شوخی با رادیو و...

اقتصاد در این ور

همین اول صبحی فهمیدیم این‌که ما بخواهیم برویم بالای شهر مسافرکشی کنیم نیازی به یک پرادوی آلبالویی نیست و با همین اتول خودمان هم می‌شود. بنابراین در یک تصمیم انتحاری هوسمان شد برویم بالاشهر و همان ابتدای کار هم همه چیز برای مسافرکشی در بالای شهر ما را همراهی کرد. مثل همین نکته که: آدم‌ها دو دسته‌اند.
کد خبر: ۱۹۱۳۲۴
دسته اول و دسته دوم! این نتیجه‌ای بود که بعد از ماندن در یک ترافیک دو ساعته در اتوبان همت از کل حرف‌های آقاق دکتر توی برنامه رادیو گفتگو نصیبم شد. این ترافیک‌ها برای هر کسی اعصاب خوردکن باشد برای من نیست چون همیشه پیچم باز است (منظور پیچ رادیو‌ام) و گاهی هم به همراه مسافر‌ها در بحث‌های رادیو شرکت می‌کنیم! آنقدر هم با هم خودمانی می‌شویم که آخر سر من یک بفرما برای کرایه می‌زنم و مسافر بیچاره هم رویش نمی‌شود (در عالم مرامی ‌و اینها) بقیه پولش را بگیرد و من دعایش را به جان این کارشناس رادیو گفتگو می‌گذارم که خیلی با حال است. همین نتیجه فلسفی امروز که «آدم‌ها دو دسته‌اند، دسته اول و دسته دوم» حاصل شرکت در یک بحث فیلسوفانه و اشراقی با مسافرین محترم بود.

البته کارشناس محترم رادیو گفتگو بحث را آسیب‌شناسی هم کرد که اگر شما فهمیدید، ما هم فهمیدیم. مثلا می‌گفت: «آدم‌ها یا تنها هستند، یا تنها نیستند! آدم‌های تنها یا افسرده هستند، یا افسرده نیستند. آدم‌های افسرده یا قبلا دو تایی بوده اند و حالا افسرده شده‌اند یا نه، ولی با افسردگی و بی‌افسردگی، ممکن است تنها باشند. دو تایی‌ها ممکن است نتیجه تنهایی و افسردگی باشد یا ممکن است خودش مسبب افسردگی و تنهایی باشد، آدم‌های تنها ممکن است تنهای تنها باشند یا این‌که دوتایی تنها باشند. اگر دوتایی تنها باشند، ممکن است هر دو تنها باشند یا این‌که فقط یکی از دو تا تنها باشند. اگر دو تایی باشند و هر دو تنها باشند یا جهل مرکب است!
یا منفی در منفی که هر چند مثبت نمی‌شود ولی تا ابد به خوبی و خوشی زیر یک سقف.... زیر یک سقف که نه، مثل دو تا تیرآهن کنار هم توی یک سقف زندگی می‌کنند» تازه در این لحظه بود که همه ما (من به همراه 4 تا مسافرم) فهمیدیم که سخت در اشتباهیم و این برنامه نه تنها یک برنامه کارشناسی و روان‌شناسانه و فیلسوفانه نبوده که اصلا این رادیو هم رادیو گفتگو نبود! ولی حقیقتش را بخواهید ما که برنامه را جدی گرفته بودیم زیاد هم ضرر نکردیم. گاهی برنامه‌های طنز رادیو خیلی مفیدتر و حسابی‌تر از برنامه‌های جدی آن است. مثلا خود ما از این بحث برنامه نتیجه گرفتیم که آدم‌ها دو دسته‌اند. دسته اول و دسته دوم. حالا هر کسی می‌تواند این تقسیم‌بندی را در مورد خودش به کار ببرد. مثلا من می‌گویم آدم‌ها یا مسافرند یا مسافرکش!

البته بماند که خودمان در کف این موضوع بودیم که چطور ما نیم ساعت سرکار بودیم و نفهمیدیم موج رادیو را اشتباه گرفته‌ایم. ولی برای جبران با اطمینان خاطر و با حس فرهیخته‌گری! (همان روشنفکری سابق یا انتلکتوئلی حاضر) پیچ رادیوی ماشین را گذاشتیم روی رادیو گفتگو که میزان فرهیختگی‌مان را به رخ جماعت حاضر بکشیم و این‌طوری هم از خودمان دفاع کنیم که فکر نکنند ما فقط یک پیکان جوانان گوجه‌ای مدل
52 هستیم که سی دی هم آویزان کرده‌ایم به آینه‌مان و صندلی‌مان را آنقدر برده‌ایم پایین که فقط دماغ به بالایمان پیداست! به هر حال ما هم بعضی وقت‌ها برای خودمان کلی فلسفه در می‌کنیم.

خلاصه خودمان هم افاضه فضل کردیم که این برنامه اسمش هست «اقتصاد در این ور» که یعنی ما یک شنونده حرفه‌ای این برنامه هستیم ولی خیلی زود به این نتیجه رسیدیم که خودمان با این سن و سال می‌توانیم برویم صد تا کارشناس فرهیخته اقتصادی سوربون درس خوانده را درس بدهیم! نتیجه نهایی بحث این برنامه از زبان کارشناس این بود (با صدای خمار و لحن کشدار): «فکر کنم اگر جای 100 تومانی هزار تومانی تولید بشود، وضع اقتصادی ما خوب می‌شود» انگار باید همان شیش و هشت‌های مجاز رادیو جوان را بچسبیم و بی‌خیال هر چی فرهیخته‌گری بشویم و پشت دستمان را هم داغ کنیم که بالا شهر مسافرکشی نکنیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها