در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیت ریزشی:
تو مو میبینی و من ریزش مو
من اعصاب وی و تو جنس شامپو
دیروز داشتم به این رفیق حجره و گرمابه و سونا و جکوزی خودم عرض میکردم که کمتر خودش را در مسیر خبرها و اتفاقات استرس زا قرار دهد. از شنیدن حرفهای ضد و نقیض هم اجتناب ورزد. در کنارش از عرق چهل گیاه و جوشانده بهار نارنج هم غافل نشود که ردخور ندارد؛ مگر در مواردی که ردخور دارد. هفتاد مرض را از بین میبرد که اولیش خود صاحب مرض باشد.
نگاه عاقل اندر سفیهی بلا نسبت ما در وجنات ما انداخت و سر فرا گوش من آورد و به آوای حزین گفت: « ای بیچاره!... کجای کاری؟... مگر میشود بعضی حرفها و خبرهای ضد و نقیض را دید و خواند و موی و ناخن را سالم گذاشت؟... چو عضوی به درد آورد روزگار [اشاره میکند به اعصاب بیصاحابش!] دگر عضوها را نماند قرار [و باز اشاره میکند به موی و ناخن اش]...».
بعد هم به عنوان شاهد مثال حی و حاضر، روزنامهای را میگذارد جلوی من و به دو تا از تیترهای درشت صفحه اولش اشاره میکند که وقتی میخوانم، نمیفهمم کنار هم گذاشتن این تیترهای درشت آیا درست هم هست یا نه فقط درشت است.
خبر اول: هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از دانشجویان و با اشاره به سند چشم انداز گفت: در سه سال گذشته عقب رفتهایم.
خبر دوم: احمدینژاد در گفتگو با خبرنگار ان.بی.سی گفت: هر روز به خوشبختی ملت اضافه میشود.
اظهار نظر: بیچاره رفیق ما!... چون نمیتواند بین این دو خبر وارده جمع ببندد، بناچار قاط میزند و دوباره شروع میکند به جویدن نواخین (ناخنها) و ایضا کندن مو از رو. حق دارد. نمیداند که این دو قضیه، هرگز «مانعه الجمع» نمیباشند. اهل علم و فلسفه حتما و حکما یک چیزهایی میدانستند که این اصطلاح را اختراع کردند. گاهی اشکال از فرستندههای خبرهاست که خوب نمیفرستند یا که پارهای از روزنامهها کجسلیقگی و کارکشتگی میکنند و درست خبرها را تیتر درشت نمیکنند. به هر حال اشکال از شما نیست. لطفا به گیرندهها و ناخنها و موهای خود دست نزنید.
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: