چرا به مشاوره نیاز داریم؟

کد خبر: ۱۹۲۹۹۰

گاه به نظر می‌رسد برای دست‌یافتن به چنین هدفی لازم است از افرادی که آگاهی و اشراف کامل و بیشتری از ما دارند کمک بگیریم و در این میان، مشاوران می‌توانند بیشترین کمک را به ما بکنند تا در ارتباط خود بتوانیم همیشه عشق را زنده نگه داریم. زیرا عشق در واقع پلی است که ما را با جهان هستی و کائناتی که در آن زندگی می‌کنیم متصل می‌کند. هنگامی که با عشق زندگی می‌کنید دیگر از هر چیزی زود نمی‌رنجید و صبر و شکیبایی بیشتری خواهید داشت.

یک رابطه عاشقانه و در حال رشد، آموزگاری ایده‌آل است که می‌تواند شما را به شخصی که حقیقتا سرشار از عشق است و با عشق زندگی می‌کند، تبدیل سازد. رابطه شما با فردی که با او صمیمی هستید، نمونه‌ای از روابطی است که شما با سایر بخش‌های این جهان هستی دارید. هدف از رابطه شما با جهان هستی، کاملا مشابه رابطه با همسرتان است؛ این‌که بتوانید خوبی و خوب بودن را در وجود کسی که دوستش دارید، به وجود آورید.

تجربه ارتباط با تمامی زندگی، صلح و آرامش روحی فوق‌العاده عظیمی را برایتان به همراه می‌آورد؛ به طوری که دیگر احساس تنهایی نمی‌کنید؛ بلکه فکر می‌کنید بخش مهم و تفکیک‌ناپذیری از کل این کائنات هستید. این احساس همان مرتبط بودن و متصل بودن به حقیقت زندگی است که می‌تواند برایتان بسیار لذتبخش باشد. همان یگانگی، الحاق و وحدت وجودی است که تمام انسان‌ها خواهان رسیدن به آن هستند.

آیا به مشاوره نیاز دارید؟

یک ضرب‌المثل است که می‌گوید: نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود. این گفته در تمام مسائل و مواردی که ما واقعا مصمم باشیم تا به هدفمان برسیم و موفق شویم کاربرد دارد؛ اعم از این‌که ما در یک ارتباط قرار بگیریم یا هر زمینه دیگری که خواهان کسب موفقیت باشیم؛ بنابراین اگر می‌خواهیم موفق شویم باید تلاش کنیم و با کسب تجربه و آگاهی بیشتر گام برداریم.

بسیاری از ما در دوران کودکی نیز قربانی تلاش نکردن خود شده‌ایم؛ بنابراین نتوانسته‌ایم به آنچه می‌خواهیم برسیم.

بعد‌ها نیز در آینده در دوران بلوغ و پس از آن،  در بزرگسالی به این نتیجه می‌رسیم که بدون تلاش و قبول رنج نمی‌توانیم به موفقیت (در هر زمینه‌ای)‌ دست یابیم.

بنابراین اگر خواهان رسیدن به یک ارتباط موفق با همسرتان هستید باید سعی کنید در این زمینه آموزش ببینید و با سعی و تلاش به ارتباط موفقی دست یابید.

شما چه رابطه‌ای صمیمی داشته باشید و چه نداشته باشید، همواره کار با یک مشاوره یا یک روان‌درمانگر می‌تواند در حل و فصل احساسات سرکوب شده، به شما کمک کند.

من خود به عنوان یک مشاور خانواده که تاکنون زوج‌های بسیاری به من مراجعه کرده‌اند به شما می‌گویم این کاملا طبیعی است که شما برای برقراری ارتباط صحیح با همسر خود ابتدا باید شناخت درستی از خود و سپس او داشته باشید و بر مبنایی صحیح گام بردارید.

البته بهترین راه این است که آموزش از دوران کودکی آغاز شده باشد، سپس ادامه یافته و به سنین بالاتر ارتقا یابد. من دریافتم کسانی که از این نوع آموزش بهره‌مند شده‌اند، در بزرگسالی ارتباط بهتری با همسران‌شان داشته‌اند.

در واقع تمام سعی من این است که به مردم بگویم اگر واقعا بخواهند موفق شوند می‌توانند به آن برسند؛ مشروط بر آن‌که برایش زحمت بکشند و کار کنند. من این شانس را داشته‌ام که به مدت 10 سال روان‌شناسی تدریس کنم و به این طریق توانسته‌ام از هر کدام از شاگردانم چیزی بیاموزم.

آنها معمولا گزارشی از روند زندگی خود ارائه می‌کردند و سعی می‌کردیم با تشریک مساعی هم، آنها را حل کنیم و به نتیجه مطلوبی برسیم.

به مرور زمان خودشان با مقایسه مشکلات مشابه یکدیگر می‌توانستند از همدیگر نیز چیزهایی بیاموزند و به این ترتیب پیشرفت بیشتری نیز حاصل کنند.مراجعان من هر کدام مشکلاتی داشتند که سال‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کردند؛ مثلا اگر کسی از اضافه وزن رنج می‌برد، سعی می‌کردیم با تلاش همدیگر، او را در جهتی سوق دهیم که انگیزه لازم را برای کاهش وزن به دست آورده و آن‌ را ثابت نگه دارد، اگر اعتیاد داشت آن را ترک کند و دیگر به طرف مواد مخدر نرود و ...

در واقع من باید انگیزه‌ای را در آدم‌ها ایجاد می‌کردم که اگر نمی‌توانستند برای رسیدن به موفقیت به تلاش خود ادامه دهند، نقشه‌ای به آنها ارائه دهم که بتوانند تا آخر آن را دنبال کنند.

به مرور من دریافتم که مهم‌ترین قسمت در این موارد، این است که فرد بتواند «انگیزه» خود را از رسیدن به هدفش بیان کند؛ چرا می‌خواهد به وزن ایده‌آل برسد؟ چرا می‌خواهد اعتیادش را ترک کند و چرا می‌‌خواهد با همسرش رابطه‌ای صمیمی ایجاد کند؟

همه ما در زندگی خود ناگزیر از مشورت کردن با افراد ذی‌صلاح در زمینه مورد نظرمان هستیم. من نیز به عنوان مشاور در امور خانواده سعی کرده‌ام به مردم کمک کنم تا مشکلات‌شان را حل کنند؛ حتی بارها مانع از جدا شدن زوج‌هایی شده‌‌‌ام که قصد داشتند از یکدیگر طلاق بگیرند. البته در بسیاری موارد هم موفق نشده‌ام! بنابراین کتاب‌های زیادی خوانده‌ام و مطالعات زیادی کرده‌ام تا ببینم چطور می‌شود از متلاشی شدن خانواده‌ها جلوگیری کرد.

در بسیاری از این کتاب‌ها و حتی از قول بعضی مشاوران دریافته بودم که اگر زن و شوهری بگو و مگو و جروبحث زیادی دارند  بویژه اگر فرزندی نیز دارند  بهتر است از یکدیگر جدا شوند، زیرا هنگامی که فرزندان آنها هر روز شاهد دعوا و مشاجره والدین خود هستند، برایشان بسیار مضر خواهد بود و بهتر است با یکی از آنها زندگی کنند تا هر روز شاهد بگو مگوی آنها نباشند. اما به نظر می‌رسید برای هیچ‌کس جالب نبود که به خانواده‌ها آموزش دهند: «این جر و بحث‌ها را متوقف کنند».

در واقع بهترین چیزی که مشاوران می‌توانند به مراجعان خود یادآوری کنند این است که ابتدا دریابند چرا همیشه گفتگوی ساده خانواده آنها تبدیل به نزاع و جنگ و دعوایی می‌شود که تنها راه خلاصی از آن، فرو ریختن بنیان‌های این خانواده‌ای است که زمانی آنقدر محکم به نظر می‌رسید که هیچ‌کس را یارای فروپاشی آن نبود!

شما نیز اگر قصد راهنمایی گرفتن از مشاوران را دارید به این موارد توجه کنید:

 قبل از هر چیز سعی کنید مشاور یا روان‌درمانگر مهربان و قابل اطمینانی را برای خود بیابید که در کنار او امنیت کافی برای حل مشکلات و پرداختن به علل آن را به دست آورید.

 اطمینان حاصل کنید که مشاور یا روانکاو، احساسات و عواطف خود را نیز سرکوب نمی‌‌کند؛ بلکه بسادگی آنها را با شما در میان می‌گذارد. مشاوری را پیدا کنید که بتواند با شما ارتباط خوبی برقرار کرده و واقعا شما را در جهت کسب موفقیت راهنمایی ‌کند.

 اطمینان حاصل کنید روانکاو شما نه تنها در التیام درد و رنج‌های گذشته می‌تواند به شما کمک کند؛ بلکه به شما در آموختن رفتارهای بهتر در زمان حال نیز کمک خواهد کرد. این تنها کافی نیست که بتوانید گذشته خودرا بخوبی تجزیه و تحلیل کنید؟ باید بتوانید رفتارهای نامناسب و قدیمی را کنار گذاشته و رفتارهای جدید و حمایت‌گری را که هرگز نیاموخته‌اید، نیز بیاموزید.

 چنانچه متوجه شدید مشاوره یا روانکاوی شما پس از چندین جلسه مفید واقع نشده،‌ بدین معناست که شما دارای بصیرت و آگاهی جدیدی نشده‌اید؛ پس درباره احساسات واقعی خود به مشاور،‌ تجدیدنظر کنید. احتمالا این کار وضعیت را تغییر داده و مشاور را مجبور می‌کند در روش یا سرعت کار خود تجدیدنظر کند.

 در نهایت این تنها خود شما هستید که می‌‌توانید زخم های خودتان را التیام بخشید. روانکاو یا مشاور یک شفابخش یا التیام‌گر نیست؛ بلکه در بهترین وضعیت، می‌تواند یک راهنمای مهربان باشد تا به شما کمک کند بتدریج و لایه به لایه از احساسات و عواطف خود با امنیت و اطمینان خاطر بگذرید و به مرحله بالاتر دست یابید.
هرگز منتظر معجزه نباشید؛ اما بدانید با پیگیری و کار مداوم می‌توانید قلب و روحتان را بهبود بخشیده و نتایجی را که همواره انتظار آن را داشته‌اید و استحقاق‌ آن را نیز دارید، دریافت کنید.

البته بعضی خانواده‌ها در این‌که آیا مشاوران می‌توانند به آنها یاری کنند یا خیر، بسیار تردید دارند؛ بعضی دیگر نیز گمان می‌کنند مشاوران، افرادی هستند که می‌خواهند گولشان زده و اغلب نیز نمی‌توانند راهکارهای عملی برای حل مشکلات در اختیارشان بگذارند.

من به عنوان مشاوری که سال‌ها در مورد زندگی زناشویی به زوج‌ها مشاوره داده‌ام، دریافتم بیشترین چیزهایی را که یاد گرفته‌ام در جریان مشاوره با مراجعانی بوده که داشته‌ام. در واقع این به آن معناست که ما در تشریک مساعی با یکدیگر هستیم؟ نه این که من بخواهم تنها نظر خود را اعمال کنم؛ یعنی این کار یک فعالیت دوسویه است که یک سر مهم‌تر آن را خود شما تشکیل می‌دهید؛ شما مشکل خود را مطرح کرده و سپس به کمک همدیگر آن را تحلیل، بررسی و حل می‌کنیم.

وقتی شما با چنین ذهنیتی نسبت به مشاور به او مراجعه می‌کنید، مشاور را مانند دوست خود می‌دانید که از صحبت کردن با او لذت می‌برید.

هنگامی که یک زوج برای نخستین بار به من مراجعه می‌کنند، در ابتدا از آنها می‌خواهم که نهایت تلاش خود را در جهت شناسایی و درک احساسات متقابل هم و نیازهای یکدیگر به کار گیرند. این شناخت، در واقع به عنوان یک سپرده و سرمایه و عشق برای شما به حساب می‌آید که هنگامی عشق و علاقه رو به افول می‌گذارد، مانع از به هم پاشیده شدن ارتباط شما خواهد شد.

همیشه سعی می‌کنم در زوج‌هایی که به من مراجعه می‌کنند انگیزه لازم را برای ادامه ارتباط به وجود آورم ولی در عین حال نیز آنها را کاملا آزاد و رها می‌گذارم که خودشان تصمیم نهایی را بگیرند و همین احساس آزادی و اختیار باعث می‌شود که خودشان نیز منصفانه‌تر نسبت به ارتباطشان تصمیم‌گیری کنند.

شما نیز به عنوان یک مراجعه‌کننده باید احساسات و عواطف خود را کاملا شناسایی کرده و آنها را تمام و کمال با مشاورانتان درمیان بگذارید.

البته امکان دارد در ابتدا بازگو کردن تمامی حقیقت در مورد احساسات برای شما مشکل باشد، ولی مانند شروع هر کاری، این کار فقط در ابتدا مشکل است، اما به مرور کاملا به آن عادت می‌کنید و می‌توانید براحتی احساسات خود را بیان کنید و در مورد آنها بخوبی تصمیم بگیرید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها