بعضی‌ها داغشو دوست دارن‌

اقتباس سینمایی‌

حتما تا حالا فکر کردین که چطوری از آثار ادبی اقتباس سینمایی می‌کنن. اگه می‌دونین که هیچی اما اگه نمی‌دونین به گفت‌وگوی زیر توجه کنین. این گفت‌وگو را ما یواشکی شنیدیم و حالا با چاپ آن می‌خواهیم به عرض‌تان برسانیم که چطوری می‌شه اقتباس کرد. یک کارگردان یک روز شماره یک نویسنده‌ای را می‌گیره و بقیه‌اش را می‌خوانید...
کد خبر: ۱۸۶۶۶۵

کارگردان: آقا سلام علیکم. بنده فلان کارگردان هستم.

نویسنده: سلام. امرتونو بفرمایین.

کارگردان: ما می‌خوایم این قصه آخر شما رو فیلم کنیم.

نویسنده: می‌خواین چی کار کنین؟

کارگردان: این قصه، داستان، چی می‌گن؟ رمان...

نویسنده: شما خودتون اونو خوندین؟

کارگردان: چی رو؟

نویسنده: رمان بنده رو دیگه.

کارگردان: آهان. آره. یعنی نه. بچه‌ها خوندن می‌گن خوبه.

نویسنده: یعنی نخونده تصمیم گرفتین بسازینش؟

کارگردان: نخونده نخونده هم نیستیم، رفیقی دارم که این جور چیزا رو می‌خونه و به من خبر می‌ده که برم سراغش.

نویسنده: خب حالا شما از من چی می‌خواین.

کارگردان: یه امضایی مرحمت کن و بنداز پای قرارداد که راضی باشی از کار ما و فردا بامبول درنیاری.

نویسنده: بابت این قرارداد چقدر به من پرداخت می‌شه؟

کارگردان: ایول بابا ما فکر می‌کردیم نویسنده‌ها اهل این جور حرفا نیستن ولی انگار تو هم عین خودمونی. دمت گرم. بیا دفتری که بهت آدرس می‌دم، با هم توافق می‌کنیم.

اما همیشه هم در روی یک پاشنه نمی‌چرخه. در مکالمه بالا، کارگردان خیلی دلش می‌خواست که اقتباس کنه و ما اصلا نمی‌دونیم که در قرار اونا توی دفتر کارگردان چی گذشت و آیا به توافق رسیدن یا نه، ولی رفتیم نشستیم پای حرف دو تا اقتباسی دیگه تا ثابت کنیم که در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخه. باور نمی‌کنین؟ پس این هم یک مصاحبه دیگه...

نویسنده: تو اصلا حالیته که داری چی می‌گی؟

کارگردان: اختیار دارین. این چه حرفیه که می‌زنین؟

نویسنده: این جماعت اصلا‌ نمی دونن ادبیات چی‌چی هس که حالا بخواد کتاب منو تبدیل به فیلم بکنه.

کارگردان: شما از کجا فهمیدین که بنده با ادبیات آشنایی ندارم؟

نویسنده: اگه ادبیات می‌فهمیدی ادیب می‌شدی نه کارگردان.

کارگردان: شما چیزی از سینما می‌فهمین؟

نویسنده: سینما یعنی همین فیلم هندی‌های آبگوشتی دیگه.

کارگردان: باشه. حق با شماست. حالا شما اجازه می‌دین ما از روی داستان شما فیلم بسازیم یا نه؟

نویسنده: نه بابا بی‌خیال ما بشین. من اصولا شماها را  حساب نمی‌کنم و روشنفکرتر از این حرفا هستم که اسمم بخواد کنار  شما بیاد.

کارگردان: باشه. اصراری ندارم. اما من از داستان شما خوشم اومد و برای ساخت این داستان تهیه‌کننده هم پیدا کرده‌ام و اونم حاضره پول نسبتا خوبی برای خرید حقوق این کتاب بده. ولی متاسفم که شما مخالفین. پس اگه امری ندارین...

نویسنده: صبر کن بینم. گفتی این تهیه‌کننده شماره تلفنش چنده!؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها