هنرمندان از تاثیر جامعه امروز بر هنر نمایش میگویند
تئاتر اجتماعی، فاقد مولفههای منتقدانه
گروه فرهنگ و هنر- مهدی یاورمنش: فعالان عرصه هنرهای نمایشی اعتقاد دارند، اگرچه مسائل و شرایط جامعه امروز ایران در تئاتر کشور انعکاس مییابد، اما این بازتاب، کمرنگ و سطحی است.
در حالی که این روزها نزدیک به 10 نمایش در تالارهای شهر تهران اجرا میشود، از میان آنها میتوان تنها به نمایش کاکتوس نوشته مرحوم اکبر رادی اشاره کرد که شخصیتهایش در جامعه امروز ایران تنفس میکنند. نگاهی به کارنامه اجراهای 4 ماه نخستین امسال و تمام سال گذشته نیز نشان میدهد که حتی هنرمندانی که پیش از این به سراغ متون اجتماعی ایرانی میرفتهاند، دیگر تمایلی به روایت زندگی مردم بر روی صحنه ندارند.
کد خبر: ۱۹۰۵۷۱
محمد یعقوبی یکی از همین هنرمندان است که بعد از آثاری مثل زمستان 66 و یک دقیقه سکوت، ماه گذشته متنی اقتباسی براساس یک رمان اروپایی را با عنوان ماچیسمو به روی صحنه برد؛ نمایشنامهای که اگرچه در بازنویسی اشاراتی به جامعه امروز کشور دارد، اما به هر حال ایرانی نیست. به باور این نویسنده و کارگردان، اگرچه تئاتر اجتماعی در ایران زنده است، اما خونی در رگهای آن جاری نیست.
وی در ادامه میگوید: تئاتر اجتماعی میتواند مخاطب را به خود جذب کند، اما وقتی عوامل بازدارنده بیش از حد میشود، این جریان دچار مشکل میشود و قدرت تاثیرگذاری خود را از دست میدهد.
محمد یعقوبی میافزاید: با تمام این شرایط، تئاتر اجتماعی چون درباره انسانهای امروز و درباره مخاطبان زمان خودش است، همیشه جریان دارد. این گونه تئاتری هرگز از بین نخواهد رفت و تنها ممکن است در مسیر پیشرفت خود با موانعی روبهرو شود.
ایوب آقاخانی هم با اشاره به این که قبول ندارد، تئاتر کشور جامعه امروز ایران را فراموش کرده است، میگوید: نمیتوان قبول کرد که آثار روی صحنه عاری و بری از بازتابهای واقعیتهای جامعه هستند. در واقع باید گفت که بازتاب شرایط امروز اجتماع و زندگی مردم در تئاتر ایران کمرنگ شده است. این نویسنده تاکید میکند: نقد اجتماعی یا انعکاس شرایط جامعه روی صحنه تئاتر، نیازمند مجموعهای از شرایط و الزامات است که متاسفانه در حال حاضر فراهم نیست.
این الزامات و مقدمات که آقاخانی از آن یاد میکند، چیست؟
تعدادی از هنرمندان در همین ارتباط به ممیزیهای غیرموجه مسوولان و مدیران فرهنگی اشاره میکنند که شرایط را برای اجرای نمایشهای اجتماعی ایرانی سخت کرده است. افروز فروزند، نویسنده و کارگردان تئاتر در همین ارتباط میگوید: با توجه به حساسیتهای شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی، در متون خود همیشه با ترس و لرز از انسان امروز حرف میزنیم. در نتیجه چون نمیتوانیم نمایشی مربوط به جامعه امروز روی صحنه ببریم، کنار میکشیم و به سراغ موضوعات دیگر میرویم. به همین دلیل با وجود تحولات بسیار در جامعه، تئاتر اجتماعی ما چندان رشد نکرده است.
حسین پارسایی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی در پاسخ به طرح چنین موضوعاتی میگوید: برخلاف نظر برخی، من معتقدم که از تئاتر اجتماعی در اشکال مختلف بهره میبریم و فقدان آن بیمعنی است.
وی همچنین تاکید میکند: ما بارها مشوق حضور هنرمندان با نمایشهای اجتماعی در روی صحنه شدهایم که به آن پاسخ مثبت داده نشده است. در واقع ما مدعی هستیم که از ظرفیتهای اجتماعی مضامین با قابلیتهای نمایشی محروم شدهایم. پارسایی در ادامه میافزاید: مشکل جدی ما در این حوزه برخوردهای سطحی و سلیقهای با مسائل اجتماعی است. آثاری که بدون هیچ پشتوانه فکری، باورهای مخاطب را نشانه میروند. اما محمد رضاییراد از منظری دیگر به این موضوع مینگرد و میگوید: بخشی از چالشی که تئاتر اجتماعی با آن روبهروست، از درون آن است شاید تئاتر اجتماعی داشته باشیم، اما تئاتر نقاد که مسائل جامعه را جراحی کند نداریم. این نویسنده و کارگردان ادامه میدهد: گویی همه دچار این بیماری هستیم که وقتی همهچیز برای سخن گفتن فراهم است، نمیدانیم چگونه حرف بزنیم، چرا که آموختهایم تنها در شرایط نامساعد سخن بگوییم.
نادر برهانی مرند هم با اشاره به این که شرایط برای اجرای نمایشهای اجتماعی چندان مناسب نیست، میگوید: در حال حاضر نه در نزد هنرمندان و نه در نزد مسوولان، تمایل چندانی برای اجرای نمایشهای اجتماعی وجود ندارد؛ آثاری که خود جامعه از ندیدن آنها لطمه خواهد خورد. این نویسنده و کارگردان، حرف خود را با طرح یک پرسش به پایان میبرد: از سوی دیگر و با وجود تمام موانع و دشواریها، باید بررسی کنیم که چگونه میتوانیم با اجرای نمایشهای اجتماعی، در کنار رسانههای قدرتمندی چون سینما و تلویزیون بر جامعه تاثیر بگذاریم. باید به سویی حرکت کنیم که جامعه خود را در آینه تئاتر ببیند و به نقد کژیها و کاستیهایش در تمام عرصهها و ردهها بپردازد.