قدم اول: صداقت با خود
متاسفانه برخی نگرشها در همه جوامع بخصوص جوامع غربی حول این معضل میچرخد که یک فرد اگر در درون خود از برخی رفتارهای ناشایست جنسی از بعد روانی رنج میبرد، نباید با اهمیت شمرده شود و تا زمانی که مشکلی برای اطرافیانش ایجاد نکرده، نباید کاری به کار او داشت و باید او را به حال خود رها کرد تا زمانی که کار از کار بگذرد و بیماری وی او را به مرحله آسیب رساندن به اطرافیان و حتی خانواده و همسر وی بکشاند. متاسفانه همه این معضلات از یکجا نشات میگیرد و آن هم ناآگاهی فرد از این گونه بیماریهاست.
قدم دوم: باورهای غلط
شاید تصورش برای شما قدری مشکل باشد که حتی تمایل و عادت فرد به تفکرات جنسی در خلوت خود یک نوع بیماری محسوب شود. چراکه خداوند غریزه جنسی را در وجود هرفردی به این دلیل نهاده است که اولا یک نیاز واقعا جدی محسوب میشود و مهمتر از آن باید در موقعیتی درست و اخلاقی به آن پاسخ داده شود. یک قدم جلوتر زمانی است که فرد مبتلا به بیماریهای جدیتری میشود. خودارضایی، عادت به مشاهده فیلمهای غیراخلاقی، عادت به کنکاش در اینترنت برای یافتن فیلمها و تصاویر غیر اخلاقی و حتی چشمچرانیهای ساده در خیابان همه و همه بیماریهای مهلکی هستند که از بعد روانی سلامت جنسی فرد را تهدید میکنند.متاسفانه نپرداختن مناسب و کافی به این موضوعات سبب میشود فرد حتی نداند رفتارش ناشایست است.
وقتی از یک بیمار پرسیده میشود که چرا تمایل بسیار زیاد به دیدن فیلمهای غیر اخلاقی و تحریکآمیز دارد، پاسخ او چنین است که من باید غریزه جنسی خود را ارضا کنم و این حق من است. اگر به این فرد آگاهی لازم داده شود که این رفتار یک بیماری محسوب میشود و مهمتر از آن براحتی قابل درمان است، مشکل برطرف میشود. اهمیت این موضوع آنجاست که وقتی به فجایع هولناک بشری در مقولههای قتل، تجاوز و هتکحرمت مینگریم، فقط یک نکته در ذهنمان تداعی میشود که همه این فجایع از یک بیماری ساده جنسی از بعد روانی آغاز شده اما به دلیل اینکه به آن خوب پرداخته نشده، مسبب این فجایع شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم