
حضور نظامی آمریکا در عراق با وعده حمایت از دولت، برقراری امنیت و تجهیز و تقویت قوای امنیتی و ارتش این کشور صورت گرفت. به نظر شما آیا با شرایط فعلی دولت آمریکا میتواند به وعده خود عمل کند یا خیر؟آیا آنچه آمریکا به عنوان وعده تامین امنیت در عراق مطرح میکند با آن اهدافی که این کشور دارد یکسان است؟
وقتی آمریکا وارد عراق شد سرمست از پیروزی نظامی زود هنگام بود. اگر به شعارهای آمریکا در آن زمان نگاه کنید این مساله را احساس میکنید. در آن زمان واشنگتن اعلام کرد هر کشوری که در جنگ با عراق همراه با آمریکا نبود، حق ورود به عراق را ندارد. آنها برای ایرانیها هم خط و نشان کشیدند و اعلام کردند معارضینی که در ایران هستند حق ورود به عراق را ندارند و اگر وارد این کشور شوند، تروریست محسوب میشوند.
آمریکا با تاسیس یک حکومت نظامی، یک نظامی را در راس عراق قرار داد و تاکید کرد که تا پایان سال 2008 راجع به انتخابات در این کشور تصمیم گرفته میشود و رهبران عراقی تا آن زمان تنها میتوانند به عنوان مشاوران این حکومت نظامی کار کنند. فرآیندی که در این 5 سال طول کشید، یعنی از تشکیل شورای حکومت در 2003 تا امروز موجب شد انتخابات یک دولت عراقی تشکیل شود.
اما در تمام مدت پروسه یاد شده اگرچه آمریکا شعارهای خود مبنی بر حمایت از دولت عراق را سر میداد، اما سیاستهای این کشور همواره با آنچه مردم عراق با رهبری مرجعیت دنبال کردند، در تقابل بود. در زمان تدوین دولت انتقالی، قانون اساسی، تشکیل پارلمان دولت و شورای دائمی آمریکا علیرغم خواسته خود شعار حمایت از فرآیندها را داد، اما دنبال اهداف خود بود. پس اولین مساله تقابل در منافع عراق و آمریکاست، چیزی که آمریکا آن را از ابتدا نادیده گرفت.
چندی پیش رسانهها از احتمال انعقاد توافقنامه امنیتی میان عراق و آمریکا خبر دادهاند و مسوولان عراقی نیز صحت آن را تایید کردهاند. به نظر شما هدف آمریکا از امضای توافقنامه اخیر چیست؟
آمریکا وقتی عراق را اشغال کرد از شورای امنیت مجوز نگرفت؛ یعنی در حقیقت آمریکا میخواست این موضوع را به مردم دنیا تفهیم کند که نظام جهان و رویههای بینالمللی در مناسبات روابط تغییر کرده است. امروز آمریکاست که به جای شورای امنیت تصمیم میگیرد، چون داعیه رهبری جهانی را دارد. به همین دلیل وقتی وارد عراق شد بعمد مجوز نگرفت.
اما شرایط داخل عراق در چارچوب خواستههای آمریکا پیش نرفت و واشنگتن که مدعی ایجاد امنیت برای مردم عراق بود به مرحلهای رسید که تنها راهی برای امنیت خودش بیندیشد. هدف آمریکا از امضای توافقنامه امنیتی در چارچوب همان هدف اول است که گفته شد. یعنی در عراق یک رژیم وابسته، یک ارتش و ساختار امنیتی اطلاعاتی در کار باشد و واشنگتن بتواند همان اهداف را از این طریق دنبال کند.
آمریکا از طریق این توافقنامه امنیتی میتواند حضور درازمدت خود را با اختیارات کامل به دور از هماهنگی با دولت عراق و با آن اهدافی را که از ابتدا تعریف کرده بود، دنبال کند.
در همین حال در عملیاتهای نظامی که آمریکاییها به بهانه مبارزه با تروریسم انجام میدهند هم موجب کشتار مردم شده و هم این که چنین عملیاتی برای دولت عراق مشکلآفرین خواهد بود. یکی از طرحهای امنیتی که آمریکا دنبال میکند ، تشکیل موسسات امنیتی خارج از ساختار دفاعی و امنیتی عراق است که در بسیاری از موارد، دولت این کشور را تحت فشار میگذارد و این موضوع ازجمله مشکلات حضور آمریکاییها در این کشور است.
واقعیت این است که از نظر مردم و دولت عراق، صحنه امروز این کشور نشان میدهد که در درجه اول مشکل امنیت خود حضور اشغالگران، سیاستها و کارکردهایی است که در آنجا روی میدهد. بنابراین آنچه آمریکا از این توافقنامه دنبال میکند، حضور درازمدت در عراق است؛ اما نه برای این که تهدیدی متوجه مردم این کشور است، بلکه با هدفهایی که در چارچوب برنامه خودش تدوین کرده است، حرکت میکند.
چه موانعی در مقابل این توافقنامه وجود دارد؟
در حال حاضر آمریکاییها میخواهند از طریق این توافقنامه در عراق بمانند و هیچ مانعی برای کارشان نداشته باشند. دولت عراق در سال 2007 برای آخرین بار از شورای امنیت خواست به حضور نیروهای چندملیتی که در راس آنها آمریکا قرار دارد، پایان دهد و نیروهای خارجی تنها تا پایان این سال در عراق حضور داشته باشند.
در حال حاضر به لحاظ قانون و قطعنامه شورای امنیت، حضور نظامی آمریکا تا پایان سال 2008 با مجوز است و اگر دولت عراق درخواست خود را تمدید نکند، آمریکا هیچ مجوزی برای ماندن در عراق ندارد. از نگاه دوم، این مساله راهحلی برای مشکلات داخلی آمریکاست.
در آمریکا خیلیها با حضور نظامی در عراق مخالفند. این مشکل هم در داخل جمهوریخواهان یعنی حزب حاکم، هم بین حزب حاکم و دموکراتها و هم بین کاخ سفید و کنگره است. این پرسش دائم مطرح میشود که پس از پنج شش سال هزینه سنگین چه نتیجهای حاصل شد؟ بنابراین دولتمردان آمریکایی نیز تحت فشار هستند که توافقنامه را امضا کنند.
البته این نیز مطرح میشود که دولت موجود آمریکا با آن که 5 تا 6 ماه بیشتر از عمرش نمانده و از طرفی هم اعلام میکند که نیازی نیست این توافقنامه را در کنگره تصویب کند، چگونه این را طرح میکند؟ با توجه به این که دولت عراق زیر فصل 7 منشور سازمان ملل و حاکمیتش به لحاظ قطعنامه سازمان ملل و شورای امنیت نه از بابت مشروعیت بلکه به لحاظ شورای امنیت ناقص است، آیا این 2 دولت میتوانند توافقنامهای را امضا کنند؟ چه تضمینی وجود دارد که کنگره آن را تصویب کند و اگر فردا دولت جدید آمریکا بگوید من التزامی به مفاد آن ندارم چگونه است؟ اینها موانعی است که وجود دارد.
خارج از مفاد این توافقنامه اگر دولت عراق درخواست خود را برای حضور نیروهای خارجی تمدید نکند که تاکنون هم اعلام کرده است. قصد تمدید ندارد و اگر توافقنامه امضا نشود، به معنای آن است که آمریکاییها مجوزی برای حضور در عراق ندارند. اگرچه آنها چه مجوز داشته باشند و چه نداشته باشند کار خود را میکنند و این مجوز برای آنها سوری است.
آیا با وجود این شرایط، دولت عراق قعطنامه را میپذیرد؟
آنچه اکنون در مورد توافقنامه در دولت عراق دیده میشود این است که رهبران سیاسی، شورای سیاسی و امنیت ملی عراق و دولتمردان این کشور معتقدند دولت عراق صلاحیت و آمادگی حل کلیه مشکلات و مسائل موجود را در این کشور دارد و از طریق ساختارهای دفاعی امنیتی با کمک مردم و در جایی که نیاز داشته، در تعامل و همکاری دفاعی امنیتی با کشورهای همسایه مسائل موجود امنیتی را حل میکند، یعنی دولت عراق به این توافق تحمیلی نیازی ندارد، اما بر این قائل است که عراق به عنوان یک نظام سیاسی مثل همه کشورهای دیگر برای امنیت، دفاع، اطلاعات، آموزشهای نظامی و خرید تجهیزات نیازمند به همکاری دفاعی با همه کشورهاست. آمریکا طبیعتا توافقنامهای را میخواهد که بتواند اهداف خود را تامین کند و آنچه در این توافقنامه بر آن تکیه شده، منافع واشنگتن است.
از این رو امروز یک اجماع ملی و عمومی در رد این توافقنامه در داخل عراق به وجود آمده است. در تظاهرات وسیع مردمی در مخالفت با این توافقنامه شعار میدهند، مراجع دینی و رهبران سیاسی آن را رد میکنند، دولتمردان عراقی بحث جدی روی متن آن دارند و خیلیها به شکل جدی این توافقنامه را رد میکنند.
حتی شورای سیاسی و امنیت ملی عراق میگوید اگر این توافقنامه با چنین محتوایی باشد، علیه منافع ماست. حمایت از استقلال عراق و اظهارات نمایندگان پارلمان اجماعی بزرگ را در رد این توافقنامه با مفاد موجود به وجود آورده است.
مفاد این توافقنامه چیست؟
خارج از بندهایی که در ظاهر این توافقنامه مبنی بر کمک به دولت عراق در بازسازی، گسترش روابط در عرصه تجاری و فرهنگی و شراکت عراق در سازمانهای جهانی اقتصادی وجود دارد، آنچه الان از این توافقنامه شنیده میشود، طرح نکاتی امنیتی است که عراقیها بر سر آن بحث دارند.
درباره این توافقنامه خارج از فضای ظاهری آن، آنچه در داخل عراق شنیده میشود و مورد بحث قرار میگیرد این است که آمریکاییها از این توافقنامه به دنبال مصونیت قضایی هستند؛ چیزی که امام راحلره در سال 1343 به نام کاپیتولاسیون مطرح کردند.
آمریکاییها در این طرح دقیقا خواستار این مصونیت هستند نه برای نظامیانشان، بلکه برای شرکتهای امنیتی وابسته به ارتش آمریکا مثل شرکت بلاگ واتر که چندی پیش خبری از آن مبنی بر هجوم این شرکت و کشتار مردم بیگناه در خیابانهای بغداد شنیدید.
آنچه در این توافقنامه برای مصونیت قضایی مطرح شده، این است که آمریکاییها حتی قبول ندارند اگر سرباز یا فرمانده آمریکایی مرتکب جنایت شد، در محل استقرار نظامیان آمریکایی در عراق محاکمه شود، بلکه آنها میخواهند محاکمه کلا در آمریکا صورت بگیرد.
مساله دوم این است که آنها میخواهند حاکمیت دریا و فضا را از نقطه صفر تا 29 هزار پا در اختیار داشته باشند. پرسش این است که بالای 29 هزار پا به چه درد دولت عراق میخورد؟ دولت عراق میخواهد ماهواره به فضا بفرستد؟ الان مشکل دولت عراق روی زمین است، نه فضا. مگر بر این اساس آمریکاییها میتوانند هر عملیاتی را در این فضا انجام دهند، بدون این که به دولت عراق اعلام کنند.
سوم این که این توافقنامه میخواهد بدون روشن شدن زمان حضور سربازان آمریکایی در چند پایگاه و پادگان مستقر شوند و چهارم ورود و خروج این نیروها به عراق آزاد باشد. عراق کشور مستقلی است و هر نیرویی که به آن وارد یا خارج شود، بدون توافق یا با توافق برای گردشگری یا هر امر دیگری باید مجوز یا پاسپورت و ویزا ارائه کند، اما آمریکا در طرح خود میگوید نیروهای آمریکایی باید بدون این که به دولت عراق ویزا یا مجوز ورود یا هر چیز دیگر بدهند، در این کشور رفت و آمد کنند، گویا عراق پادگان نظامی آمریکاست و نیروهای آمریکایی باید براحتی به آن وارد یا از آن خارج شوند.
همچنین در تعریف تروریسم آنچه در فضای عراق دیده میشود، آمریکا تعریف بسیار مبهمی از تروریسم در این توافقنامه دارد و این کشور حق دارد تروریست را چه عراقی چه غیرعراقی تعقیب کند. حالا چه کسی تشخیص میدهد تروریست کیست، معلوم نیست. شاید فرد موردنظر یک رهبر سیاسی باشد. در هر صورت آمریکا میخواهد با دست باز عمل کند. همچنین تعریف آمریکا از تهدید خارجی در این توافق معلوم نیست.
پس نکته این است که مفادی که امروز آمریکا در این توافق دنبال میکند، جمعا استقلال عراق را از بین میبرد و حاکمیت این کشور و ملتش را تحت تاثیر آمریکا قرار میدهد. حقوق شهروندی از بین میرود؛ چراکه وقتی قرار شد آمریکا مستقیما شهروندان عراقی را دستگیر کند، این شهروند چه حقوقی دارد؟ همچنین حاکمیت قضایی این کشور را از بین میبرد و حضور نظامی بیگانه را بیشتر میکند. اما جمعبندیها در عراق این است که با این محتوا این توافقنامه به امضا نمیرسد.
اما نکته مطرح در این توافقنامه این است که آمریکا میخواهد مساله خروج عراق از فصل 7 را به امضای این توافقنامه گره بزند.
در نهایت بر این اساس یک اجماع ملی در رد مفاد این توافقنامه وجود دارد و این که آیا دولت عراق آن را امضا میکند یا نه باید بگویم چنین توافقنامهای با این محتوا و با این مخالفتها امضا نمیشود، اما اگر توافقنامهای باشد که منافع ملت عراق را تضمین کند، شفاف باشد، اجماع ملی روی آن باشد، پارلمان عراق آن را تصویب کند و عراقیها هم احساس کنند توافقنامهای به نفع آنهاست و پارلمان تاکید کند این چیز دیگری است و قطعا در این توافقنامه عراقیها میتوانند با کشورهای دیگر آزادانه ارتباط داشته باشند، آن توافق را امضا میکنند.
براساس خبرهای منتشر شده از سوی رسانههای غربی یکی از مفاد این توافقنامه این است که واشنگتن از پایگاههای نظامی عراق حق انجام عملیات علیه کشورهای دیگر را دارد. این در حالی است که نوری مالکی در سفر اخیر خود به ایران گفت که عراق پایگاه حمله به ایران نیست. نظر شما درخصوص این تناقض چیست؟ اگر به فرض این توافق امضا شد، ایران در دفاع از منافع ملی خود چگونه عمل میکند؟
اگر چنین بندی در آن توافقنامه آمده باشد، دولت عراق و کنگره عراق نباید چنین توافقنامهای را امضا کنند. به نظر میآید چنین چیزی نباید در این توافقنامه بیاید چراکه اگر بیاید، مالکی میگوید ما آن را امضا نمیکنیم.
یکی از منابع غربی از وجود چنین بندی در توافقنامه خبر داده است. در عین حال آیا این تهدید برای ایران وجود ندارد که آمریکا بتواند از این طریق دولت ایران را تهدید کند؟
دولت عراق دولتی مردمی است و در طول 5 سال هم نشان داده که پالسهای صلح و دوستی و همکاری برای کشورهای همسایه میفرستد و خواهان همکاری و مشارکت با دیگران است و تاکید دارد که ثبات و امنیت منطقه در گروی ثبات و امنیت عراق است و از کشورهای همسایه برای برقراری ثبات و امنیت کمک میخواهد، بنابراین چنین بندی پذیرفتنی نیست.
چنین نظامی برای کشورهای همسایه نباید تهدید باشد، پس متفاوت از خواسته آمریکاست. آمریکاییها اگر شرایط برایشان مهیا شود تا به ایران حمله کنند، خیلی نیازمند این مجوزها نیستند. مساله این است که آمریکا مصالح کشورهای منطقه را درک نمیکند و فقط به منافع خود میاندیشد. منافغ آمریکا در تقابل با منافع مردم کشورهای منطقه ازجمله عراق است. به همین دلیل انتظار همیاری این کشورها را ندارد.
در این زمینه نهتنها از سوی نوری مالکی، بلکه آنچه از سوی دیگر رهبران عراق عنوان میشود، این است که عراق جدید عراقی است که امروز پیام صلح و دوستی را برای کشورهای منطقه دارد و عراق بدون صدام عراقی است که میخواهد با کشورهای منطقه در همه عرصههای امنیتی، اقتصادی، بازسازی و فرهنگی همکاری کند. ما امیدواریم شرایط اشغال از این کشور رخت بربندد، مشکلات امنیتی حل شود و عراق مجالی برای سازندگی داخل کشور و توسعه همکاری همهجانبه با کشورهای همسایه بویژه ایران داشته باشد.
ایران بیشترین حمایتها را از عراق و امنیت این کشور کرده است؛ اما به نظر میرسد در صحنه افکار عمومی چندان نتوانسته است تلاشهای خود را موفق جلوه دهد، نظر شما در این باره چیست؟
به طور مثال، شما به پرونده هستهای نگاه کنید. ایران همه مکانیسمهای اعتمادسازی را دنبال کرد. حتی در مقطع گذشته در تعلیق غنی سازی به صورت داوطلبانه، بیش از 2000 ساعت روز بازرسان آژانس در صنایع هستهای آمدند و با دوربینهای مراقبتی این صنایع را کنترل کردند. رئیسجمهوری در سازمان ملل اعلام کرد در فضای کار هستهای شرکتهای دنیا میتوانند مشارکت کنند.
شفافسازی، اعتمادسازی، همه کاری را جمهوری اسلامی کرد و گزارشهایی که سازمان انرژی اتمی میدهد، اینها را تایید میکند؛ اما شما ببینید که افکار عمومیای که دنیای استکباری میسازد، چگونه است. آنها صاحبان رسانههای استکباری هستند و اقدامات آنها سیاسی است، نه حقوقی و فرهنگی.
با این حال، وجدان بشری اظهارات و اقدامات آنها را قبول نمیکند. یعنی اندیشمندان، نخبگان فرهنگی، مستقلها و افکار عمومی یعنی تودههای مردمی، امروز این تبلیغات علیه ایران را قبول نمیکنند. خارج از فضای رسانهای تبلیغاتی کشورهای متخاصم، نگاه توده مردم نسبت به جمهور ی اسلامی متفاوت است. شما با تودهها نه رسانهها که بخش عمده آن دست دستگاه قدرت و سلطه است سروکار دارید. برای درک افکار عمومی شما به عربستان سعودی، اردن، لبنان، مصر و کشورهای دور از منطقه مراجعه کنید.
آنها راجع به جمهوری اسلامی ایران قضاوت دیگری دارند و میگویند جمهوری اسلامی کشوری مستقل است که حاکمیت و منافع خودش را میخواهد داشته باشد، از مستضعفین حمایت میکند، کشوری است که بر خلاف فشارها مقاومت کرده و راه پیشرفت را دنبال میکند. پس زمانی که آمریکا دائم میگوید ایران دنبال اهداف نظامی است قضاوت افکار عمومی این است که تلاش آمریکا برای تخریب ایران جواب نداده است.
قضاوت این است که ایران متکی به بنیانهای مردمی و رهبری است و پیوند بین مردم و دولت در اینجا حاکم است. در افکار عمومی حقیقت چیز دیگری است. در مورد خود عراق نیز بمباران، جوسازی و تبلیغات میکنند، اما رئیس دولت عراق به نمایندگی از ملتی میگوید ما میخواهیم با هم همکاری کنیم و ایران کشوری است که با ما همکاری میکند.
در تبلیغات رسانهها، جمهوری اسلامی یک چیز است و در باور افکار عمومی چیز دیگر، ما باید پاسخ رسانهها را بدهیم، مشابه اقداماتی که آنجا انجام میدهند؛ اما کار اصولی گره زدن علایق و پیوند و منافع مشترک بین دو ملت است که این مساله از طریق توسعه همکاریهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی ممکن است. ما باید روابط را چنان به هم بتنیم که شیطنتهای دشمن نتواند این پیوند و منافع مشترک را بهم بزند.
علل اتهامات علیه ایران از سوی آمریکا و وجود برخی واکنشها در عراق چیست ؟ ارزیابی شما از نمای پشت پرده ناامنیها چیست؟
میان دو کشور علایق مشترک فرهنگی دینی برقرار است. یک رابطه کهن مردمی وجود دارد و از طرفی اراده سیاسی رهبران دو کشور بر توافقنامه برقراری روابط صمیمانه استوار است. با وجود این ویژگیها دو کشور، همسایه، مسلمان و دارای مرزهای مشترک طولانی هستند.
مهمترین مسیر ترانزیت بین 2 کشور وجود دارد و ما نیز در بخش بازسازی با تجربه بالای حاصل از جنگ میتوانیم نیاز آنها را به بازسازی مرتفع کنیم. این مجموعه شرایط باعث میشود اتهامها و تلاش برای تخریب چهره ایران در عراق اثر جدی خودش را نگذارد. البته بی تاثیر هم نیست. عراقیها بر این باورند که حتی در دوره جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران نگاه مردمی به عراق داشت و حساب مردم را از دولت جدا میکرد.
ایران در یک عملیات شیمیایی توسط رژیم صدام 40 هزار مجروح شیمیابی داشت، اما یک بار هم از این سلاح غیرانسانی استفاده نکرد. مردم عراق بخوبی متوجه این موضوع هستند و جنگ تحمیلی را دفاع مردم ایران میدانستند. در این شرایط بود که هر وقت صدام آنها را بیرون کرد بیش از 2 میلیون عراقی براحتی به داخل خاک ایران آن هم در زمان جنگ میآمدند و اظهار ناراحتی و نگرانی نداشتند.
این پیوند، پیوندی نیست که با جوسازی بتوان آن را تخریب کرد. اما در خصوص اتهامات، بخشی از این اتهامات توسط کسانی انجام میشود که حاکمان دیروز بودند و امروز هم وجود دارند و طبیعتا برای تخریب روابط دوجانبه تلاش میکنند.
بعثیها، جنایتکاران رژیم گذشته، امروز نیز وجود دارند. بعضی ابزار و قدرت را در دست دارند و حتی در ساختارها وارد شدهاند. آنها تلاش میکنند مانع از روابط 2 کشور شوند. بخشی از اتهامات توسط این افراد صورت میگیرد که از عراق جدید متضرر هستند.
یکی از مشخصههای روابط عراق جدید این است که با کشورهای همسایه از جمله ایران رابطه خوب برقرار کند. بنابراین دشمنان عراق جدید در فضاسازی علیه ایران حتما تلاش میکنند. یکی از اهدافشان دشمنی با جمهوری اسلامی ایران است اما هدف دیگر جلوگیری از ماندگاری ساختار جدید دولت عراق است.
اگر روابط 2 کشور در این جوسازیها و اتهامزنیها تخریب شود، در حقیقت یکی از پشتوانههای بزرگ دولت جدید عراق یعنی جمهوری اسلامی ایران از آن دولت گرفته شده و آن دولت تضعیف میشود. حتی برخی از کشورها که از دشمنان عراق جدید و حکومت جدید هستند با این اتهامها به ایران میخواهند این پشتوانه را قطع کنند.
از سوی دیگر یکسری از اتهامات توسط اشغالگران به ایران وارد میشود. باید قبول کرد آمریکا سیاستها و طرحهای امنیتی اش در عراق جواب نداده است. این کشور منافع ملت عراق را در نظر نگرفت به فرهنگ و رسومات این کشور احترام نگذاشت و از طرفی به دلیل حرکت مخرب گرایانهاش باعث شد این ملت را علیه خودش وارد عمل کند. این دلایل باعث شد تا آمریکا سیاستها و برنامههایش در عراق بهم بریزد و امروز باید حضور خود را به نوعی توجیه کند.
باید بگوید که چرا آمریکایی که مدعی امنیت در عراق بود امروز در شورای امنیت نگران امنیت خود است؟ پس باید برای خود یک دشمن فرضی بتراشد. آمریکا نمیتواند بگویید ملت عراق در برابر من ایستاده است. پس این دشمن فرضی کیست؟ این دشمن فرضی ایران است، اما این تنها یکی از اهداف واشنگتن از طرح این اتهامات است ولی شیطنتهای دیگری نیز دارد و متعتقد است که نباید روابط دو کشور خوب شود.
اگر دو کشور قوی شوند و با هم روابط خوب برقرار کنند، قطعا تبدیل به دو قدرت خواهند شد که در امنیت منطقه تاثیرگذار خواهند بود. در آن زمان حضور نظامی آمریکا و طرحهای خاورمیانهای آمریکا در منطقه دچار مشکل میشود. آنها با این اتهامها میخواهد بگویند شکستهایشان حاصل از وجود یک عنصر خارجی دیگر یعنی جمهوری اسلامی ایران بوده است.
میخواهند وجود ایران را به عنوان یک خطر جدی در منطقه ترویج دهند و به این ترتیب حضور طولانیتر و هزینههای بیشتری را توجیه کنند. این اتهامات یک پیام داخلی است. این مسائل را نیز باید بدانید که علاوه بر ایران و عراق دیگران نیز روی این پرونده کار میکنند و برخی از این دیگران هم از عراق جدید خشنود نیستند. طبیعتا فضاسازی میکنند و این اقدامات نیز در طرح این اتهامات اثرگذار است.
در مجموع با وجود همه این عوامل، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران را در عراق متهم کنند، اما مردم عراق این اتهامات را باور ندارند. علتش این است که به ایران علاقهمندند.
راههای گسترش همکاری میان ایران و عراق کدامند و وضعیت زیارتی میان دو کشور چگونه است؟
ما سالانه بیش از یک میلیون زائر عراقی داریم و از سوی ایران نیز نزدیک به 700 هزار زائر از عتبات عالیات زیارت میکنند. براساس قرار داد جدید میان دو کشور قرار شد روزانه حضور 3 هزار و در ایام خاص 5 هزار زائر برای زیارت بروند و سالانه سقف زائرین را به 5/1 میلیون نفر برسانیم. البته فراهم کردن شرایط امنیتی، رفاهی و خدماتی زائرین بسیار مهم است که به مرور با بهبود امنیت، تعداد زائران افزایش خواهد یافت. در سفر اخیر نوری مالکی نیز نخستوزیر عراق بر این مساله تاکید کرد.
همچنین باید توجه کرد روند همکاریهای اقتصادی روند خوبی است. ما 100 سند همکاری با دولت عراق امضا کردهایم و تلاش داریم تا از فضای تجاری وارد فضای اقتصادی و بازسازی شویم. امروز در مناقصههای عراق کشورهای مختلفی شرکت میکنند و عراقیها علاقهمند ما نیز در بازسازی عراق با آنها مشارکت داشته باشیم.
البته باید ظرفیتها و توانهای خدمات فنی و مهندسی خود را به عراقیها بشناسانیم و از طریق برپایی نمایشگاه و تبادل هیاتها، موجب افزایش رفت و آمدهای اقتصادی شویم. عراقیها از صنایع ما بازدید کنند و نمونه کارهای ما را ببینند. در رژیم گذشته ساختار اقتصادی به سمت ایران نبود، به سمت دیگر بود؛ اما اینک این تغییر مسیر به سوی مرزهای ایران اندکی زمانبر است.
با وجود این که طولانیترین مرزها را با عراق داریم، امن ترین مرزها را نیز با عراق داریم. در حال حاضر در داخل زندانهایی که نیروهای غیرعراقی هستند، ما یک نیروی ایرانی نداریم که به دلیل اتهامات تروریستی دستگیر شده باشد. مساله همکاریهای نظامی دفاعی با عراق همواره مطرح بوده و ایران اهتمامش در امنیت و حفظ مرزهای طولانی است. در سفر مالکی یکی از یادداشت تفاهمیهایی که امضا شد درخصوص امنیت مزرها، مبارزه با قاچاق و پاکسازی میادین مین بود که گامی مثبت در این زمینه به شمار میرود.
به دلیل سیاستهای غلط رژیم گذشته که دو جنگ را بر دو کشور یعنی عراق و ایران تحمیل کرد، این کشور تخریب شد و بعد از اشغال هم بنیانهای اقتصادی آن نابود شدند. کشور عراق بسیار غنی است، هم آب و هم سرزمین دارد و بزرگترین نعمت خدادادی یعنی نفت که موتور انرژی صعنت دنیاست را در اختیار دارد. در حال حاضر نفت دریای شمال و آمریکا رو به اتمام است و ایران، عربستان، عراق و معدودی از کشورهایی هستند که از این ثروت خداداد برخوردارند.
عراق کشوری است که از اولینها در ذخایر نفت است و جزو کشورهای ثروتمند به شمار میرود. در نتیجه نیاز به کمک ندارد و ما باید به طور موقتی کمک کنیم تا این دولت بتواند از سرمایههایش استفاده کند. در سال 2008 بودجه دولت عراق 48 میلیارد دلار است که نزدیک 50 درصد این بودجه به بازسازی اختصاص داده شده است. اراده رهبران 2 کشور این است که هر دو در بازسازی اقتصادی و همکاریهای اقتصادی وارد شوند.
حجم همکاری تجاری ما و عراق 8/2 میلیارد در 86 بود که این میزان یعنی تجارتی که ما داشتیم یعنی صدور کالا بعلاوه فروش مشتقات نفتی و توریسم مذهبی. مالکی در این سفرمی گفت ما باید با کشورهای همسایه بویژه ایران روابط تجاری و اقتصادی را به بالای 10 میلیارد ارتقاء دهیم. عراق علاقهمند است چنین فضای همکاری در عرصه بازسازی و اقتصاد را با ایران داشته باشد. خوشبختانه ایران امروز یک تجربه غنی بازسازی دارد.
در همه عرصهها، در صدور خدمات فنی مهندسی، عرصه ساخت پالایشگاه، راهآهن، نیروگاه برق، سدسازی، پلسازی این تجربه خوب را ما داریم. در این عرصه ما در سال 86 با جدیت وارد مناقصهها شدیم و چند پروژه مهم را برنده شدیم.
با رقبای بزرگ ازجمله روسها که در چندین پروژه وارد شدند رقابت کردیم و برنده شدیم. مدرسهسازی و ساختمانسازی به شکل انبوه ازجمله حرکتهایی است که عراق امروز به آن توجه بسیاری دارد.
همکاریهای بین شهرداریها همکاری خوبی است و با بهبود فضای امنیتی همکاریهای دوجانبه در عرصه اقتصادی و بازسازی افزایش مییابد. ما باید بخش خصوصی و پیمانکارانمان را تشویق کنیم که در مناقصههای عراق شرکت کنند و افق خوبی را در جهت همکاریهای همهجانبه در عرصه بازسازی خواهیم داشت.
ما نهتنها به طرحهای مشترک فکر میکنیم، بلکه یکی از طرحهای اصولی ما پروژههای مشترک منطقهای است یعنی این که به صورت شبکهای عمل کنیم. ما باید به دنبال اتصال هر چه بیشتر در همه زمینهها باشیم خوشبختانه چنین طرحی وجود دارد.
در داخل ما در این 5 4 سال کار کردیم البته باید قبول کنیم در داخل عراق مشکلات امنیتی اشغال ساختار اداره این کشور بعد از سقوط در 2003 دچار مشکل است و خیلیها مشکل تراشی میکنند حاکمیت دولت هنوز زیر فصل 7 است یعنی در چنین فضایی ما پیشرفتمان خوب بوده، اما با توجه به فضای دو کشور باید گامهای بسیاری برداریم من به شما میگویم که خوشبین هستم کار کنیم و اعتمادسازی کنیم باید بخش خصوصی را تشویق کنیم چراکه بخش خصوصی باید با یک نگاه جامع درازمدت و با برنامهای در بازار عراق داشته باشد.
درخصوص تاسیس بانک و بیمه در عراق اقدامی انجام شده است؟
در مساله بانکها و بیمه باید بگویم که بانک جزوه سیاستهای دولت و فوندانسیون زیر بنایی برای تشویق بخش خصوصی در عراق است. ما 2 سال است بانک ملی را افتتاح کردهایم و امسال هم دنبال این هستیم تا شعباتی را در شهرهای بزرگ و مهم عراق ایجاد کنیم. در همین حال دو بانک مشترک ایجاد کردیم که بخوبی کار میکنند.
بانکهای ایرانی نیز علاقهمند به حضور در عراق هستند تا آنجا که 6 بانک دولتی و خصوصی ما برای ثبت و افتتاح شعباتشان در داخل عراق میکوشند. درخصوص مساله بیمه هم در حال گفتگو هستیم تا بانکهای ما وارد شوند. افق همکاری تجاری، افق خوبی است.
عراق امن، به نفع ایران است
قطعا گفتگوهای بین ایران و آمریکا به طور سهجانبه در موضوع عراق بویژه پرونده امنیتی در چارچوب سیاستهای تعریف شده نظام جمهوری اسلامی درخصوص عراق است. ما به عراقی که ثبات، امنیت، استقلال، سازندگی، شکوفایی و حاکمیتی مقتدر دارد فکر میکنیم و معتقدیم باید تمامیت ارضی این کشور و وحدت آن حفظ شود و حضور نظامی و کشورهای خارجی اشغالگر در این کشور نباشد.
مذاکره ابزاری برای کمک به دولت عراق برای برقراری ثبات و امنیت است. در آنجا تعریف کردیم نگاه ایران این بوده که ثبات و امنیت در عراق نه فقط برای مردم عراق، بلکه برای مردم ما موثر است. درباره اینکه چرا ما با آمریکا که در رابطه با ایران خصومتورزی میکند و سردمدار حرکت علیه حقوق مشروع ایران و پرونده هستهای است، مذاکره کردیم؛ باید گفت ما معتقدیم عراق امن، باثبات، مستقل و ساختهشده به نفع ما هم هست.
ما سیاست حمایت از دولت عراق را داریم، چرا که از منظر منافع ملی برایمان نفع دارد. ما به مذاکرات به عنوان ابزاری که به دولت عراق برای برقراری امنیت کمک کند، نگاه کردیم. قطعا وقتی امنیت برقرار شد، برای همه سودمند و مفید است. طبیعتا ما در این گفتگوها آنجایی که آمریکاییها ادعاهایی داشتند پاسخ دادیم.
از منظر دولت عراق، ایران صادقانه با طرح موضوع مشخص امنیتی در این مذاکرات شرکت کرد. ارزیابی مقامات دولت عراق این بود که این گفتگوها و اقداماتی که پس از این گفتگوها انجام شد در حل مشکلات عراق موثر است. ارزیابی عراق این است که اولا ایران برای کمک به عراق وارد این بحث شده و دنبال چیز دیگر نیست، ثانیا اقدامات انجام شده در پی آن در امنیت عراق موثر بوده است.
از این رو دولت عراق به ادامه این گفتگوها نظر مثبت دارد. اما در دورهای که گفتگوها قطع شده بود، دلیل ایران این بود که این گفتگوها برای کمک به امنیت عراق تدارک دیده شده، اما رویکردی که آمریکاییها در پیش گرفتند رویکرد درستی نبود و ناامنی به دنبال داشت. شما ملاحظه کردید آمریکاییها بیمحابا در زدن مردم بیگناه عمل کردند. به بهانه هماهنگی با دولت و برای مردم و دولت عراق مشکلات ایجاد کردند و وارد کشتار شدند. در چنین فضایی طبیعتا بحث مذاکره با رویکرد امنیتی جایی ندارد.
آمریکاییها خارج از شعاری که میدهند، برایشان مهم این است که بمانند و امنیت سربازان آنها حفظ شود. شعار استقلال و امنیت میدهند اما به بهانه دستگیری متمرد، خارج از قانون بمباران میکنند و میکشند. این اقدامات توجیه ندارد و نوع این رفتار و شیوه عملکرد نظامیگری در تعقیب افراد با فرض اینکه حتی ادعای آنان نیز درست باشد، بمباران منزل مردم در شب و کشتن اطفال با سیاست ایجاد امنیت مغایر است.
قطعا اگر از چنین فضایی عبور کردیم و آمریکاییها نشان دادند که میخواهند وارد بحث واقعی شوند و دولت عراق درخواست خود را برای ادامه گفتگوها داشته باشد، قبول میکنیم گفتگوها را ادامه دهیم.
کتایون مافی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
دکتر مرندی در گفتوگو با «جامجم» پیامدهای واقعی فعال شدن اسنپ بک را نزدیک به صفر ارزیابی کرد
در گفتگو با یک جامعهشناس به نقش تشکلهای مردمنهاد درحفظ جامعه پرداختهایم