رئیس پلیس استان تهران افزود: جستجوی تیم تحقیق در این زمینه ادامه داشت تا این که یک ماه بعد گزارش پیدا شدن جسد یک زن دیگر در حوالی چهارباغ ساوجبلاغ اعلام شد و کارآگاهان با حضور در محل کشف این جسد، پی بردند که وی نیز بر اثر خفگی جان باخته است. تحقیقات کارآگاهان روی این دو پرونده متمرکز شده بود که قتل دیگری رقم خورد و فرضیه سریالی بودن این قتلها را قوت بخشید.
بنابراین، کارآگاهان جنایی با بررسی این سه پرونده متوجه شدند هر سه قربانی پیش از قتل مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند و قاتل زنان جوان، جسد آنها را در مکانهای مختلف رها کرده است.
جستجوهای پلیسی ادامه داشت که 2 قتل دیگر به فاصله چند هفته به وقوع پیوست و کارآگاهان در این رابطه، به چند نفر ظنین شده و آنها را دستگیر کردند، اما مدارکی دال بر گناهکاری آنها به دست نیامد و آنها آزاد شدند.
قاتل به محل کشف اجساد آشنایی کامل داشت
سردار اکبرشاهی ادامه داد: در بررسیهای متعدد روی پروندههای این 6 قربانی، به یک شناسایی مجازی رسیدیم، مبنی بر این که قاتل نامرئی ممکن است تحت پوشش حمل مسافر مرتکب این جنایتها شده باشد.
به این ترتیب، ورودی و خروجی محلههای منتهی به کشف اجساد را که در کمالشهر، فاز 4 مهرشهر، ساوجبلاغ، جاده قزلحصار و حوالی فرودگاه پیام بود، ارزیابی کردیم تا این که به یک نکته مشترک رسیدیم مبنی بر این که قاتل آشنایی کاملی به محل دارد و قربانیان را براحتی پس از این که در ملحفه پیچیده، در حاشیه بزرگراه و اماکن شلوغ رها کرده است و این که متهم قربانیانی را انتخاب میکند که دچار مشکلات اخلاقی و انحرافات اجتماعی هستند و ممکن است قاتل نامرئی، دچار بحران عاطفی شده و هدفش گرفتن انتقام کور باشد، قوت گرفت.
بنا بر این، کارآگاهان تیم تحقیق به جستجوهای ویژه خود ادامه دادند، تا این که تیر ماه امسال دختر جوانی قربانی قاتل نامرئی شد که 2 روز قبل از منزلش خارج و ناپدید شده بود.
ماموران در بررسی محل کشف جسد وی، پی بردند که او هم مانند 6 زن دیگر به قتل رسیده است، اما همچنان در نحوه به قتل رسیدن زنها کمی تردید بود که ابتدا بیهوش شده یا فقط خفه شدهاند.
کارآگاهان جنایی دیگر به یقین رسیده بودند که قاتل یک مجرم سابقهدار است که در کمال خونسردی مرتکب قتلها میشود و هیچ اثری از خود بر جای نمیگذارد و کفشهای مقتولان را هم با خود میبرد. بنابر این کارآگاهان جنایی به بررسی بانک اطلاعات مجرمان اداره آگاهی استان تهران پرداختند تا این که مرد جوانی به نام امید شناسایی شد که 4 فقره سابقه کیفری درخصوص سرقت در چند شهرستان، یک مورد کیفقاپی و یک مورد آدمربایی در استان تهران داشت که شهریور سال گذشته با پرداخت جریمه نقدی آزاد شده است.
تحقیقات کارآگاهان جنایی ادامه یافت تا این که 2 تیرماه امسال جسد دختر جوان دیگری را در یکی از محلههای کرج کشف کردند که وی هم مانند 7 قربانی دیگر به قتل رسیده بود.
بنابراین در ادامه تحقیقات روی این پرونده، مشخص شد آخرین قربانی دچار مشکلات اخلاقی نبوده و قاتل ناخواسته وی را به قتل رسانده و مقتول پیش از آزار و اذیت و قتل، با قاتل درگیری داشته است.
ظن پلیس به یک مجرم سابقهدار
به این ترتیب، ظن کارآگاهان به امید که یک مجرم سابقهدار بود و هرازگاهی با یک دستگاه خودروی سواری قهوهای رنگ مسافرکشی میکرد، قوت گرفت و ماموران وی را تحت تعقیب قرار دادند تا این که مشخص شد او چند روز پیش همراه همسرش، منزلشان را در محله خرمدشت کرج ترک کرده و برای یافتن کار به رامسر رفته است.
با به دست آمدن این اطلاعات، کارآگاهان با هماهنگی قضایی با بازپرس حسینی رازلیقی، رئیس شعبه یکم دادسرای امور جنایی کرج، به رامسر عزیمت و 19 تیر امسال او را دستگیر کردند. با انتقال این متهم به مرکز پلیس، وی پس از بازجوییهای متعدد راز 8 قتل را به انگیزه انتقام گرفتن از زنان و دختران جوان فاش و اعتراف کرد که برخی از آنها را در غیاب همسرش به منزل خود کشانده و پس از آزار و اذیت به قتل رسانده است و تعدادی از قربانیان را هم در خودرویش خفه کرده و طلاهای آنها را به سرقت برده تا ردی از خود برجای نگذارد و برای استخدام شدن به عنوان سرایدار، به شمال رفته بوده که ناکام مانده است. وی در بازجوییهای پلیسی به خاطر سوابق متعددش، به دروغ خود را بابک و 30 ساله معرفی کرده بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم