مراسم تقدیر از سالمندان موفق در کنکور

شاد و خندان وارد می شوند. دو تا دو تا، سه تا سه تا یا دستجمعی و 2نفر با تن پوش عروسکی پیرزن و پیرمرد از جمع
کد خبر: ۱۸۸۵۲
میهمانان استقبال می کنند. بر چهره هایشان خطوطی از گذر سالیان نقش بسته است ؛ اما وقتی شادی ، نشاط و جنب وجوش حاکم بر سالن را می بینی دیگر سن وسال رنگ می بازد و همه جوان می شوند. گویی همه سالمندان حاضر در سالن عضو کانون نشاطاند، عضو کانون امید، عضو کانون زندگی . انگار همه ساکنان شهر همیشه اند. این سالمندان آمده اند تا موفقیت 10نفر از هم سن و سالان خود را که در کنکور سراسری پذیرفته شده اند، ارج نهند. این زنده دلان محمد آسودی ، داوود خضرایی ، الهیار قادری یکتا، مرضیه اسکندری ، معصومه پایوری ، احمد سیدان هاشمی ، حسین نهنگی ، محمدمهدی امین ، جبار عبیات و رشیدی نام دارند.
آموزگاری که در محضر استاد می نشیند
مرضیه اسکندری 51ساله که 7سال پیاپی در کنکور شرکت کرده است ، می گوید: در این 7سال یک بار در رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور قبول شدم ؛ اما به علت عمل جراحی بیش از یک ترم نتوانستم بخوانم . اسکندری می افزاید: در راه تحصیل بیش از همه پسر بزرگم مشوق من بود و همه خانواده به من کمک کردند تا بتوانم به هدفم برسم . الان خانواده بخصوص همسرم که خیلی خوشحال است . او که 25سال آموزگار بوده است ، اکنون خود در رشته هنرهای تجسمی در مقابل استاد می نشیند. این دانشجوی سالمند ادامه می دهد: من و پسرم با هم درس می خواندیم و اکنون او در رشته گرافیک و من در رشته هنرهای تجسمی قبول شده ام و در روز اگر محیط مناسب باشد، حدود 4تا 7ساعت مطالعه عمیق دارم . از او در مورد برخورد اطرافیان می پرسم ، می گوید: در میان خانواده کسی کنایه نمی زند؛ اما آشنایان و دوستان گاهی می گفتند: «چه حوصله ای داری ! سر پیری و معرکه گیری ؛!» اما من امیدم را از دست نمی دادم . بمحض این که فرصت پیدا می کردم به کلاس نقاشی و طراحی و زبان می رفتم ، خیلی از همکاران و همسایه ها مرا مسخره می کردند؛ اما گوش نمی دادم ؛ زیرا باید به آنها می گفتم که می توانم وارد دانشگاه شوم ، البته خانواده خیلی مشوق من بود. اسکندری می گوید: اوایل ، خانواده فکر می کردند پس از مطالعه جدی سال اول یا دوم شرکت در کنکور می توانم قبول شوم ، اما کم کم دلسرد شدند. تا این که پسرم یک روز خواست دفترچه کنکور بگیرد به او گفتم : برای من هم بگیر. او لیسانس صنایع دارد و می خواست دوباره درس بخواند، وقتی پشتکار مرا دید لبخند شادمانه ای زد و گفت : با هم می خوانیم.
از سنگر جبهه تا سنگر دانشگاه
«بعد از آتش بس تصمیم گرفتم وارد سنگر علم شوم . مجروح جنگ هستم و 5-6 بار عمل کرده ام . بغیر از روزهای استراحتم در بیمارستان ، بقیه وقتم به درس خواندن می گذرد. امسال هم همراه دخترم وارد دانشگاه شده ام .» الهیار آسودی رزمنده دیروز و دانشجوی امروز به خبرنگار ما می گوید: چون مشکل شنوایی دارم ، درسها را ضبط می کنم و هر وقت فرصت شود، گوش می دهم . ساعت 5/3 شب برمی خیزم و تا 5/5 صبح هنگام اذان مطالعه می کنم . از 8صبح تا 3بعدازظهر در کلاس هستم و بیشتر وقتم به درس خواندن می گذرد. او که با تمرین و ممارست پس از جنگ توانسته است خود را از سطح کم سواد به سطح تحصیلات عالی برساند، می گوید: تا وقتی زنده هستم و توان دارم به تحصیل ادامه می دهم . این جانباز دانشجو به جوانان توصیه می کند که وقت گرانمایه خود را هدر ندهند. وی در خصوص همکاری خانواده اش می گوید: من و همسرم هر دو کم سواد بودیم . وقتی من شروع به تحصیل کردم ، همسرم هم که تا کلاس پنجم ابتدایی خوانده بود برای کلاس اول راهنمایی ثبت نام کرد؛ اما چون خانه ما یک مدرسه همگانی شده بود و فرزندان ما نیز همه محصل بودند با خانمم توافق کردیم که ایشان فعلا خانه داری را تقبل کند و تحصیل را به سالهای بعد موکول کند. او در مورد رقابت با جوانان دانشجو می گوید: گاهی پیش می آید که از آنها پیشی می گیرم . در رشته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران 70دانشجوی دختر و پسر تحصیل می کنند که تنها من در میان آنها 51سال دارم ؛ اما با وجود سنم من هم جوانم ! با آنها گرم می گیرم و در نشریات دانشجویی مشارکت می کنم.
سالمندان مشارکت جو خوش حافظه ترند
دکتر مقصودنیا، فوق تخصص طب سالمندان که موسسه سالمندی را در دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی راه اندازی کرده است ، حفظ حافظه را در دوران میانسالی و سالمندی منوط به فعالیت ذهنی به همراه مشارکت جمعی می داند. وی خطاب به سالمندان حاضر در مراسم می گوید: برای یادگیری هیچ وقت دیر نیست . مقصودنیا با استناد به تحقیقی که در میان سالمندان یک دیر انجام شده است ، می گوید: این تحقیق نشان می دهد کسانی که در فعالیت های جمعی و آوازهای گروهی مشارکت داشته اند بیش از دیگران توانسته اند حافظه خود را فعال نگه دارند. حتی نسبت به سالمندانی که مطالعه فردی داشته اند، موفق تر بوده اند. وی با اشاره به دانشگاه های مخصوص سالمندان در فرانسه می گوید: این دانشگاه ها از سوی NGOها و مراکز غیردولتی راه اندازی می شوند تا از فعالیت های سالمندان در علوم و فنون مختلف بهره گیری شود و این قشر از جامعه در فعالیت های دانش اندوزی و علم آموزی به صورت جمعی مشارکت کنند. او تحصیل در دانشگاه را برای اجتماعی ماندن و مبارزه با افسردگی و انزوای دوران سالمندی و همچنین احساس بالندگی و مفید بودن سالمند موثر می داند.
استقبال از کانون های سالمندی
مردی که عضو یکی از کانون های سالمندان است ، با دیدن من می گوید: تو هم سالمندی؛! به نظر نمی آید! می گویم که نیستم و به نظر نمی آید که او هم سالمند باشد. می گوید: من 2زن دارم . یکی خیلی خوش اخلاق است و مرا جوان نگه داشته است . او عضویت در کانون ها را باعث نشاط و روابط اجتماعی میان هم دوره ای های خود می داند و می گوید: بالاخره باید یک نفر به فکر ما می افتاد. خانم دیگری که در کانون سالمندان قیطریه عضو است ، می گوید: مدت کوتاهی است که این کانون راه اندازی شده است ولی از فعالیت هایی که انجام می شود راضی و خشنودم . دوستان زیادی پیدا کرده ام و افسردگی و حساسیتی که بعد از ازدواج فرزندانم در من ایجاد شده بود را دیگر حس نمی کنم . حال وقتم را به اردوهای جمعی و مطالعه می گذرانم و مثل خیلی سال پیش فضایی فراهم شده تا شاد باشم و در مسابقات رقابت کنم . او می افزاید: فکر می کنم حالا همسر، مادرشوهر و مادرزن بهتری هستم ! کانون های سالمندی برای نخستین بار از سوی فرهنگسرای سالمند تشکیل شد. اکرم شاهرخی مدیر این فرهنگسرا و منطقه 13فرهنگی هنری تهران می گوید: ما فضای مناسب برای شکل گیری این کانون ها را ایجاد کرده ایم و برای ابتدای راه بیشتر فعالیت ها رایگان است ؛ اما کم کم این کانون ها باید به سمت خودکفایی پیش بروند. او وجود تشکل های مربوط به سالمندان و ایجاد فضای فرهنگی ، آموزشی و ورزشی مناسب را ضرورت جامعه می داند و می گوید: کشور ما در سال های آینده به سمت سالمندی پیش می رود. جوانان امروز که بیشترین جمعیت را دارند، جمعیت انبوه سالمندان فردا را تشکیل می دهند. پس هر چه سریعتر باید برنامه ریزی کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها