در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارادزیچ رهبر تحت تعقیب صربهای بوسنی پس از امضای موافقتنامه صلح دیتون در نوامبر سال 1995 که به جنگ بوسنی پایان داد و جمهوری یوگسلاوی را به دو بخش که حول خطوط قومی دستهبندی شده بود، تقسیم کرد به ناگاه ناپدید شد. او روز 21 ژوئیه در بلگراد، پایتخت صربستان در حالی که تغییر چهره و هویت داده بود و با نام جعلی دراگاه داییک، متخصص طب جایگزین مشغول کار بود، بازداشت شد.
با گذشت نزدیک به دو هفته هنوز هم چگونگی بازداشت کارادزیچ در هالهای از ابهام قرار دارد. وکلای کارادزیچ میگویند او را 2 روز قبل از اعلام دستگیریاش در حالی که با اتوبوس راهی بلگراد بوده در یکی از ورودیهای شهر شناسایی و بازداشت کرده بودند.
براساس پارهای گزارشها دستگاههای جاسوسی چند کشور غربی در شناسایی و دستگیری کارادزیچ مشارکت داشتهاند و استوان زاپلیانین، رئیس پلیس صربهای بوسنی که ماه ژوئن دستگیر شد اطلاعاتی را در اختیار بازجوهایش گذاشته که به شناسایی محل اختفای کارادزیچ کمک کرده است.
دستگیری و استرداد افرادی که از سوی ICTY مجرم شناخته شدهاند یکی از پیششرطهای اتحادیهاروپایی برای به جریان افتادن روند عملی الحاق جمهوری صربستان به این اتحادیه است. پس از آن که ICTY در ضمن محاکمه اسلوبودان میلوشویچ، رهبر پیشین صربهای بوسنی نتوانست ادله کافی برای اثبات دست داشتن او در نسلکشی مسلمانان بوسنی را فراهم آورد همه نگاهها به کارادزیچ دوخته شد.
ریاکاری به سبک امریکایی
ریچارد هالبروک، از دیپلماتهای پیشین وزارت امور خارجه ایالاتمتحده که ناظر بر امضای توافقنامه دیتون به نیابت از دولت آمریکا بود مقارن با اعلام خبر دستگیری کارادزیچ از او به عنوان یکی از عوامل اصلی پاکسازی قومی مسلمانان بوسنی یاد کرد.
با این حال وقتی کارادزیچ هفته گذشته در برابر قضات رسیدگیکننده به اتهاماتش در لاهه قرار گرفت با تاکید از وعده و وعیدههای آمریکاییها برای جلوگیری از محاکمه شدن او پس از پایان جنگ گفت.
شکی وجود ندارد که کارادزیچ یکی از عوامل اصلی دامن زدن به تنشهای قومی در یوگسلاوی سابق بوده که به آغاز درگیریهای مسلحانه در بوسنیهرزگوین منجر شد اما اقدام هماهنگ رسانههای غرب در معرفی کردن او به عنوان قصاب بوسنی و طراح اصلی پروژه برهم زدن موازنه قومی در یوگسلاوی سابق چیزی جز تلاش برای مخفی کردن حقایق جنگ داخلی یوگسلاوی سابق نیست.
هدف از اجرای این سناریو پاک کردن آن بخش از تاریخ یوگسلاوی است که به نقش قدرتهای بزرگ از جمله ایالاتمتحده و آلمان در بروز خشونتهای قومی دلالت دارد. واشنگتن و برلین نقش غیرقابل انکاری در تحولاتی ایفا کردند که یوگسلاوی را به سوی فروپاشی سوق داد. اگرچه غربیها بهخوبی میدانستند حرکت یوگسلاوی در این مسیر چه تبعات فاجعهآمیزی خواهد داشت ولی با خونسردی تمام پروژه خود را به مرحله اجرا درآوردند.
نقبی به گذشته
یوگسلاویای که پس از جنگ دوم جهانی سربرآورد محصول جنبش مسلحانه مردمی به رهبری ژویف بروز(تیتو) و حزب کمونیست علیه اشغالگری نازیها بود. تیتو پس از پایان جنگ توانست با ایجاد نوعی موازنه، گروههای قومی متعدد و متخاصم کشور را در قالب فدراسیون یوگسلاوی کنار هم قرار دهد.
حال و هوای خاص دوران جنگ سرد به تیتو اجازه داد بین ایالاتمتحده و اتحاد جماهیر شوروی بندبازی کند و در عین حال با اتکا به قانون اساسیای که حقوق پایه همه اقلیتهای قومی یعنی صربها، کرواتها، مسلمانان بوسنی و آلبانیاییتبارهای کوزوو را تضمین میکرد اتحاد فدراسیون را حفظ کنند.
کارادزیچ در ژوئن سال 1945 در مونتهنگرو متولد شد. او که هیچگاه نتوانست پدرش را که به دلیل مبارزه علیه نیروهای تیتو به زندان افتاده بود، ببیند در سال 1960 میلادی به دانشکده طب دانشگاه سارایوو راه یافت. در سال 1974 میلادی به دانشگاه کلمبیا در نیویورک رفت تا یکدوره پیشرفته روانشناسی را پشت سر بگذارد.
در سال 1985 به اتهام سوءاستفاده از بودجه دولتی برای ساخت منازل شخصی به همراه دوست نزدیکش مامسیلو کراژسینک که بعدها رئیس پارلمان صربهایبوسنی شد به زندان افتاد. بعدها به جمع مریدان دوبریکا کوزیچ، از نویسندگان صرب پیوست که در دوران زمامداری تیتو بلهقربانگوی او بود و بعدها پرچمدار جنبش احیای هویت صربها شد تا آنجا که پدر ملت صرب نام گرفت. اگرچه کارادزیچ در دنیای سیاست چهره چندانی مطرح نبود اما در عمل به نوعی مجری دیدگاههای کوزیچ و همقطاریهایش تلقی میشد.
خاستگاه فروپاشی
روند فروپاشی یوگسلاوی در واقع از اواخر دهه 80 میلادی با اعمال سیاستهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول در این کشور آغاز شد که التهابها اقتصادی و اجتماعی در این کشور را به نقطه اوج رساند.
اعمال فشار به یوگسلاوی برای اصلاح ساختار اقتصادیاش و پایان دادن به سیستم اقتصاد دولتی به افزایش لجامگسیخته تورم و اشاعه بیکاری منجر شد. این تحولات شکلگیری اعتصابهای شهری و اعتراضهای گسترده را به دنبال داشت.
رهبران وقت یوگسلاوی که سعی داشتند با دامن زدن به احساسات ملیگرایانه مانع از منازعه طبقات اجتماعی شوند در عمل کشور به سوی تنشهای قومی سوق دادند. قبل از آن که انتخابات چند حزبی بوسنی در نوامبر سال 1990 میلادی از راه برسد 3 حزب با گرایشهای قومی در یوگسلاوی سر برآورده بود که یکی از آنها حزب دموکراتیک صربستان به رهبری کارادزیچ بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در همانسال و اتحاد دوباره آلمان در سال بعد تاثیری عمیق بر تحولات داخلی یوگسلاوی گذاشت.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکلگیری جمهوریهای نوظهوری در غرب روسیه بود که یوگسلاوی جایگاه ژئوپولتیک خود به عنوان دیواری در برابر یورش احتمالی شوروی به اروپای غربی و تلاشهای مسکو برای دسترسی پیدا کردن به آبهای مدیترانه را از دست داد.
هیچکس تردید نداشت با توجه به وجود خصومتهای قومی دیرینه بین اقوامی که تحت لوای فدراسیون یوگسلاوی گردهم آمده بودند حرکت در جهت تقسیم یوگسلاوی به منزله آغاز ناآرامی یا حتی جنگهای داخلی خونباری خواهد بود.
دولت وقت ایالاتمتحده که در ابتدا مخالف تقسیم یوگسلاوی بود در ماههای منتهی به جنگ بوسنی دیدگاه و مشی خود را تغییر داد تا شرایط را برای بحران داخلی یوگسلاوی و فروپاشی این کشور به قیمت از دست رفتن جان هزاران تن با هدف تقویت سلطه آمریکا بر منطقه هموار کند.
حسین شریعت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: