در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سلیم حمدان یمنی که تنها 4 کلاس درس خوانده و زمانی راننده شخصی اسامه بنلادن، رهبر القاعده بود نهتنها امروز محور اصلی پروندهای در دیوانعالی ایالاتمتحده است که برای اولین بار در طول زمامداری بوش، قدرت و اختیارات ریاستجمهوری او را به چالش میطلبد که متهم اولین پرونده جنایات جنگی سیستم قضایی آمریکایی از جنگ دوم جهانی است.
حمدان آخرین سالهای دهه سوم زندگی خود را پشت سر میگذارد. او به اتهام مساعدت عملی به تروریستها و مشارکت در توطئههای تروریستی در برابر دادگاه قرار گرفته است و در صورت اثبات اتهامش باید مابقی عمرش را در زندان سر کند.
اگرچه حمدان اکنون به چهره اصلی هیجانانگیزترین پرونده قضایی معاصر ایالاتمتحده تبدیل شده با این حال هنوز کسی به درستی او را نمیشناسد و سرگذشت او در هالهای از ابهام قرار دارد. مشخص نیست آیا او از نزدیکان سرسپرده لادن بوده یا آنچنان که سویفت، وکیل او ادعا دارد سرباز پیادهای در شطرنج پیچیده القاعده بوده است.
سفر پرماجرا
سفر حمدان از مناطق کوهستانی دورافتاده یمن به اردوگاهی آموزشی در افغانستان، جایی که او به صفوف القاعده پیوست در سال 1996 میلادی آغاز شد. آشنایی او با ناصر البحری در مقابل مسجدی در صنعا، پایتخت یمن حوادث بعدی را رقم زد.
البحری، جوانی تحصیلکرده از اتباع عربستانسعودی و از بازماندگان جنگ افغانستان بود که به یمن سفر کرده بود تا ارتش کوچکی از پیکارجویان برای پیوستن به صفوف گروههای مخالف دولت تاجیکستان تشکیل دهد. حمدان از هر جهت طعمه آسانی بود. او که در سنین نوجوانی والدینش را از دست داده بود خیلی زود جذب چشمان نافذ و کلام تاثیرگذار البحری شد.
البحری توانست 35 داوطلب که اکثرشان یمنیهایی چون حمدان بودند را جذب کند. آنها در مسیر عزیمت به تاجیکستان در افغانستان توقف کردند. آنچه در ادامه به وقوع پیوست زندگی حمدان را تغییر داد و به مسیر دیگری هدایت کرد.
در ضمن توقف گروه در افغانستان بود که یکی از دوستان البحری پیشنهاد داد داوطلبها به دیدار مردی به نام اسامه بنلادن بروند. اعضای گروه روز بعد راهی اقامتگاه بنلادن در کوهستانهای تورابورا در شرق افغانستان شدند.
چند روز قبل از شروع ماه رمضان آن سال بود. آنها در تورابورا سه روز را به موعظههای بنلادن در مورد جهاد، ضرورت مقابله با حضور ایالاتمتحده در خلیج فارس و لزوم بازنگری در شیوههای مقابله با دشمنان اسلام گذراندند.
از بین 35 داوطلب اولیه 17 نفر تصمیم گرفتند به خدمت بنلادن درآیند که حمدان یکی از آنها بود. از آنجا که او فاقد مهارت خاصی بود با کمک به تعمیر خودروهای اردوگاه و فعالیت به عنوان راننده وقت خود را پر میکرد.
روزها میگذشت تا آن که او کمکم به راننده شخصی بنلادن و به نوعی محافظ او تبدیل شد. او هر وقت بنلادن به دلایل امنیتی راهی مزارع تارناک، مجموعهای محصور به فاصله 30 دقیقهای قندهار میشد او را همراهی میکرد.
به اعتقاد ماموران امنیتی ایالاتمتحده از جمله علی صوفان، بازجوی دایره جنایی پلیس این کشور (FBI) که در چند مرحله از متهمان بازجویی کرده اگرچه این یمنی کمسواد مورد اعتماد بنلادن بوده اما در زمره نزدیکان او نبوده است. حمدان مردی سادهلوح توصیف شده که براحتی میتوان خوشحالش کرد.
ماجرای دستگیری
در روزهای منتهی به حوادث یازدهم سپتامبر 2001 حمدان به جمع کاروانی حامل رهبران ارشد القاعده از جمله بنلادن و ایمن الظواهری، مرد شماره 2 القاعده پیوست که راهی اردوگاهی بر فراز کوهستانهای مجاور خوست بودند تا از طریق تلویزیونهای ماهوارهای به تماشای صحنههای حملاتی باشند که به طور مداوم از طریق شبکههای تلویزیونی پخش میشدند.
در هفتههای پس از آن حمدان به عنوان راننده بنلادن همیشه در کنار او بود. بنلادن و ایمن الظواهری از منطقهای به منطقه دیگر میرفتند تا نیروهای خود را برای مقابله با حمله قریبالوقوع آمریکاییها آماده کنند.
اواخر نوامبر بود که واحدهای ارتش آمریکا از شمال وارد خاک افغانستان شدند. حمدان به قندهار، یکی از آخرین سنگرهای القاعده و طالبان بازگشت. او در افغانستان همسر گزیده بود. همسر باردار و دختر خردسالش را سوار خودرویی که در اختیار داشت، کرد و راهی پاکستان شد.
نسخهای که از این به بعد روایت میشود متفاوت است. حمدان میگوید باتوجه به تشدید کنترلها در مرز پاکستان و افغانستان برای بازگرداندن خودروی امانتی پس از پیاده کردن همسر و دخترش در نزدیکی مرز راه قندهار را پیش گرفته بود و قصد داشته راه دیگری برای رفتن به پاکستان بیابد.
در نقطه مقابل بازجوهای آمریکایی میگویند او راه قندهار را در پیش گرفته بود تا به صفوف طالبان و القاعده پیوسته و با آمریکاییها بجنگد. نیروهای ائتلاف شمال تنها ساعاتی پس از جدا شدن حمدان از خانوادهاش او را در نزدیکی قندهار و در حالی که دو موشک زمین به هوای استینگر در قسمت بار خودرویش بود، بازداشت کردند. پنج ماه بعد در میسال 2002 میلادی به گوانتانامو منتقل شد تا زندانی شماره 149 بازداشتگاه دلتا باشد.
دسامبر سال بعد بود که بوش با پیشنهاد ارتش آمریکا برای معرفی حمدان به عنوان اولین زندانی گوانتانامو که در دادگاهی نظامی با نظارت دیوانعالی آمریکا محاکمه میشود، موافقت کرد.
در بهار سال 2006 میلادی دیوانعالی ایالاتمتحده رایی بیسابقه صادر کرد و در آن محاکمه حمدان در دادگاه نظامی را غیرقانونی دانست. داستان حمدان در اینجا به پایان نرسید.
دولت بوش برای عبور از این شکست کنگره را واداشت تا با تصویب لایحهای تشکیل دادگاههای نظامی برای رسیدگی به اتهامات مظنونان تروریستی را قانونمند کند.
این لایحه در آخرین روزهایی که جمهوریخواهان اکثریت کنگره را در دست داشتند در پاییز همان سال به تصویب رسید. در ادامه حمدان دوباره با اتهاماتی از سوی دادگاهی نظامی مواجه شد.
این پیروزی برای دولت بوش چندان هم افتخارآفرین نیست. 6 سالی که حمدان در گوانتانامو سر کرده است موجب شده او به لحاظ روحی و روانی در وضعیت حادی قرار گیرد و به نظر نمیرسد حضور او در دادگاه چندان موثر باشد. او معمولا با خودش حرف میزند و تا مرز جنون پیش رفته است. آیا محاکمه چنین آدمی جالبتوجه است؟
مترجم : افشین مظاهری
منبع: تایم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: