در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با دقت در این جمله که روز گذشته به نقل از علی شجاعی صائین در حاشیه جلسه جایزه ربع قرن کتاب دفاع مقدس گفته شد 2 نکته قابل طرح است ؛ اول تاکید بر دولتی بودن کتابهای دفاع مقدس است که این موضوع خود جای بحث فراوان دارد. به طور مثال چه اتفاقی رخ داده تا دفاعی که در روزگار خودش یک رخداد کاملا مردمی بوده، امروز حتی برای یادآوری خاطرات و ترویج فرهنگش این قدر وابسته به دولت شده است ؟
نکته دوم تاکیدی است که بر معتمد بودن ناشران دولتی وجود دارد و این که شمارگان کتابهایی که از سوی ناشران دولتی چاپ میشود، قابل اعتماد است و به عبارت دیگر، عموما شمارگانی که ناشران خصوصی برای کتابها در نظر میگیرند و اعلام میکنند غیر واقعی و غیر قابل اعتماد است اگرچه موضوع شمارگان کاذب کتاب همیشه محلی برای چالش بوده اما بیان صریح آن از زبان مدیرعامل خانه کتاب واقعیتی است که میتوان آن را به خیلی از آمارهای رسمی نیز تعمیم داد؛ مثلا همین سرانه کتابخوانی که بتازگی بحثهای فراوانی را میان وزارت ارشاد، کتابخانه ملی، شورای فرهنگ عمومی و... به راه انداخت، با توجه به این موضوع تا حدودی زیر سوال میرود.
در نهایت جدای از این پرسش تکراری که چرا فکری به حال ناشران و شمارگانهای کاذب نمیشود این پرسش در ذهن به وجود میآید که آیا همین دیوار بیاعتمادی برخی مدیران و ذهنیت منفی آنها نسبت به بخش خصوصی یکی از بیشمار دلایلی نیست که باعث شده بسیاری از موضوعات و محورهای فرهنگی در سیطره دولتی بودن باقی بمانند و بخش خصوصی نیز کمتر مجال و تمایلی برای فعالیت پیدا کند؟
اگرچه این بی اعتمادی شاید به صورت بالعکس نیز از سوی بخش خصوصی نسبت به دولت وجود داشته باشد اما به نظر میرسد یک مدیر دولتی با توجه به جایگاهی که دارد بیشتر باید به دنبال مکانیسمی باشد که طی آن زمینهای فراهم شود تا تخلفات فرهنگی و به طور خاص در حوزه نشر، شمارگانهای کاذب به حداقل خودش برسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: