محور میزگرد ما بحث تازه بال و پر گرفته فساد در فوتبال است و به طور اخص میخواهیم به بعد فساد در نقل و انتقالات بپردازیم. ابتدا باید شکل کار تشریح شود. یعنی شرح دهیم که روال ضابطهمند نقل و انتقالات چگونه است و بعد به آسیبشناسی رفتارهای غلط موجود برسیم.
رئیسی: پیشنهادم این است که عنوان بحث از فساد در نقل و انتقالات فوتبال به میزگرد آسیبشناسی نقل و انتقالات تغییر یابد و آقای لارودی به عنوان پیشکسوت شروعکننده باشند.
لارودی: پیش از اینکه آقای مانوسیفر اصل بحث را آغاز کند، ذکر مقدمهای را ضروری میبینم. اصل ماجرا از روزی شروع شد که پول محوریت پیدا کرد و عمده تلاشها، برای کسب درآمد از فوتبال حرفهای است. تا روزی که فوتبال، حرفهای نبود و پول هنگفت در آن وجود خارجی نداشت همه چیز شسته رفته بود و چیزی لازم به پنهان کردن نداشت. با ورود پول، عوامل مختلف دیگری هم وارد شد که اقتضائات حرفهایگری بودند. چند سال پیش با تاج و محمدی (نایبرئیسان فعلی فدراسیون فوتبال) و دادکان (رئیس پیشین این فدراسیون) بحثی داشتم و پیشنهاد کردم با توجه به مفهوم متفاوت ورزش حرفهای با ورزش آماتور، واژه جدیدی برای ورزشکاران حرفهای مورد استفاده قرار گیرد، چرا که امروزه دیگر مفهوم فوتبال حرفهای، صرفا برد و باخت نیست و این کلمات، معنای اولیه خود را از دست دادهاند. حالا فوتبال حرفهای به بخشی از زندگی بهتر تبدیل شده است. پیشنهادم این بود همانطور که واژه هنرپیشه برای بازیگران حرفهای سینما اطلاق میشود، واژه ورزشپیشه به فوتبالیستهای حرفهای اختصاص یابد.
یک هنرپیشه دایره تبلیغاتی وسیعی برای خود فراهم میکند تا هر چه اصیلتر و هر چه بهتر نمایان شود و در نتیجه به موفقیتهای شغلی بالاتری برسد. او میکوشد برای رسیدن به اهدافش، ذهن ما را معطوف خود کند. امروزه در دنیای حرفهایگری گفته میشود اگر 100 تومان داری 99 تومان را خرج تبلیغات کن، اینگونه بیشتر برایت باقی میماند. ورزشپیشهها هم باید از رسانهها بهره وافری ببرند. در دنیا رسانهها بخش غیرقابل تفکیکی از ورزش قهرمانی و پیشرفت هستند. همانقدر که مربی و پزشک باید کنار ورزش باشند، رسانهها هم باید حضور داشته باشند، اما در کشور ما این موضوع جا نیفتاده که یک بخش مهم حرفهایگری رسانهها هستند؛ رسانههایی که در دنیایی با عملکرد صنعتی و اقتصادی جایگاه بایسته خود را پیدا کردهاند. آنجا هیچ روزنامه یا رسانهای بیدلیل حرفی نمیزند. به همه چیز اعم از استعدادیابی، پرورش استعداد تا یورو و جام جهانی میرسند. وظیفهشان نشاندن مردم سر سفره ورزش است. همان طور که مربیان حقوق صنفیشان حتی نسبت به 10 سال پیش رشد کرده، به همین ترتیب ورزشکاران و رسانهها هم چنین رشدی در درآمدهایشان به وجود آمده است. این حقیقت و کارایی را در جهان حرفهای متوجه شدهاند، ولی ما هنوز از درک آن جا ماندهایم. فکر میکنید نمایش بزرگ
21 روزهای که در یورو 2008 اجرا شده و ارمغانهای بینظیری برای اتریش و سوئیس به دنبال آورد تنها حاصل کار همان ده بیست بازیکن هر تیم بود؟ خیر. تیم دومی هم آنجا بود و آن رسانههایی بودند که ذهن خیل عظیمی از هواداران را مشغول خود کرده بودند، آنچنان که وقتی دقایقی خللی در پخش یکی از مسابقهها به وجود آمد، مردم دنیا از خود واکنش نشان دادند.
نتیجه صحبتهایم این است که باید جایگاه رسانه در ورزش ایران مشخص شود؛ رسانههایی که تا امروز کار خود را بخوبی انجام دادهاند و امثال تختی درست کردهاند. مطمئن باشید یکسوم سهم ساخته شدن چنین قهرمانانی متعلق به رسانههاست. معتقدم وقتی در عالم حرفهایگری 170 میلیارد دلار جابهجا میشود باید رسانهها هم از نقش بارز خود صاحب انتفاع متناسب شوند، البته به صورتی قانونمند و نه زیرمیزی، آشفته و پنهان.
احمدپور: از 15 سال پیش همین حرفهای آقای لارودی را شنیده بودیم ولی شرایط فعلی، آنها را برایمان قابل هضم کرده است. پرسشم این است که چه کسی فساد فوتبال را ترویج میدهد، جز تیمهای لیگ برتری یا دسته اولی؟
وقتی تیمهای لیگ برتری بودجه مصوب دارند و باید بیلان کاری خود را گزارش کنند، پس نمیتوان کاری را پنهان کرد. فساد از جایی شروع میشود که تیمی مثلا 2 میلیارد بودجه داشته باشد و 7 میلیارد خرج کند. اگر شفافسازی نشود و آیتمهای بودجه روشن نشوند به شایعات دامن زده میشود و شائبه فساد به وجود میآید. اگر فوتبال حرفهای است باید برخوردهای آن در تمام زمینهها هم حرفهای باشد و وقتی از مدیری راجع به دخل و خرجهایش پرسیده میشود، نگوید این مسائل محرمانه است و به رسانهها مربوط نیست. مگر نکتهای منفی در آن نهفته است؟ چطور سازمان بزرگی مثل تربیتبدنی به فرض، میزان بودجه عمرانی خود را اعلام میکند، ولی باشگاههای بسیار کوچکتری به لحاظ تشکیلات و بودجه و... چیزی در تشریح شرایط مالی خود عنوان نمیکنند؟ باید ریشه این پنهانکاریها مشخص شود.
اگر موافقید بحث را از مسیر تخصصی آن پیگیری کنیم. اینکه نقل و انتقال بازیکنان باید در چه کانالی صورت بگیرد که الان نیست.
مانوسیفر: مثل آقای لارودی معتقدم در دوران آماتوریسم فوتبال، ما با این مشکلات روبهرو نبودیم با اینکه بازیکنان آن زمان سطح کیفی بالاتری نسبت به فوتبالیستهای امروز داشتند و در مقایسه، سوپراستارهای فعلی در حد بازیکنان متوسط آن زمان هم نیستند. حضور مربیان بزرگی که اغلب در قید حیات هم نیستند مثل مرحوم علی داناییفرد، آقامدد، مرحوم دهداری و فکری و حتی همین آقای لارودی و احمدپور که سالها زحمت مربیگری کشیدهاند، در پرورش روح و جسم و مهارت نقش بارزی در زمینه شکوفایی نسلهای آماتور فوتبال سابق ایفا کردهاند، ولی از زمانی که به شکلی شتابزده و بدون مطالعه چارچوبها، وارد فوتبال حرفهای شدیم مشکلاتمان جدی شد. اگر میخواستیم از تجربیات دیگران الگوبرداری کنیم باید خیلی بهتر این کار را میکردیم و حداقل طی این 7 سال آییننامههای نقل و انتقالات را منطبق بر آرای فیفا میکردیم و در ادامه این موارد را لازم میبینم:
1- آقای احمدپور به بحث شفافسازی اشاره کرد. متاسفانه فدراسیون به عنوان متولی، هیچ تلاشی برای برطرف کردن آن انجام نداده است.
2- بازیکن با باشگاهی قرارداد میبندد، با باشگاه دیگر به میدان میرود و سر از باشگاه سوم درمیآورد. اصلا این قراردادهای داخلی که برای فدراسیون فوتبال کشورمان اعتباری ندارد برای فیفا کاملا معتبر است و با عنوان قانونی Pre Agreement شناخته میشود. این یکی از مغایرتهای روال مرسوم ما با مقررات فیفاست. خود این بیاعتنایی فدراسیون رقمها را در بازار رقابت کاذب بین باشگاهها افزایش میدهد و عامل بروز بیتفاوتی میشود که خود مجدد در بالا رفتن رقمها و بروز فساد موثر است.
3- اگر مشابه همین میزگرد را در ابعادی وسیعتر در آغاز حرکت فوتبال حرفهای یعنی زمان تصدی صفاییفراهانی بر فدراسیون فوتبال تشکیل میدادیم و برای رفع مشکلات آییننامهای، تدبیری میاندیشیدیم با مشکلات به مراتب کمتری روبهرو میشدیم. واقعا چرا وقتی صحبت از قراردادها میشود مدیران باشگاهها ناراحت میشوند؟ تنها اکبر غمخوار طی سالهای اخیر از طریق رسانهها رقمها و تراز مالی باشگاهش را اعلام کرده بود. منظورم این است که نقص موجود در آییننامههای فعلی، انطباق نداشتن آنها با مقررات فیفا در کنار شفاف نبودن شرایط، زمینهساز مشکلات میشوند. مثلا بازیکنی را با 160 هزار دلار برای تیمی رشتی گرفتیم، اما بلافاصله پس از توافق نهایی ما، او سر از تیمی دیگر با 2 برابر رقم مورد توافق درآورد!
4- یکی از مشکلات دیگر ما، حضور بازیکنان خارجی است. بررسی کنیم ببینیم این پولها چگونه هزینه میشوند. ما سال گذشته 73 بازیکن خارجی در لیگ برتر، جام آزادگان و مسابقههای زیرگروه لیگ جذب کردهایم که فقط 10 بازیکن در حد بازیکنان خوب کشورمان از خود کارایی نشان دادهاند. یعنی 63 بازیکن خارجی در حد بازیکنان متوسط لیگ ما هم نیستند و از این بابت حدود 5/5 میلیارد تومان دور ریختهایم که کاش این رقم به هموطنانمان تعلق میگرفت. این رقمها واقعا وحشتناکند یا نمونه دیگر اینکه یکی از باشگاههای غیرلیگ برتری ما، فصل گذشته 5/1 میلیارد تومان صرف مربیان و بازیکنان خارجی خود کرد.
چه کسی این بازیکنان را وارد میکند؟ من به عنوان کارگزار رسمی فیفا، سال گذشته حتی یک بازیکن خارجی وارد نکردهام، چون معتقدم اگر بازیکنی از خارج به فوتبالمان میآید باید واقعا الگویی فنی و در حدی فراتر از بازیکنان وطنی ما باشد، مثل همان یکی دو بازیکنی که در دهه 1350 به فوتبال ما آمدند. همان طور که کارشناسان اماراتی، سهم ایمان مبعلی را در قهرمانی الشباب در لیگ امارات 40 درصد و حتی بالاتر از نقش سرمربی تیم و کادر فنی ارزیابی کردهاند باید خارجیهای وارداتی ما هم اینگونه باشند و روی بازیکنانمان تاثیری قوی بگذارند.
شما که بازیکن خارجی وارد نمیکنید. پس آن 73 بازیکن چگونه به فوتبال ما آمدهاند؟ البته غیر از دهها یا صدها نفری که آمدند و جذب نشدند.
مانوسیفر: شبکهای وجود دارد که مثلا به آفریقا کانال میزند. دوستی میگفت بسیاری از بازیکنان آفریقایی به دلیل مواجهه با فقر حاضرند فقط در قبال صبحانه، ناهار و شام بیایند و بازی کنند. فکر میکنم کاری که در مورد دروازهبانها انجام شد و جلوی ورود دروازهبانهای خارجی را گرفتند میتواند مثبت باشد. ما زمانی دروازهبانهای خوب زیادی داشتیم، ولی مدتهاست نمیتوانیم دروازهبانسازی کنیم.
کمبود کار کارشناسی در فدراسیون مشکلات زیادی برایمان ایجاد کرده است. چرا پرسپولیس طی 4 سال گذشته باید با این تعداد شکایت به فیفا روبهرو شود. بازیکنی با کیفیت جوجی نیجریهای از چه طریقی میآید، بازی هم نمیتواند بکند، بعد از 4ماه تمام پولش را هم میگیرد و برای همیشه از باشگاه میگریزد. وقتی شکایت هم میشود فیفا میگوید او را پیدا کنید تا از حضور در باشگاهش محروم کنیم. یا رافائل بازیکن هپاتیتی یا بازیکنان بحرانآفرین پانامایی یا دروازهبانی به نام نیکولوفسکی که بدون انجام بازی، رقم بسیار بالایی هم دریافت کرد. فدراسیون حتما باید نظارتی بر قرارداد بازیکنان خارجی اعمال کند وگرنه شکایت پشت شکایت و این برای فوتبال ما معضل بزرگی است و حاصل عملکرد ابتدایی فدراسیون و نظارت ضعیف آن. نمونه دیگر کریستوفر بود که تنها 24 ساعت در ایران ماند و با بستن پیشقراردادی با پرسپولیس، تمام رقم همان پیش قرارداد را دریافت کرد.
واقعا من هم نمیدانم دقیقا افراد این شبکه چه کسانی هستند؟ حتما بومیهایی از آفریقا در این کانال حضور دارند. من اگر بخواهم بازیکنی از آنجا جذب کنم آنقدر مانع در کار وجود دارد که از ارسال دعوتنامه منصرف میشوم؛ یعنی باید از هیات فوتبال استان و فدراسیون فوتبال مجوز بگیرم و از آنجا به کمیته ملی المپیک و از آن کمیته به وزارت خارجه تحویل دهم و این مکانیسم دشوار اساسا مرا منصرف میکند. حال آن که دوستی میگفت اتوبوسی مملو از بازیکنان آفریقایی آورده بودند و میگفتند هر کدام را میخواهی پیاده کن.
خلاصه اینکه واسطه در اروپا هم هست، ولی تعریف و جایگاه خود را دارد و رسانهها به عنوان مکملهای حلقههای دیگر ورزش محسوب میشوند. نقش بسیار پررنگ خبرنگاران در آنجا به دلیل آشناییشان به ریز موارد است. در اروپا هم دلال قرارداد بازیکنان را امضا میکند.
فیفا میگوید قرارداد باید به امضای مدیر رسمی برنامهها برسد، در حالی که مدیران ما چنین موردی را توهین به خود میپندارند. به هر حال اگر مشکلی به وجود بیاید و قراردادی به فیفا ارسال شود و آنجا امضای کارگزار موجود نباشد، فیفا در نخستین اقدامش باشگاه را 30 هزار دلار و بازیکن را 10 هزار دلار جریمه خواهد کرد. در کشور ما 70 تا 80 درصد قراردادها از طرق نامتعارف و 20 تا 30 درصد از طریق کانالهای رسمی اجرا میشوند.
رئیسی: اگر هر سیستمی دچار اشکال باشد ورود پول به آن سیستم، کارش را خرابتر میکند. ما پول را به فوتبال آوردهایم، ولی سیستم را نه. یکی از مشکلات این است که باشگاه دولتی مایل به دادن مالیات به دولت نیست، بنابراین قرارداد 300 میلیون تومانی بازیکن را 10میلیون تومان مینویسد. درحالیکه یک معلم و کارمند، بیست و پنجم هر ماه مالیاتش کسر میشود، ولی یک فوتبالیست میلیاردر نه. بازیکنان مثل صنعتگرها باید از وزارت کار مجوز بگیرند. جالب است دنیزلی برای دریافت اجازه کار مشکل پیدا کرده بود. به او میگفتند مگر ما مربی نداریم که تو را به ایران آوردهاند، در صورتی که بازیکنان بیکیفیت زیادی بدون دردسر در کشور ما حاضر میشوند. مدیران باشگاهها بازیکنانی را که نه دیدهاند و نه میشناسند روی نیمکت مینشانند. من به آنها میگویم خب خودتان و بچهتان را روی نیمکت بنشانید که بهتر است.
لارودی: من از ورود بحث به سمت کارآگاهیشدن گریزانم که حالا پیدا کنیم چه کسانی این کارها را میکنند، چون این کار ما را از هدف دور میکند. واقعیت این است کاری را شروع کردهایم که مقرراتش را بلد نبودهایم و برایمان دردسرهای مختلفی ایجاد کرده است. باید مقرراتی پیشبینی و مو به مو اجرا شود. قراردادهایی که این روزها در هیاتها بین بازیکنان و باشگاهها امضا میشوند 3 تا 4 برگی هستند، ولی متن قراردادهایی که داریوش یزدانی یا مهدی پاشازاده با لورکوزن امضا کرده بودند، کتابچهای 200 صفحهای بود که تمام حالات مختلفی که میتوانست پیش بیاید در آن مرقوم شده بود. ما در قراردادهایمان به موارد بسیار کلی اشاره کردهایم؛ البته این خیلی عجیب نیست، چون اگر به صرف تجربیات خودمان اتکا کنیم، 8 سال اصلا زمانی نیست، ولی اگر بخواهیم از تجربیات آنهایی که 80 سال در این زمینه از ما جلوترند استفاده کنیم، شرایط خیلی بهتر میشود. مربیان باید از رده C آموزشی آغاز کنند، بعد مدرک دوره B و سپس A را دریافت کنند و بعد مدرک حرفهای بگیرند.
8 میلیارد تومان پول زیادی در فوتبال حرفهای نیست و رقم قرارداد بازیکنان درجه دوم در 100 باشگاه دنیاست، ولی برای ما پول بسیار زیادی است و هر ساله بدون این که بدانیم چه میکنیم این مبلغ را برای یک تیم باشگاهی میپردازیم. در حقیقت خرجکرد این پول بهگونهای است که انگار در زمین مردم خانه میسازیم و آخر سال آن خانه برای فرد دیگری است. اگر بازیکنی را 150 میلیون تومان میخریم، نگرش حرفهای میگوید باید دستکم او را به عنوان سرمایه به ارزش 150 میلیون بعلاوه100ریال بپنداری و به باشگاه دیگری منتقل کنی. متاسفانه این اصل در ذهن مدیران ورزشی حرفهای ما اصلا جایی ندارد و آنها نمیفهمند که باید پول بدهند تا ارزش افزوده ایجاد شود چون اصلا نگاه موجود درآمدزایی نیست. باید اینها را تعریف کنیم. روزی از قریب که او را مدیری کاملا متشخص میپندارم پرسیدم برای چه میخواهی تیمت قهرمان شود؟ گفت نمیدانم، تو بگو. گفتم چون هر چیزت ارزش بالاتری پیدا کند. پس معلوم میشود حرکت دومت انتقال آنهاست، یعنی آجر را الماس کردی. بازیکنت تبدیل به مهرهای میشود که جذب امارات شده و 2/1 میلیارد میگیرد. ولی از این 2/1 میلیارد چه چیزی عاید باشگاه میشود؟ هیچ! و این به دلیل بیمنطقی و بیتدبیری در خرید و فروش بازیکن است.
به هر حال ما از اصل ماجرا که حرفهای شدن است خیلی دور نشدهایم، چون فقط 8 قدم (8 سال) دور شدهایم. مشکل اصلی این است که نگاه انتقادی به خود نداریم و در ورزش، هیچ دستگاهی خودش را ارزیابی نمیکند.
من در مورد مخالفت آقای مانوسیفر با جذب بازیکن و دروازهبان خارجی، دیدگاه دیگری دارم. جلوگیری و منع حضور دروازهبان یا بازیکن خارجی بدون انجام ریشهیابی اتفاق مثبتی برای ما به وجود نمیآورد. ما در سالهای 76 و 77 چند دروازهبان خارجی در کشور داشتیم؟ چند تا گلر خوب ایرانی ارائه شد؟ پس تضمینی وجود ندارد که صرف منع ورود دروازهبان خارجی، تاثیری بر افزایش بازده دروازهبانان داخلی ایفا کند. یکی از دلایل جذب بازیکن خارجی، ارزانتر بودن آن نسبت به داخلیهاست و دیگری کیفیت بهترشان نسبت به متوسطهای خودی. حالا ممکن است 10 تا بازیکن بنجل هم به فوتبال ایران آمده باشند.
آقای مانوسیفر بازیکنان ایرانی را با بازیکنان دهه 50 مقایسه کردند و نتیجه گرفتند که ما نسبت به آن زمان افت کردهایم. من میگویم چرا اینقدر راه دور برویم. بازیکنان فعلی استقلال و پرسپولیس را با تیمهای سال 76 آنها مقایسه کنید و پاسخ دهید. آیا بیش از 2 تا 3 بازیکن هریک از تیمهای فعلی، میتوانند در ترکیب اصلی آن تیمها جا بگیرند.
فوتبال در ایران این 3 خط سیر مشخص را دارد:
1- دوره زمینهای خاکی که بازیکنان تنومند، ایستاده، مهاجمان سرزن، بازیکنان شوتزن، درگیر و سانترکن ماحصل آن بود. 2- فوتبال خیابانی که خیلی شخصیت بازیکنان را متاثر از خود کرده. بازیکنانش فنیتر، چابکتر، زمینی بازتر و دارای شم نفوذ بیشتری شدند، ولی شوتزنی در این فوتبال خیلی ضعیف شد. 3- دوران مدرسه فوتبال که به دلیل اجارهای بودن زمینها چیزی به بازیکنان یاد داده نشده و هر بازیکن به صورت قلمبهای از پول دیده میشود. زمانی مربیان در انتهای تمرین به تعدادی از بازیکنان میگفتند شما برای انجام تمرینهای اختصاصی بمانید و بقیه بروند، ولی امروز چنین کاری امکانپذیر نیست، نه در یک تیم مدرسه فوتبالی، بلکه در قهرمان لیگ برتر هم فرصت تمرین اختصاصی وجود ندارد. زمینی برای این کار وجود ندارد و20 سال است تمرینهای اختصاصی انجام نشده و در حقیقت منسوخ شده است. اگر این کارها انجام میشد نیازی به جوجی آفریقایی نبود. الان هر کدام از خارجیها را از تیمشان بیرون بکشید معلوم نیست چه اتفاقی در تیمشان میافتد. من در زمین ساسان تمرین میکردم و به بازیکنانم میگفتم توپ را به دیوار بکوبید، وقتی برگشت استوپی کنید و دوباره بکوبید تا تکنیک فردیتان تقویت شود. ولی الان زمینی برای اینگونه حرکات وجود ندارد. زمانی که احمدپور در اسلامشهر مربیگری میکرد آنجا 20 بازیکن خوب داشت و الان فقط یک بازیکن دارد. در تبریز، آبادان و اهواز هم همین وضعیت وجود دارد. فرزاد آهکپور تیم جنوب بهتر بود یا خارجیهای امروز صنعت نفت؟ آبادان چه معدنی بوده و الان کجاست؟ از 11 بازیکن تیم نفت، 9 بازیکن آن غیرآبادانی است. در گیلان هم همین طور است. همین الان ملوان بازیکن از خارج میآورد و ما میگردیم دنبال اینکه آقا متخلف است، زیرمیزی و رومیزی میگیرد. 14 میلیون جمعیت تهران یک فوتبالیست بزرگ تحویل نمیدهد، چون مدیریت ورزشی متاثر از جریان روز عمل کرده، مدیران هم میدانند، ولی در عین حال موانع را هم بهتر از ما میدانند و زورشان نمیرسد که فضا را برای ورزش درست کنند.
بستن در فوتبال به روی دروازهبان، دروازهبان خوبی به ما نمیدهد. چرا دروازهبان نداریم؟ چون جای تمرین وجود ندارد و زمانی ما 2000 گلر در روستاها داشتیم، اما حالا تنها 200 دروازهبان در کل کشور وجود دارد.
براستی هیچ فکر کردهایم چرا این قدر رباط صلیبی در سالهای اخیر پاره میشود؟ چون بازیکنان عضلات و اندامی که در تمرینها و محیطهای سخت باشند ندارند.
احمدپور: آشفتگی در فوتبال ما خیلی زیاد است. سالانه در فدراسیون، صدها جلسه و کارهایی جسته و گریخته در فدراسیون و باشگاهها انجام میشود. افراد و مدیرانی با ذوق و شوق میآیند تا از جو فوتبال بهرهای برای خود به دست آورند و بعد وقتی متوجه بیثباتی در مدیریتهای اینجا میشوند میروند دنبال کار و زندگی خودشان.
زمانی فرهنگ جامعه ما نسبت به فوتبال طوری بود که ساکهای ورزشیمان را مخفی میکردیم و سر تمرین میرفتیم، ولی الان والدین به زور ساک ورزشی را به دست بچههایشان میدهند و میگویند برو تا شاید دایی یا کریمی شوی. مردم آمادگی این را دارند که فوتبال کشورشان را به سویی ببرند که شبیه ترکیه شود، ولی دولت این آمادگی را ندارد. اگر واژه حرفهای را از انتهای واژه فوتبال خود برداریم و به جای آن کلمه آماتور را جایگزین کنیم میتوانیم برای قراردادهای بازیکنان تعیین سقف کنیم. درغیراینصورت راه پیش رو این است که کانال و تبصرهای باز کنیم و بیاییم به جای سقف قرارداد، سقف بودجه هر باشگاه را تعیین کنیم. باشگاه استقلال میخواهد بازیکن بگیرد، بگویند این رقم، سقف بودجه باشگاه است. با آزادی و تدبیر مناسب نفراتش را جذب و برنامههایش را اجرا کند. با شرایط موجود روز به روز عقبتر خواهیم رفت. بازیکنان ما همواره به بهانه مشکلات حتی تمرین مناسبی هم با تیم خود نمیکنند. نمیدانم چرا همه این مشکلات در چهار پنج ساعت زمان تمرین به وجود میآیند. فوتبال باید دغدغه اصلی بازیکنی باشد که 200 تا 300 میلیون تومان در سال میگیرد.
به هر طرف این فوتبال نگاه میکنیم منظره بدی میبینیم؛ مثلا مربیای را میشناختم که دروازهبان خارجی استخدام میکرد، به دلیل این که آنها فارسی بلد نبودند تا مصاحبه کنند و به کسی معترض شوند.
با این که تا اینجای بحث کاملا برطرفکننده ابهامات نبود، ولی باید گفت ضمن بازشماری مشکلات عدیدهای که تار و پود فوتبال ما در زمینههای مختلف ازجمله لجامگسیختگی نقل و انتقالها با آن روبهروست، ضعف مدیریت ورزشی در ابعاد باشگاهداری و فدراسیون، دلیل اصلی مستتر در رشد دلالبازی و دیگر معضلات حاشیهای فوتبال حرفهای محسوب میشود. اگر باشگاههای فوتبال براساس ضوابط حرفهای روی پای خود بایستند، یا مدیری میتواند با رعایت ضوابط سالم، هوشمندانه و خلاق آن را به استقلال و باروری برساند یا در اداره آن ناکام میماند که ناخودآگاه از آن جدا خواهد شد و کرسی را به فرد شایسته آن میسپارد.
مجید عباسقلی