
توی استودیو آنقدر شلوغ است که برای حرف زدن با بچهها باید به گوشه سالن انتظار پناه ببرم. با یکی از بچهها که اسمش علیرضا صادقی است، صحبت میکنم.
علیرضا چندسالته؟
فردا میرم توی 10 سالگی
برای چی اینجا آمدی؟
به جای کادوی تولدم، بابام منو آورد اینجا که توی برنامه زنده شرکت کنم.
یکی دیگر از بچهها که اسمش محمد مصطفایی است، میگوید: من هر موقع به برنامه تماشاخانه زنگ میزنم، کسی جواب مرا نمیدهد.
خطاب به محمد میگویم: برای چه زنگ میزنی؟
محمد میگوید: دوست دارم کارتون «گارفیلد» را پخش کنند.
اما یکی از بچهها میگوید: من تام و جری را بیشتر دوست دارم.
از او میخواهم یکی از ماجراهای تام و جری را که آخرین بار دیده، برایم تعریف کند.
او میگوید: تام و جری ماجرای شیرین موش و گربهای خانگی است که وقتی صاحبخانه در خانه نیست، با هم میجنگند. گربه همیشه سعی دارد موش را بگیرد، حتی اگر دچار برقگرفتگی شود یا دمش آتش بگیرد و یا سبیلش گره بخورد، اما موش، زبلتر از موشهایی است که ما تا حالا دیدهایم. گربه برای گرفتن موش، به هر دری میزند، اما طفلکی بدشانس است؛ طوری که موش با قلممویش روی تقویم مینویسد: «امروز برای این گربه روز بدی است.»
حسام ذبیحی 8 ساله هم، برنامه خاله سارا را دوست دارد. یکی از بچهها که شوخیاش گل کرده، میگوید: اما من «فسقلی، عینکی و زبل» را دوست دارم، چون من یک داداش فسقلی دارم و یک دوست عینکی و خودمم که زبلم.
میگویم: ولی فسقلی، عینکی و زبل یک برنامه تلویزیونی است.
او در تایید حرفم میگوید: آره، آنها سه برادر کوچک و شادند که با پدرشان در یک خانه بزرگ زندگی میکنند.
عینکی یک دانشمند کوچولوست. زبل یک آدم اداری و فسقلی یک بچه شکمو. این برادرهای کوچک، بچههایی خیالاتیاند. آنقدر در رویاهایشان غرق میشوند که همه چیز یا خراب میشود یا اشکال بزرگی پیدا میکند.
به او میگویم: ولی تو که دوست نداری گزارش امروز من خراب و یا دچار اشکال بشود.
در جوابم میگوید: نه. آرزو دارم گزارش خوبی برای بچهها باشد.
محمدحسین قاسمی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد