واقعیت را قبول کنید

«11 سال از مرگ «جیمی» می‌گذرد. در این 11 سال با وجود پسرمان که شباهت بسیاری به مادرش دارد حتی یک روز هم نبوده است که به او فکر نکنم و روزهای خوشی که با هم داشتیم را به یاد نیاورم. او دختر بسیار سرزنده و باهوشی بود که ازدواج زودهنگام ما باعث شد خیلی زود هم مادر شود. او مسوولیت‌ها را خیلی خوب قبول می‌کرد و از عهده آنها بسیار عالی برمی‌آمد.
کد خبر: ۱۸۵۹۸۳

من عاشقانه او و زندگی مشترکمان را دوست داشتم و هیچ‌وقت نخواستم حتی لحظه‌ای بدون همسرم زندگی کنم اما انگار تقدیر شکل دیگری رقم خورده بود و من باید او را خیلی زود از دست می‌دادم.» جسد بی‌جان «جیمی ویس» دختر 20 ساله‌ای که کودکی 2 ساله داشت در وان حمام منزلش و توسط خواهرش «کیت» کشف شد.
هنگام کشف جسد همسر جیمی، «بیلی چارلز» منزل نبود و این دختر با پسر 2 ساله‌اش تنها در خانه بود. وقتی کیت که قرار بود با خواهر و خواهرزاده کوچکش به پارک برود به در خانه منزل این زوج رسید متوجه غیرعادی بودن وضعیت شد. صدای گریه فرزند جیمی از پشت در به گوش می‌رسید و کیت هر چقدر در می‌زد هیچ‌کس در را به روی او باز نمی‌کرد. او مجبور شد با شکستن شیشه در قفل را باز کند و وارد خانه شود. او بلافاصله خواهرزاده کوچکش را که بشدت می‌گریست در آغوش گرفت و شروع به گشتن خانه کرد. در نهایت کیت جسد بی‌جان خواهرش را در حالی که ظاهرا در وان حمام جان خود را گرفته بود پیدا کرد. او فورا با پلیس تماس گرفت. «با این که سال‌ها از آن اتفاق شوم می‌گذرد اما تمامی لحظاتش را به خوبی به یاد می‌آورم. چطور ممکن است کسی بدترین روزهای زندگیش را از یاد ببرد. من به خوبی یاد دارم که چطور پلیس با تلفن همراه من تماس گرفت و از من خواست تا به پاسگاه بروم. آنها به من گفتند جسد بی‌جان همسرم در وان حمام پیدا شده و شواهد نشان می‌دهد که او خودکشی‌ کرده باشد. اتفاقی که من می‌دانستم بالاخره یک روز خواهد افتاد. از زمانی که جیمی پسرمان را باردار شده بود بشدت افسرده بود. پس از به دنیا آمدن فرزندمان هم با این که جیمی سعی می‌کرد همه چیز را به خوبی و به بهترین شکل کنترل کند اما از چشمانش می‌خواندم که غم بزرگی دارد. نمی‌دانستم برای خوشحال‌کردنش چه کاری از دستم برمی‌آید. بعضی از همکارانم که تجربه بیشتری نسبت به من که سن و سالی هم نداشتم کسب کرده بودند به من می‌گفتند که همسران آنها هم بعد از زایمان به چنین حالاتی دچار شده اما خیلی زود خوب شده‌اند. حالت‌های جیمی انگار نمی‌خواست او را رها کند و من نگرانش بودم.  این مساله را حتی با مادرش هم در میان گذاشتم.» پس از کشف جسد جیمی تلاش پلیس شبانه‌روز برای پیدا شدن سرنخ‌هایی از مرگ وی آغاز شد. آنها پس از بررسی شرایط اعلام کردند که او اقدام به خودکشی کرده و مرگ او قتل نبوده است. همان زمان همسر جیمی نیز به عنوان مظنون برای قتل همسرش زیرنظر گرفته شد اما به علت عدم وجود هرگونه مدرکی بر علیه وی پلیس نتوانست او را دستگیر کند. در حالی که خانواده جیمی برخلاف  ادعاهای دامادشان اصرار داشتند تا ثابت کنند دخترشان به افسردگی دچار نبوده و تنها درگیری‌های هر‌روزه‌ای که با همسر جوانش‌ داشته است همیشه ‌آنها را نگران می‌کرد و می‌دانسته‌اند بالاخره یک روز رفتارهای خشن و غیرعادی بیلی کار دست دخترشان خواهد داد. سال‌ها از مرگ جیمی گذشت و اکنون پس از 11 سال در حالی که بیلی 31‌‌ساله‌‌شده و پسر 13 ساله‌اش را در تمامی این سال‌ها خودش نگهداری کرده است به اتهام قتل همسرش دادگاهی شده است. پرونده مختومه جیمی با وجود پیگیری‌هایی که یکی از بازپرسان قتل انجام داد بار دیگر از سرگرفته شد. خانواده جیمی که هرگز نخواستند باور کنند دخترشان خودکشی کرده است با وجود سال‌ها پیگیری بالاخره توانستند این پرونده را بار دیگر به جریان بیندازند. آنها برگ برنده‌ای در دست داشتند که تا آن زمان رو نشده بود. کیت خواهر جیمی که روز حادثه اولین نفری بود که وارد منزل این زوج شد برعلیه داماد سابقشان صحبت کرد.
او با حضور در پاسگاه پلیس اقرار کرد که بیلی پس از قتل جیمی نزد کیت اقرار کرده که وی را بقتل رسانده است اما از او خواسته تا این موضوع را با هیچ کسی در میان نگذارد زیرا در آن صورت قبل از آن که پلیس او را دستگیر کند هم کیت و هم فرزند جیمی را بقتل خواهد رساند. «حرف‌های کیت هیچ معنایی ندارد. چرا باید بعد از گذشت 11 سال از مرگ غم‌انگیز همسرم ناگهان ادعا کند که من پیش او اعتراف کرده‌ام که جیمی را بقتل رسانده‌ام. چرا من باید پیش خواهر جیمی اعتراف کنم؟ اگر من واقعا قاتل همسرم بوده‌ام که پیش خواهر او اقرار به قتل نمی‌کنم. او دروغ می‌گوید در طول این سال‌ها با وجود ناراحتی که از مرگ خواهرش داشته است به دنبال مقصر می‌گشته و بالاخره با ساختن داستانی سعی دارد تا مرا در این جریان گناهکار جلوه دهد. من در طول این سال‌ها به خوبی از پسرمان نگهداری کرده‌ام و خاطرات مادرش را برای او زنده نگه داشتم. حرف‌های کیت هیچ پایه و اساسی ندارد و او کاملا هوش و حواسش را از دست داده است.»

وکیلی که خانواده «ویس» ‌برای روشن شدن پرونده دخترشان جیمی استخدام کردند علاوه برآن که «کیت» را به عنوان یک شاهد ارائه کرده چندین مدرک دیگر را نیز برای نشان دادن گناهکار بودن بیلی جمع‌آوری کرده است. طبق آنچه که در پرونده مرگ جیمی درج شده است بیلی ادعا می‌کند روز حادثه آخرین بار همسرش را جلوی در خانه دیده و حتی جیمی سعی کرده است تا هنگام راهی شدن او به محل کارش خودرواش را که به علت خرابی روشن نمی‌شده هل بدهد و آن را روشن کند. این ادعای بیلی یکی از دلایلی بود که پلیس هرگز نتوانست ثابت کند که بیلی‌ قاتل است در حالی که آخرین اطلاعات جمع‌آوری شده توسط این وکیل حاکی از آن است که تنها شاهد حضور بیلی جلوی در خانه صبح روز حادثه همسایه‌ای است که هنوز هم آن روز را به خوبی به یاد دارد و می‌تواند در دادگاه حاضر شود و قسم بخورد که بیلی را در حالی که بشدت سراسیمه بوده است در حال سوار شدن به خودرواش دیده و حتی خودرو او روشن نشده است بیلی با زحمت بسیار بدون آن که توجه کسی را به خود جلب کند شروع به هل دادن خودرواش کرده و هیچ اثری از جیمی در آ‌ن روز وجود نداشته است.

«مدارک جمع‌آوری شده برعلیه من همگی ساختگی هستند والدین جیمی در طول سال‌ها مرگ دخترشان همواره مرا مقصر دانستند و حتی یک روز هم به دیدن من نیامدند و مرا به منزلشان راه ندادند. تنها پسرم بود که برای آنها یادگاری از دخترشان بوده و برایش همه کاری می‌کنند، مطمئنم که آنها با پرداخت پول به چندین نفر و گرفتن وکیلی دروغگو قصد دارند مرا به عنوان قاتل دخترشان معرفی کنند تا ثابت شود دخترشان افسردگی نداشته و خودکشی نکرده است. من از همینجا به آنها می‌گویم  که بهتر است واقعیت را قبول کنید.»

مترجم: المیرا صدیقی‌
منبع‌: سی‌بی‌اس نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها