در نخستین اقدام، سرهنگ نصیری فرمانده گارد سلطنتی ماموریت یافت در نخستین دقایق پس از نیمهشب 24 مرداد فرمان شاه مبنی بر عزل مصدق از نخستوزیری را تسلیم او کند و با دستگیری مصدق و وزرای دولت و برخی فرماندهان نظامی و چند اقدام دیگر که البته با اعلام نخستوزیری سپهبد فضلالله زاهدی نیز مقارن میشد، به عمر دولت مصدق پایان دهند، اما این طرح با شکست روبهرو شد و بهدنبال اعلام خبر شکست کودتا در صبح روز 25 مرداد 1332، شاه که به اتفاق ثریا در کلاردشت بهسر میبرد به سرعت راهی رامسر شد و از آنجا با هواپیمایی دوموتور هراسان به بغداد فرار کرد و ضمن اینکه نشریات و برخی رجال دولت مصدق حملات و انتقادات تندی را متوجه او کرده بودند، پس از دو روز بغداد را به مقصد رم پایتخت ایتالیا ترک کرد و در حالیکه دوران سخت و پردلهرهای را در رم سپری میکرد در کمال ناباوری در بعدازظهر 28 مرداد 1332 مطلع شد که کودتا به عمر دولت مصدق پایان داده است.
بدین ترتیب در صبح روز یکشنبه 1 شهریور 1332 شاه و ثریا با هواپیمایی هلندی وارد تهران شدند.
شاه در اولین ملاقاتش با روزولت طراح و مجری کودتا تصریح کرد که: «من تاج و تختم را مدیون خداوند، ملتم، ارتشم و شخص شما [روزولت] هستم».1 و روزولت در پاسخ به شاه اطمینان داد که در قبال این خدمت، انگلیسیها و امریکاییها جز تشکری مختصر چیز دیگری از او نمیخواهند و ادامه داد که؛ «آنچه ما انجام دادهایم در جهت منافع کلی و مشترکمان بود و نتیجه آن بهترین پاداش ما است».2
پانوشتها:
1 - غلامرضا نجاتی، جنبش ملیشدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد 1332، چاپ پنجم، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1368، ص471.2 همان، ص 474.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم