از زمان روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی ایران، روابط تهران و ریاض دستخوش تحولات و نوسانات مختلفی شده است. با وجود روابط تیره سالهای اول انقلاب، این روابط در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی رو به بهبود نهاد، به طوری که در سفر رئیسجمهوری وقت به عربستان، ریاض نقشه حمله آمریکا به ایران را که در اختیار عربستان قرار داشت، به نشانه دوستی و برقراری روابط حسنه بین 2 کشور در اختیار ایران قرار داد.
به دنبال روابط حسنه، 2 کشور به «2 بال جهان اسلام» معروف شدند و پیمانهای سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی میان دوطرف منعقد شد.
کد خبر: ۱۸۷۴۷۵
اما در دوران فعالیت دولت نهم این روابط ابعاد جدیدی به خود گرفت و گرچه مقامهای رسمی ایران و عربستان سعودی علاقهای به فاش کردن اختلافات خود ندارند، اما اظهار نظرهای غیر رسمی دو طرف شائبه وجود اختلافات سیاسی پشت پرده را تقویت کرد و روابط تهران و ریاض به عنوان 2 کشور تاثیرگذار بر تحولات منطقهای به دنبال اوجگیری بحران لبنان دچار تنش شد.
این تنش به شکلی بود که سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان در جلسه اتحادیه عرب با اشاره به اینکه ایران در ناآرامیهای لبنان نقش دارد، گفت: ایران جنگ فراگیر را در لبنان مدیریت میکند و حزبالله هم میخواهد حکومت ولایت فقیه را بر لبنان حاکم کند، اما وظیفه ما این است که هر آنچه در توان داریم به کار ببنیدم، تا جلوی این جنگ را بگیریم.
تحلیلگرانی همچون مایکل اسلکمن و حسن فتاح در مقالهای در روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز بر این اعتقادند که عربستان سعودی دیپلماسی پشت پرده و آماده به چک کشیدن را کنار گذاشته و نقش محوری و تهاجمیتر را در شکل دادن به رقابتهای منطقهای به عهده گرفتهاند.
عربستان پس از کاهش نفوذش در عراق، حمایت خود را از فواد سنیوره، نخستوزیر لبنان افزایش داد و در بحرانهای اخیر این کشور نقشی آشکار و علنی را در حمایت از سنیها، سنیوره و گروه 14 مارس ایفا کرد.
تحلیلگران بر این اعتقادند که اقدامات اخیر سعودی در منطقه به صورت نوعی ضد حمله در برابر ایران صورت میگیرد.
اقدامات عربستان با همکاری متحدان سنتی آن کشور در خلیجفارس همراه با مصر و اردن صورت گرفته، اما در عین حال نمایانگر واکنش نسبت به تحولات عمیق در منطقه بخصوص سرنگونی رژیم صدام حسین و انتقال قدرت در عراق از مسلمانان سنی به شیعیان است و در عین حال، سابقه این همکاری به سالهای گذشته و کاهش تدریجی نفوذ مصر در جهان عرب و نابودی جنبش پان عربی میرسد.
دولت سعودی احساس کرد نقش ایران در منطقه، بویژه در عراق، فلسطین و لبنان رو به افزایش است و این روند نقش منطقهای سعودی را تضعیف میکند. بنابراین در حالی که رهبران عربستان معمولا مانورهای پشت صحنه را ترجیح میدهند، اخیرا به طرزی بارز به فعالیت آشکار روی آوردهاند.
جمال عبدالجواد، کارشناس یک مرکز مطالعاتی در قاهره بر این اعتقاد است که «عربستان نه به دلخواه، بلکه به ضرورت شرایط ناگزیر به ایفای نقش رهبری شده است؛ زیرا در منطقه نوعی خلا‡ رهبری بروز کرده و رهبران عربستان باید برای پر کردن این خلا پیشگام شوند، در غیر این صورت ایران چنین خواهد کرد.»
با وجود این دولت بوش دست از تلاش بر نداشته و اخبار حاکی از آن است که کاخ سفید توافقی را در میان دولتهای عربی ایجاد کرده است با سیاستهای ایران در عراق، لبنان و سرزمینهای فلسطینی به مخالفت بپردازند که در این میان، عربستان نقش محوری را به عهده گرفته است.
هدف از این اقدام تشکیل اتحادی از دولتهای سنی عرب، شامل عربستان سعودی، اردن، لبنان و مصر در کنار دولت فلسطینی به رهبری جنبش فتح همراه با اسرائیل در مخالفت با ایران، سوریه و گروههای تحت حمایت آنهاست.
آمریکا که مشوق سعودیها در این نقش است، از افزایش نفوذ ایران در عراق و لبنان و در دولت به رهبری حماس در فلسطین احساس خطر میکند؛ اما در عین حال، دولتهای عربستان و آمریکا با وجود اشتراک در اهداف کلی، درباره بازیگران در تعارضهای منطقهای اختلاف نظر دارند. به عنوان نمونه، واشنگتن در نقش یک قدرت حامی به حضور نیروهایش در خلیج فارس شکل داده و از افزایش بیسابقه نیروهایش در سال گذشته در عراق برای از بین بردن منافع ایران در آنجا بهرهگیری کرده است. اما همان دولتهای عربی که از نفوذ ایران در منطقه مینالند، با تشکیل حکومت شیعه در عراق که هم به سود ایران و هم به سود آمریکاست، مخالفند و در همراهی با احزاب و گروههای سنی عراق از آمریکا میخواهند این مساله را روشن کند که چگونه میخواهد هم با دولت شیعه عراق همکاری کند و هم با دولتهای عرب سنی یک اتحاد منطقهای ایجاد کند.
برخی ناظران سیاسی هم بر این اعتقادند که تغییر موضع عربستان از زمان ناکامی اسرائیل در جنگ علیه حزبالله در لبنان آغاز شد که مقامات کشورهای منطقه را تکان داد، به طوری که ملکعبدالله پادشاه عربستان در مصاحبهای با روزنامه السیاسه به رهبران ایران توصیه کرد که «از محدودیتهای خود آگاه باشند».
بر اساس تحلیلها، واقعه دیگری که عربستان سعودی را تکان داد، شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات اخیر کنگره در آمریکا بود که برخی سیاستمداران منطقه از آن چنین برداشت کردند که ممکن است این تحول باعث خروج سریع نیروهای آمریکایی از عراق و خالی گذاشتن عرصه برای ایرانیان باشد.
سکوت کشورهای عربی بویژه عربستان در قبال توافقنامه امنیتی، سیاسی و اقتصادی پیشنهادی آمریکا به عراق که اکنون مقامات 2 کشور برای نهایی کردن آن در حال رایزنی هستند، نیز دلیلی بر این امر است. امضای این توافقنامه عراق را تبدیل به مستعمره کامل آمریکا در منطقه به مدت نامعلومی خواهد کرد و این در حالی است که کشورهای منطقه با توجه به پیامدهای امضای آن سکوت اختیار کردهاند.