در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقوع قتلهای سریالی در تمام کشورها با آمارهای متفاوت وجود دارد و کشور ما هم از این امر مستثنی نیست. به لحاظ قانونی قتلهایی سریالی محسوب میشوند که شگرد ارتکاب قتل، انتخاب قربانیان از طیف خاص و نحوه معدوم کردن اجساد در چندین مورد به شیوهای مشابه انجام گیرد و در صورتی که آمار چنین جنایاتی از دو مورد بیشتر باشد زنگ خطر قتلهای سریالی به صدا درآمده است. یعنی پشت پرده چنین جنایات مخوفی انسان تبهکاری است که به طور خودسرانه انسانهای دیگری را در وجدان خود محاکمه و محکوم به مرگ میکند و سپس حکم ناجوانمردانه خود را در مورد مباح کردن خون انسان دیگری به اجرا در میآورد. از نظر مجازات قانونی برای ارتکاب چنین قتلهایی بیش از قصاص متهم چیز دیگری تعیین نشده است و در صورت درخواست اولیای دم چنین مجرمینی اعدام میشوند ولی رعب و وحشتی که چنین اقدامات خودسرانه و قتلهایی با سبق تصمیم در جامعه ایجاد میکند بسیار پررنگ است و نهادهای ذیربط در 2 حوزه باید به فکر پیشگیری یا محدود کردن اقدامات تبهکارانه اینچنینی شوند.
با توجه به سابقه وقوع قتلهای سریالی باید انگیزهها و علل ارتکاب چنین قتلهایی ریشهیابی شوند و مسوولان زمینههای آن را از بین ببرند.مثلا هنگامی که برخی قاتلان قربانیان خود را از بین زنان موسوم به خیابانی انتخاب میکنند باید چارهای برای خشکاندن ریشه پدیده بسیار زشت وجود و حضور زنان خیابانی در جامعه اندیشیده شود و از طرف دیگر پلیس و دادسرا در مواجهه با اعلام فقدان یا کشف اجساد به صورت متعدد باشگردهای مشابه باید با بسیج تمام امکانات سریعا از افزوده شدن آمار چنین جنایاتی بکاهند.
در مواردی که اعلام فقدان افرادی در یک طیف گسترش پیدا میکند در واقع زنگ خطر یک جنایت سریالی به صدا درآمده و نهادهای ذیربط باید اقدامات پیشگیرانه را انجام دهند. باید این فرهنگ را در جامعه ایجاد کرد که قانون نسبت به هر جرمی مجازاتی تعیین کرده و این مجازات را دادگاه مشخص میکند و نه اشخاص؛ بنابراین باید برای حفظ امنیت جامعه با چنین مجرمانی با تمام ظرفیت و بشدت برخورد کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: