علی درویش

دوباره باید شد

کد خبر: ۱۸۷۱۶۹
   قبل از این‌که «بر دار» شوی، طناب چاره را «بردار» و از چاه خارج شو. (خطاب به بزه‌کار)‌

«خساست در فرصت» ... «سخاوت در ثروت».

والدین از ما «طلبکار» نیستند... اما ما به آنها «بدهکاریم»!

«تقدیر» واژه‌ای است که ... برای «تقلیل» اشتباهات، به کار می‌رود!

اگر ارتباط با فرزندمان «خوانا نباشد» ... «ورق می‌خوریم»!

روز تازه ... شرکت در «ضیافت فرصتی تازه».

وقتی «بازنشسته» شدیم چقدر از اهدافمان به «بار نشسته»؟

چون «سازش» با کسی کوک نبود، با کسی «سازش» نداشت!

برای «چیدن گل»، جراحت «سیم خاردارش» (ساقه)‌ را، پذیرا شد.

بیکار «بدهکار» ... «طلبکار» است.

چرا باید ... یا «خشمگین» باشم یا «شرمگین»!؟

«سه‌ عادت»، سبب «سعادت» ... توکل، تعقل و تحمل.

برای تغییر نگاه ... «چشم‌شویی» و «چشم‌پوشی» لازم است.

افراد برجسته و «بی‌مانند» ... همیشه «‌می‌مانند».

پیش از «خواهش» ... «ببخش».

چون دیگران را «یار بود» ... همیشه «در یاد بود».

از هم «عذر‌ بخواهیم»‌ ... تا «عذر‌ هم را نخواهیم».

امروز «آمده است» تا ما را برای ضیافت فردا «آماده کند».

«در دست تغییر» باشید... تا «شرافتمندانه» ادامه دهید.

تازه به دوران «رسیده» خود را «رسیده»‌ و کامل می‌داند.

«افتضاح» می‌شود... اگر «اشتباه» دیده نشود.

اصرار به «خطاکاری» ... «تباهکاری».

روز «تازه»... شخص «تازه‌‌ای»‌ باش.

فقط «اعتراض» می‌کنیم «اعتراف» به خطا رو به انقراض است!‌

«حال بین باش» و «آینده چین».

تا «خود را فریب» نداد... نتوانست «کسی را فریب» دهد!‌

 وقتی «نفس» را مهار کرد... «نفس» راحتی کشید.

راستی «می‌رود»... ناراستی «می‌دود»!!

خود را جای دیگران «بگذار»... و از آنها «بگذر».

چون پا را در «یک کفش» می‌کنیم «زمین می‌خوریم»!

«بپرس» تا دانا شوی... «بپر» تا توانا شوی.

با «حمایت» از اشتباهاتمان به خود «خیانت» کردیم.

وقتی «تامل» کردم... بر «تالمم» غلبه کردم.

«نافرمانی» فرزندان... از این جهت است که، هیچ‌گاه «پشت فرمان»‌ قرار نگرفته‌اند.

خدای «تنهایی» را می‌خوانم... که مونس «تنهایی» است.

«طوری باش»... که دوست داری آن «طور باشند».

«بخند»... و «بخندان».

همیشه پاسخش «خیر» بود هیچ‌گاه «خیرش»

به کسی نرسید!

وقتی از نقاش پرسیدم... چه «کشیده‌ای» گفت زحمتی که والدین برایم «کشیده‌اند».

چه «نمره‌ای» به خود می‌دهی... دیگران به شما «چند» می‌دهند؟

با دادن امید می‌توان «معجزه کرد» و دیگران را «زنده کرد».

از یک دیگر «برتر نیستیم»... ولی می‌‌توانیم «بهتر باشیم».
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها