدای آن می‌خوانید؛«فرزند خاک» در حیطه سینمای دفاع مقدس، فیلم مغتنمی است بخصوص که مثل بسیاری از فیلم‌های این حیطه‌ بی‌تحقیق و پرگو حرفش را نمی‌زند و معلوم است برای ساخت آن انرژی و وقت بسیاری صرف شده است. فیلم هوشمندانه تلاش می‌کند با مقتضیات آدم‌های امروزی که جنگ، زندگی آنها را دگرگون کرده است، همراه شود.

در ادامه می‌خوانید؛محمدعلی باشه‌آهنگر با این فیلم، فصل تازه ای را در کارنامه خود گشوده و کمترین اتفاق این است که سطح توقعات مخاطبان از او بالا رفته است. در آخرین ساخته این کارگردان مهجور، عامدانه از هر چیزی که جذابیت غیرضروری بوده خالی شده و فضا برای تمرکز برروایت داستان، معرفی شخصیت‌ها و تلاش آنها در راهی که پیش گرفته‌اند، باز شده است. به همین دلیل بازیگر سوپراستاری به کار گرفته نشده و یک اتفاق فوق‌العاده که باعث شود داستان سمت و سویی مخاطب‌پسند پیدا کند فیلم را به سطح نکشانده است.

در فیلم صحنه کوبنده و تاثیرگذاری وجود دارد که مخاطب را غافلگیر خواهد کرد؛ صحنه‌ای که به جرات می‌شد گفت در تاریخ سینمای دفاع مقدس بی‌نظیر است و آن فصل تکان‌دهنده، شناسایی باقیمانده اجساد شهداست. این فصل و حواشی مربوط به آن آنقدر خوب و پراحساس از کار درآمده که می‌شود گفت بی‌تردید اگر فرزند خاک هیچ‌چیز بجز همین فصل استثنایی را نداشت باز هم اثر قابل اعتنایی بود.

نویسنده یادداشت روزنامه جام جم معتقد است؛فرزند خاک نشان می‌دهد ما چه اندازه به حماسه 8 سال دفاع مقدس تک بعدی نگاه کرده‌ایم و چه اندازه می‌شود از جهات گوناگون به آن نگاه کرد و اثری در خور و البته به روز ساخت.

در پایان یادداشت می‌خوانید؛فرزند خاک ممکن است ضعف‌هایی هم داشته باشد که گاه باعث تشتت فیلم هم شده است، اما این ضعف‌ها در برابر نمای کلی اثر و احساسی که پس از تماشای فیلم دست می‌دهد، تقریبا به چشم نمی‌آید.

قدس

روزنامه قدس بحث انتخابات را دستمایه‌ سرمقاله خود قرار داده و آن را با عنوان «انتخابات ، تکاپوی جناحها» به قلم غلامرضا قلندریان نوشته است.

در ابتدای سرمقاله می‌خوانید؛جناحهای سیاسی در ماه های اخیر با اعلام دیدگاه ها، نظرها و برگزاری جلسات حزبی، ضمن آنالیز شرایط رقابتها، بتدریج افکارعمومی را معطوف به مکانیسم ورود به عرصه انتخابات می نمایند.
هر دو جناح عمده سیاسی کشور با اعلان مواضع از سوی چهره های کلیدی و شاخص خود، در حال تدارک و تدوین گفتمان انتخاباتی برای ریاست جمهوری دهم می باشند. با توجه به زمان باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری، این اهتمام جریانهای سیاسی کشور را در حساس نمودن و فعال کردن افکارعمومی برای برگزاری انتخاباتی پرشور با حضور گسترده مردمی، باید به فال نیک گرفت.

در ادامه سرمقاله می‌خوانید؛در اردوگاه اصلاح طلبان اکنون سخنان متفاوتی در محافل رسانه ای منعکس می گردد که بیانگر اختلاف دیدگاه وسیعی در میان جریان یاد شده است. از برونداد اظهارات روزهای اخیر، این استنباط می تواند قرین صواب باشد که قاطبه تشکل یاد شده همچنان رمز موفقیت اصلاح طلبان را با محوریت آقای خاتمی ارزیابی می کنند.
از سوی دیگر، اختلافهای دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی همچنان بر نظرهای گروه های این جریان سایه انداخته و برخی با ناکارآمدی ریاست جمهوری دوران اصلاحات که موضوع عبور از خاتمی را در دستور کار قرار داده، تأکید بر گزینه خاتمی را، حاصل اجماع خرد جمعی نمی دانند. در حالی که می توان این ساز و کار را بر اساس اظهارنظرهای برخی چهره های حزب اعتماد ملی، انتخاب اپورتونیستهای جبهه دوم خرداد تلقی نمود، به نحوی که عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی اعلام کرد: استراتژی وحدت برای خاتمی از سوی کسانی مطرح می شود که در زمان ریاست جمهوری وی، پروژه عبور از خاتمی را مطرح کردند و امروز او را منجی می دانند.

نویسنده سرمقاله معتقد است؛گروه دیگر، با حمایت از کروبی افق موفقیت قبیله سیاسی این جریان را در شخصیت و شعارهای وی پیگیری می کند و با این اعتقاد سیاسی، حضور قابل انتظار در رقابتهای ریاست جمهوری دهم را با وجود کروبی معطوف به نتیجه ارزیابی می نماید.
اکنون، فارغ از آرایش سیاسی جریانهای درون اردوگاه اصلاح طلبان، برخی از چهره های شاخص و کلیدی تشکل یاد شده با اظهارات انتخاباتی، مشی سیاسی ورود به حوزه رقابتها را شفافیت و وضوح بیشتری بخشیده اند؛ به گونه ای که برخی گزینه های نامزدی این جبهه با اعلام پیش شرطهایی، آماده حضور در عرصه رقابتهای انتخاباتی شده اند. نظر این افراد از هم اکنون تا انتخابات را نه تنها باید فراتر از مواضع حزبی دانست، بلکه می توان این اظهارات را اتخاذ مشی اپوزیسیون در آستانه انتخابات تلقی نمود.

در بخش دیگر سرمقاله می‌خوانید؛از سوی دیگر، سمپاتهای مدعیان حضور در عرصه رقابتهای انتخاباتی در نشستهای حزبی و محفلی، نگرانی خود را از ارتقای توان و قدرت ملی اعلام می نمایند و در شرایطی که توفیقات حاصل شده در پرونده هسته ای ایران در مواجهه با کشورهای غربی، مرهون قدرت ملی متأثر از پشتوانه قوی مردمی است، این اظهارات مغایر با منافع و امنیت ملی، می تواند بیگانگان را در دستیابی به هدفهایشان ترغیب نماید.

...خروجی تعاملهای درون حزبی اصلاح طلبان تاکنون از وجود تفرق آرا حکایت دارد و افق انسجام را در میان آنها به دلیل برخی اعتقادهای افراطی در هاله ای از ابهام فرو برده و روند مذاکره ها و تلاشها به دلیل عقیم بودن فعالیتهای سیاسی، آنها را به سوی سوژه دولت وحدت ملی سوق داده است. مفروض تحقق چنین ایده ای، قرابت مبانی نظری و فکری جریانهای سیاسی می باشد که با اعتقادهای سیاسی در جبهه دوم خرداد -که سنگ بنای پاره ای از اعضای آن بر رهیافتهای شبه لیبرالیستی و شبه سکولاریستی مبتنی است- تحقق این ایده را حداقل در کوتاه مدت غیرممکن می سازد.
 
مردم سالاری

سوژه سرمقاله روزنامه‌ی مردم سالاری بازی های المپیک پکن است. عیسی اسحاقید نویسنده سرمقاله عنوان مطلب خود را «المپیک و واقع بینی افکار عمومی» برگزیده و در ابتدای آن نوشته است؛این روزها تب و تاب المپیک تمام جهان را فرا گرفته و هر کشور و هر فردی به فراخور علاقه خود، به ورزش ها و ورزشکاران کشور خود به المپیک می نگرد و شاید تنها در ورزش است که هر چهار سال عملکرد کشورها ارزیابی و مشخص می شود که هر کشور، در ورزش چه جایگاهی دارد و چه مقدار رشد یا نزول کرده است که آنها به نقاط ضعف و قوت خود پی می برند که باید در کجاها سرمایه گذاری کنند.

در بخش دیگر سرمقاله می‌خوانید؛با نگاهی به دوره های گذشته، می بینیم پس از مسابقات المپیک 1964 توکیو و 1976 مونترال که با 64 و 88 ورزشکار حضور داشتیم، در این دوره با 55 ورزشکار، بیشترین ورزشکار شرکت کننده را داریم، اما نباید این حضور 55 نفره مطالبات افکار عمومی را بالا ببرد; باید واقع بین باشیم.

در دوره پیش که 38 ورزشکار ایرانی حضور داشتند، با به دست آوردن دو طلا، دو نقره و دو برنز و رویارو نشدن آرش میراسماعیلی با نماینده رژیم اشغالگر قدس، مقام 29 ،بیست و هشتمین دوره مسابقات به کشور عزیزمان ایران اختصاص یافت، اما در این دوره، بسیاری از ورزش ها از جمله قایقرانی، شنا، بسکتبال و بدمینتون که برای اولین بار سهمیه المپیک کسب کرده اند، نباید انتظار مدال از آنها داشت و شکست آنها را بزرگنمایی کرد، بلکه باید به آنها آفرین گفت که توانسته اند گام جدی تا رسیدن به المپیک بردارند و باید با کسب تجربه ها و میدان های بیشتر، حضوری بهتر در مسابقات المپیک و بازی های آسیایی داشته باشیم.

در پایان سرمقاله می‌خوانید؛متاسفانه، در این دوره، حضور نداشتن رضازاده که ورزشکاری با اعتماد به نفس بالا بود بر کاروان اعزامی تاثیر منفی گذاشت، اما امیدوارم چهره های گمنام و جوان و یا باتجربه همچون حمید سوریان و هادی ساعی، جور رضازاده را بکشند و شادی را به کاروان اعزامی هدیه کنند تا در روزهای پایانی، شاهد مدال های رنگارنگ برای کشور عزیزمان باشیم.
د رئیس فدراسیون گلف

 کیهان


«پروژه سوخته!» عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در ابتدای آن می‌خوانید؛پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و برچیده شدن نظام طاغوت، «اسلامی کردن قوانین» در سیستم قضایی کشور از جمله اولویت های مهم و اساسی نظام بوده است. به موازات این اولویت و تلاش برای برقراری قوانین و مقررات اسلامی جریان و جماعتی همواره با خرده گیری از قوانین کیفری و جزایی اسلام و طرح این ادعای موهوم که این مقررات و قوانین متناسب با نیازهای عصر کنونی نیست و به اصطلاح «خشونت بار» است سعی وافری به خرج داده اند تا با وارونه جلوه دادن مفاهیم و معانی قوانین اسلامی بر دیدگاه خود که بعضاً ترفند موذیانه است لباس حقانیت بپوشانند. این مدعیان که نام پرزرق و برق «مدافعان و فعالان حقوق بشر» را برای خود برگزیده اند دانسته یا ندانسته به پیاده نظام قدرت های غربی تبدیل شده اند و هدف آنها نه پاسداری از حقوق بشر- که امروز ناقضان حقیقی آن رسواتر از همیشه اند- بلکه ستیزه جویی با نظام مردمی جمهوری اسلامی است.

در ادامه می‌خوانید؛در همین راستا و در شرایطی که «لایحه قانون مجازات اسلامی» توسط نمایندگان مجلس در حال بررسی است و کلیات موادی از این قانون به تصویب رسیده- و البته هنوز در صحن علنی مجلس نیامده است- عده ای ندای مخالفت سر داده و بهانه های واهی خطی را دنبال می کنند که هدف نهایی آن بی شک حذف برخی احکام مسلم اسلامی است.

در بخش دیگر یادداشت کیهان آمده است؛پیشتر و در اوایل انقلاب نیز نمونه هایی از این نوع مخالفت ها وجود داشته، حالا می توان دید که آن خط ممتد همچنان ادامه دارد. مشهورترین نمونه اینگونه غرض ورزی ها در آن دوران، شاید مخالفت با «لایحه قصاص» باشد. لایحه ای که «جبهه ملی» در واکنش به آن که دربرگیرنده حکم «قصاص»- به عنوان نصی از نصوص قرآن است- مردم را به راهپیمایی و تجمع فراخواند و در اطلاعیه ای حکم قصاص را که به تعبیر قرآن «حیات بخش» است «غیرانسانی» نامید! چنین رفتاری با واکنش قاطع حضرت امام خمینی(ره) مواجه شد.

نویسنده یادداشت آورده است؛امام راحل عظیم الشأن طی سخنانی در 25 خردادماه سال 60 (صحیفه امام- جلد 14- صفحه 448 به بعد) مخالفت با قصاص و دعوت مردم برای راهپیمایی علیه لایحه مزبور را دعوت علیه قرآن و احکام ضروری اسلام دانستند و قاطعانه فرمودند که: «جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است». امروز نیز عده ای با نادیده گرفتن نصوص قرآنی و متون دینی و فقهی، خواستار تغییراتی در قانون مجازات اسلامی هستند که مشکل بتوان برای آنها توجیهی یافت، چرا که فرجام و سرانجام کار چیزی جز حذف برخی احکام و مقررات قطعی و مسلم اسلامی نیست.

نویسنده معتقد است؛فارغ از آنکه در خود اروپا و کشورهای غربی موارد نقض حقوق بشر آنچنان عیان و آشکار است که نیازی به ذکر آنها نیست، باید پرسید آیا دخالت صریح و غیرقانونی اتحادیه اروپا در سیر تصویب قوانین یک کشور نقض قواعد حقوق بین الملل نیست؟ و کسانی که در مخالفت با یک حکم الهی با دشمنان قسم خورده ملت ایران همصدا می شوند، آیا اساساً هرگز درباره علت های این همراهی تأمل کرده اند؟!
آیا قصاص چند جانی و قاتل یا اجرای حدود در مورد پاره ای از سارقان و کسانی که نظم و امنیت عمومی را دچار مخاطره کرده اند و ترس و ارعاب در سطح جامعه آفریده اند خلاف حقوق بشر است و مصداق خشونت و افعال غیرانسانی؟! مگر اروپایی ها و آمریکایی ها پیش پای دزدها و قاتلان نقل و نبات می ریزند؟!
آیا مجازات کسانی که عفت و پاکی و اخلاق اجتماعی را در مسلخ عیاشی و هرزگی و فحشا ذبح کرده اند و عامل توسعه فساد در سطح جامعه هستند خشونت تلقی می شود؟!
آن وقت کشتار و خونریزی در فلسطین و عراق توسط قدرت های چپاولگر و زورگو خلاف حقوق بشر و انسانیت نیست؟!
چطور اتحادیه اروپا علیه جنایات در زندان های ابوغریب و گوانتانامو- که حجم انبوهی از جرائم غیرانسانی و حیوانی در آن اتفاق افتاده است- بیانیه ای صادر نمی کند؟
آیا علت فقط این نیست که در آنجا پای خودشان در میان است و چاقو دسته خود را نمی برد؟!

در پایان یادداشت می‌خوانید؛باید این نکته را هم افزود که اثبات بسیاری از مجازات های به اصطلاح سنگین در مقررات اسلامی برای متهمان، مرحله ای سخت و پرظرافت است که در عموم موارد به مرحله اجرای حکم و جاری ساختن مجازات نمی رسد.بنابراین لازم است در چنین فضایی که دشمنان و گمارده ها و منصوبین آنها در داخل با هیاهو، می کوشند اوضاع و احوال را به نفع خود مصادره کنند صاحبنظران ژرف اندیش و رسانه های متعهد افکار و اذهان عموم مردم را نسبت به ترفندهای دشمنان آگاه کرده و نقش حیاتی قوانین و مقررات اسلامی را بازگو کنند.

رسالت

روزنامه رسالت عنوان سرمقاله‌ی امروز خود را «کلید قفل مشکلات جهان اسلام» برگزیده و در ابتدای آن نوشته است؛حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیروز در دیدار رئیس جمهور الجزایر و هیئت همراه،با اشاره به اهمیت همکاری کشورهای اسلامی و استفاده آنها از امکانات و توانایی‌های یکدیگر تاکید کردند: کلید باز شدن قفل‌های مشکلات کشورهای اسلامی، احساس اقتدار ایمان در دل مردم و مسئولان این کشورها و ایستادگی آنان است. جمهوری اسلامی ایران و الجزایر زمینه‌های همکاری فراوانی دارند که امیدواریم این سفرگام موثری برای گسترش جدی تر روابط باشد. تجربه الجزایر، شمال آفریقا و همچنین تجربه ایران نشان می‌دهد ایستادگی ملتها بر حقوق خود و مطالبه آن، نتیجه بخش است.” در خصوص اظهارات مقام معظم رهبری لازم است چهار نکته مهم را مدنظر قرار دهیم: -1”ایستادگی”و”احساس اقتدار ”در دل مردم و مسئولان کشورهای اسلامی همواره مانع از تحقق استیلای جریان کفر بر بلاد مسلمان شده است.خداوند بر اساس قاعده نفی سبیل هرگونه راه سلطه کفار بر مسلمانان را بسته است.ایستادگی مسلمین بر سر مواضع حقه خود تاویل همان آیه شریفه مربوط به قاعده نفی سبیل است.((و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا.) “کفر”جریانی پلید است که محصور در زمان و مکان خاصی نبوده و نخواهد بود.بر این اساس “امپریالیسم کهنه”،”استعمار فرانو”و”امپریالیسم نوین”جملگی مصادیق کفر محسوب می شوند.از این رو ایستادگی مردم در برابر کفر مطالبه فرا زمانی و فرامکانی خداوند متعال از بندگانش محسوب می شود.اگرمیان اولین پیروزی مسلمانان یعنی فتح مکه و پیروزی اخیر آنها یعنی انتصار حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه مقابل کفار اسرائیلی خطی به طول 14 قرن زمان رسم نماییم،در می یابیم که “ایستادگی”کشورهای اسلامی در برابر جریان کفر همان نقطه مشترکی است که مسلمانان واقعی تاریخ را به یکدیگر پیوند داده است.مقام معظم رهبری از ایستادگی مسلمین به عنوان کلید قفلهای مشکلات کشورهای اسلامی یاد کرده اند.سیری آگاهانه در تاریخ به ما نشان می دهد که تاکنون چه تعداد از این قفلها با ایستادگی مسلمانان باز شده و نصر الهی را برای پیروان کامل ترین دین آسمانی به ارمغان آورده است. -2همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی اعلام نموده اند،تهران و الجزیره زمینه های مشترک همکاری زیادی دارند که باید درصدد تعمیم آنها برآیند.همکاری در زمینه حل و فصل مشکلات جهان اسلام ،همکاری در زمینه های اقتصادی ازجمله تاسیس اوپک گازی به عنوان یک قطب انرژی در نظام بین الملل،همکاری در حل و فصل مناقشه فلسطین،همکاری در بازتعریف ساختار جنبش عدم تعهد،همکاریهای استراتژیک با توجه به موقعیت ژئواستراتژیک تهران والجزیره و... از جمله این زمینه ها محسوب می شود. ایران و الجزایر از توانایی مطلوبی جهت میانجیگری و حل و فصل بحرانهای مقطعی و دائمی جهان اسلام برخوردار هستند.مسلما تلفیق قدرت این دو کشور اسلامی حلال بسیاری از مشکلات خاورمیانه خواهد بود. -3اشتراک تاریخی تهران و الجزیره در راستای مبارزه با استعمار به صورت خودکار سبب پیوند این دو با یکدیگر شده است.روز سوم ژوئیه سال 1962 کشور الجزایر رسما استقلال خود را از استعمار فرانسه اعلام کرد. به‌دنبال 8 سال نبرد بین جبهه‌‌‌‌‌‌‌آزادیبخش الجزایر و نیروهای استعماری فرانسه، طبق قرار داد اویان ( Evianشهری در فرانسه)، دولت فرانسه پذیرفت که سرنوشت الجزایر براساس یک رفراندوم تعیین شود. روز اول ژوئیه این رفراندوم انجام شد و اکثریت قاطع مردم الجزایر به‌استقلال از فرانسه رای دادند. طی 8 سال نبرد حدود یک میلیون تن از مردم الجزایر کشته شدند. پس از استقلال، جمهوری دموکراتیک الجزایر تشکیل شد. الجزایر 132سال تحت استعمار فرانسه بود. 

دنیای اقتصاد

از میان چند روزنامه‌ی اقتصادی نیز سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد را برایتان برگزیده‌ایم.«قیمت نفت در سراشیبی» عنوان سرمقاله‌ای است که دکتر سیداحمد میرمطهری آن را نوشته است.

در ابتدای سرمقاله می‌خوانید؛در آغاز تابستان گذشته میانگین بهای سبد نفتی اوپک 71‌دلار بود و امسال میانگین بهای سبد نفتی اوپک به 130‌دلار افزایش یافت.اما روند صعودی قیمت نفت، به‌رغم پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه نسبت به استمرار آن (و حتی چشم‌انداز نفت 200‌دلاری!) اکنون معکوس شده و برای نخستین بار طی ماه‌‌های اخیر، بهای سبد نفتی اوپک در حول‌وحوش میانگین 115‌دلار است.

در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛قیمت‌ها در دو دهه‌ 1980 و 1990 بسیار پایین بود و این پایین‌بودن قیمت‌ها تاثیر بسیار مهمی روی صنعت نفت داشت. حاصل آن کاهش شدید سرمایه‌گذاری در صنعت نفت، کاهش هزینه‌های تحقیق و توسعه در این بخش و نیز کاهش سطح عمومی مهارت‌های شاغلان جدید در این حرفه بود. در نتیجه، در ابتدای سده‌ حاضر، جهان نشان داد که برای تامین انرژی رشد اقتصادی خود آمادگی کافی ندارد.
اما در سال‌های گذشته اوپک ظرفیت تولیدی خود را افزایش داد و سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای برای افزایش ظرفیت در صنعت رخ داد. مجموع کل سرمایه‌گذاری‌های جدید در صنعت نفت تا سال 2012 بالغ بر 160‌میلیارد‌دلار برآورد می‌شود.

نویسنده سرمقاله معتقد است؛عنصر مهم دیگر مربوط به نقش معاملات آتی نفت در بورس‌های نفتی و نیز در بازارهای خارج از بورس OTC بود. برای این که تصویری از حجم مبادلات کاغذی در بازار نفت به دست آوریم اشاره به آماری گویا است. در سال 2003، به ازای هر بشکه نفت، شش بشکه‌ کاغذی مبادله می‌شد. امروز این نسبت به بیش از 18 افزایش یافته است. یعنی بیش از سه برابر شده است. یعنی به ازای تولید هر بشکه نفت خام شاهد بیش از 18 بار معامله روی آن هستیم. همین امر به‌خوبی اهمیت سوداگری مالی در بازار نفت را نشان می‌دهد.

در پایان سرمقاله می‌خوانید؛به نظر می‌رسد اقتصاد ایران که چند دهه‌ است به اتکا به درآمدهای نفتی عادت کرده است؛ اکنون به دسترسی آسان به درآمدهای شگفت‌انگیز نفتی خو گرفته و بر اساس آن سطح مخارج و هزینه‌های خود را تامین کرده است. از این رو، اقتصادی که این گونه رفتارهای خود را تنظیم کرده باشد به آسانی قادر به تحمل شوک‌های حاصل از سقوط قیمت نفت نیست. در حقیقت، می‌توان ادعا کرد که اقتصاد ایران هیچ‌گاه نمی‌تواند بر این دور باطل ناشی از درآمدهای نفتی آسان غلبه یابد، مگر این که نگرش خود نسبت به درآمد نفت را اصلاح نماید و کل درآمد نفتی را «ثروتی بین‌نسلی» تلقی کند که ما (نسل حاضر) تنها به میزان قدرالسهم‌مان از درآمدهایش قادر به مصرف آن باشیم.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها