نگاهی به این امکانات بیندازید: برخورداری از ورزشگاه اختصاصی، داشتن کمپ تمرینی استاندارد با تجهیزات مدرن، حق پخش تلویزیونی و کپیرایت، پخش لباس با آرم باشگاه، داشتن اساسنامه منطبق بر قوانین فیفا، حضور در چرخه اقتصادی و درآمدزایی از طریق فعالیتهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مرتبط با هواداران منتسب به باشگاه و ....
پرسپولیس و استقلال به عنوان دو قطب فوتبال کشور که قرار است نماینده فوتبال ایران در لیگ قهرمان آسیا باشند، جز اینکه اساسنامه خود را تحت فشار فیفا و تذکرات پیدرپی AFC اصلاح کردند تا به این ترتیب صاحب اساسنامه صحیح نیمبندی شده باشند، چه تطابقی با بزرگترین باشگاههای حرفهای جهان دارند؟
متاسفانه مدیران دو باشگاه پرطرفدار فوتبال کشورمان با تصور الگوبرداری از باشگاههای بزرگ گاه دچار سادهاندیشی میشوند و با بیان اظهارنظری غیراصولی و به دور از کارشناسیهای لازم به بیراهه میروند.
اینکه اگر هواداران پرسپولیس و استقلال تنها مبلغ ناچیزی به این دو باشگاه کمک کنند تا از این طریق بخش اعظمی از مشکلات دو تیم بزرگ فوتبال حل شود، موضوع تازهای نیست و در واقع از بدو تاسیس دو باشگاه بارها شنیده شده است، اما اینکه مدیران پرسپولیس و استقلال تصور کنند کلید حل مشکلات آنها استفاده از این راه است، سخت در اشتباهند.
وقتی مصطفوی که اتفاقا مدیر با تجربهای در فوتبال است در یک برنامه زنده تلویزیونی به مباحث اینچنینی اشاره دارد، میتوان به این نتیجه رسید که دو باشگاه پرمدعای ما در مساله حرفهای بودن که باید مستقل و خودگردان اداره شوند تا به خودکفایی برسند، همچنان چشم به کمکهای دولتی و مردم دارند و هرگز در اندیشه اقدامی اساسی برای اصلاح زیر ساختهای باشگاه خود نیستند.
دو باشگاه پرسپولیس و استقلال با وجود طرفداران پرشمار از پشتوانهها و سرمایههای این فوتبال به شمار میروند، اما تاکنون و با وجود این قدمت نتوانستند گامی موثر و کوچک در جهت درآمدزایی بردارند.
درآمدزایی که در باشگاههای بزرگ براساس طرحهای کارشناسی شده محقق میشود و بعید است با یک شماره حساب برای دریافت کمکهای مالی هواداران، استقلال مالی موردانتظار به دست آید.
سارا احمدیان