چه کسی نمیداند در خوزستان که مهد فوتبال نام گرفته است و مردم با فوتبال زندگی میکنند، چه بسیار کودکانی که همواره با رویای عابدزاده و دایی و مهدویکیا شدن شب را به صبح میرسانند، چه بسیار جوانانی که هنوز هم با دویدن روی زمینهای خاکی داغ در جستجوی آرزوهایشان توپ میزنند و چه بسیارند کسانی که در گرمای 50 درجه تابستان خوزستان با یک توپ پلاستیکی و دروازهای محدود شده با 2 قطعه سنگ دلخوش میشوند. بساط فوتبال در هر کوچه و خیابان برپاست و آنچنان شور و هیجانی وجود دارد که تو به این نتیجه میرسی که مردم این دیارگویی دغدغهای جز فوتبال ندارند یا به زبانی گویاتر عاشق آن هستند. اما آیا تمام اینها برای توجیه خرید امتیاز یک تیم دیگر برای حضور در لیگ برتر کافی است یا در حقیقت توجیهی منطقی است؟
اگر خوزستان مهد فوتبال است، چرا نماینده فوتبالش در دسته اول با صرف هزینههایی که داشته نتوانسته به لیگ برتر راه پیدا کند؟ اگر حضور فولاد در لیگ برتر مایه دلخوشی مردم این استان است، چرا تلاش بیشتری برای صعود انجام نشده و بالاخره این که اگر جوانان جنوب کشورمان استعداد و توانایی لازم را دارند، پس چرا چندی است راه را گم کردهاند؟ اگرهایی که امروز سرنوشت فولاد را به جایی رسانده است که بناچار باید برای برطرف کردن ابهامات ایجاد شده چارهای بیندیشد.
نارضایتی اعضای کادر فنی و بازیکنان سپاهان نوین همچنان با گذشت چند هفته از انجام این معامله بین سپاهان و فولاد ادامه دارد تا جایی که سرمربی سپاهان نوین در اظهارات خود از فدراسیون خواسته است که اصلا لیگ دسته اول و دوم را برگزار نکند!
چرخابی در این خصوص میگوید: این کار به هیچ عنوان منطقی نیست تیم ما با زحمت و هزینه اندک از دسته سوم به لیگ برتر رسید تا ثمره آن را تیم دیگری ببرد.
وی ادامه میدهد، شاید بهتر بود در ابتدای فصل و پیش از مسابقات اعلام کنند هر تیمی بیشتر پول دارد یا مد نظر دولت است، به لیگ برتر برود تا ما هم تکلیف خود را بدانیم.
اما رضاییان، مدیرعامل فولاد خوزستان در دفاع از تیمش که متهم به حاضریخوری در فوتبال شده است، به خبرنگار جامجم میگوید: فولاد قهرمان لیگ برتر این مملکت بوده است. یکشبه پیدا نشده که فقط به دلیل داشتن پول بیاید و به لیگ برتر برسد و تیم دیگر را از این حضور محروم کند. همانطور که پیش از این میان دو استان اصفهان و خوزستان تعامل وجود داشته، حالا هم داد و ستد کردیم . قبلا گاز ترش دادیم و گز شیرین گرفتیم، نفت سیاه و آب کارون دادیم و میوه شیرین گرفتیم و حالا هم چیزی غیر از این نبوده و در کمال تفاهم این کار انجام شده است.
رضاییان معتقد است، حضور فولاد در لیگ برتر حق مردم خوزستان بوده است، وی با تاکید بر این موضوع تصریح میکند، ما طبق خواست مردم خوزستان که واقعا محرومیتهای زیادی را تحمل میکنند و فوتبال را بخشی جدانشدنی از زندگی خود میدانند، تصمیم گرفتیم نسبت به خرید امتیاز سپاهان نوین اقدام کنیم. ضمن اینکه باید در نظر داشته باشیم که لیگ ما تیمهایی را میخواهد که چیزی به این فوتبال اضافه کنند و حیف است که باشگاههای بازیکنساز از سطح اول فوتبال دور باشند.
سرمربی سپاهان نوین در مقابل این را حق جوانان تیمش میداند که در لیگ برتر حضور پیدا میکردند. وی در این خصوص میگوید: اعضای تیم ما که همگی جوان و آیندهدار بودند، حالا که باید ثمره تلاش خود را برداشت میکردند و خانهنشین شدهاند و این از عدالت به دور است.
اما در مجموع جابهجایی امتیاز باشگاهها که در سالهای اخیر باب شده و بیش از گذشته در فوتبال ما دیده میشود تا چه حد در پویایی فوتبال در استانهای مختلف موثر بوده است؟ در این میان، انتقال تعدادی از تیمهای تهرانی به شهرستانها به بهانه صاحب تیم شدن آن شهر و استان در لیگ برتر و کمک به پویایی بیشتر فوتبال کشور بیشتر به چشم میخورد. پس از انتقال عقاب تهران به کرمانشاه با نام شیرین فراز یا انتقال پاس به عنوان یکی از قطبهای فوتبال کشور از تهران به همدان و اخیرا صباباتری به قم، پیکان هم به تبریز منتقل شد تا شاهد حضور تراکتورسازی در لیگ برتر باشیم.
انتقالاتی که بدون شک تنها گذشت زمان میتواند درستی یا نادرستی آنها را تعیین کند.
چرخابی در این خصوص میگوید: اینکه مثلا همدان فوتبال ندارد یا قم با حضور صباباتری صاحب فوتبال میشود، تا حدی توجیهپذیر است؛ چون عملا فقط زمین بازی این تیمها تغییر میکند، اما انتقالاتی از جنس انتقال امتیاز و تیم ما به فولاد به معنای نابودی تیم ماست.
شاید بهتر باشد در شرایطی که صرف هزینههای کلان در فوتبال زیر ذرهبین سازمان ورزش و معاون رئیسجمهور قرار گرفته است، فدراسیون فوتبال نیز به عنوان متولی این رشته موضوع خرید و فروش امتیاز باشگاهها را ارزیابی کند تا چنانچه بیعدالتی صورت میگیرد، برای اصلاح آن گام برداشته شود.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم