در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این ادعاها خیلی هم تازه نیستند. والسا در سال 2000 میلادی در دادگاه کسانی که ادعای جاسوس بودنش را مطرح کرده بودند، مغلوب کرد. با این حال نویسندگان کتاب اخیر مورخانی از موسسه دولتی حفظ آثار ملی لهستان (IPN) هستند که ادعا دارند شواهد آنها موید همکاری والسا با مقامات نظام کمونیستی لهستان با نام مستعار «بولک» است.
با انتشار این کتاب خیلیها به نیابت از والسا زبان به اعتراض گشودند. مقامات پیشین پلیسمخفی میگویند پروندههایی که برای اثبات جاسوس بودن والسا در کتاب اخیر مورد استناد قرار گرفتهاند، جعلی هستند. ماریا موچوسکا، جانشین مدیر IPN هم اعلام کرده این کتاب بخشی از پروژهای گستردهتر برای تخریب وجهه والسا است و نباید آن را به این موسسه نسبت داد.
این در حالی است که یانسون کورتیکا، مدیر IPN به داشتن رابطهای نزدیک با لخ کاژینسکی، رئیسجمهور لهستان و برادر دوقلویش یا روسلاو کاژینسکی، نخستوزیر پیشین کشور متهم است. کاژینسکیها که یدی طولا در دشمنی با والسا دارند با پافشاری خود بر پا گذاشتن بر جای پای رهبران ارشد حزب کمونیست سابق لهستان خیلیها را دچار سردرگمی کردهاند.
هفتهنامه اشپیگل در آخرین شماره خود مصاحبهاش با اسلاوومیر چنکوتیز، یکی از نویسندگان کتاب جنجالی «لخ والسا و پلیس مخفی» منتشر کرده است که در پی میآید.
***
کتاب شما بلافاصله پس از توزیع، جنجالی تمامعیار برپا کرد. شما و پیوتر گونتراکیز، دیگر نویسنده این کتاب ادعا دارید قهرمان جنبش اصلاحات لهستان همکار سرویس مخفی دوران کمونیستها بوده است. آیا گواهی هم بر این ادعا دارید؟
ما در کتاب خود به ادله و شواهد بسیاری ازجمله کارتهای عضویت، دستنوشتههایی که از گفتگوی پلیس مخفی با والسا نتبرداری شدهاند و همچنین اسنادی که نشان میدهد والسا را در پلیس مخفی با نام مستعار بولک میشناختهاند، اشاره کردهایم. شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد والسا حدفاصل سالهای 1970 تا 1976 با پلیس مخفی همکاری داشته است.
والسا میگوید این اسناد و مدارک جعلی هستند. چه تضمینی وجود دارد که پلیس مخفی این اسناد را برای بدنام کردن رهبر بزرگترین اتحادیه کارگری آن دوران بهوجود نیاورده باشد؟
ما شیوههایی که پلیس مخفی کمونیستها از آن استفاده میکردند و اینکه بایگانی نهادهای امنیتی چگونه مدیریت میشوند را میشناسیم. مهمتر آنکه در پارهای از پروندههای دیگر موجود در بایگانی پلیس مخفی به مواردی برخوردیم که به بولک اشاره شده بود.
آنها هم ممکن است جعلی باشند.
اکثر این فایلها پس از دهه 60 بازگشایی نشده بودند و مهر وموم آنها شکسته نشده بود پس احتمال دستکاری آنها پس از سقوط حاکمیت کمونیستها منتفی است. از دگرسو در دوران کمونیستها هیچگاه به والسا اتهام جاسوسی و خبرچینی وارد نیامد پس این ادعا که پلیس مخفی کمونیستها برای بدنامی او پروندهسازی کرده بوده را هم نمیتوان پذیرفت.
اگر این ادعا که وال همان بولک است را بپذیریم او تا چه حد به جنبش ضدکمونیسم لطمه زد؟
در کتاب به سرنوشت چند نفری که بولک در مورد آنها خبرچینی کرده بود، اشاره شده است. ما حداقل به هفت مورد برخوردیم. مابقی پروندههای مرتبط نابود یا دستکاری شدهاند اما این نکته کاملا به اثبات رسیده که بولک حداقل در مورد 20 نفر اطلاعاتی را به سرویس مخفی داده بود که همگی هدف اقدامات سرکوبگرانه کمونیستها قرار گرفتند.
براساس نظرسنجیای که اخیرا در لهستان انجام شد نزدیک به 40 درصد لهستانیها اعتقاد دارند جاسوسی والسا برای سرویس مخفی کمونیستها ناممکن نیست اما اکثریت مردم بر این باور هستند حتی در صورت درست بودن این ادعا نباید خدمات والسا نادیده گرفته شود. آیا ما باید عملکرد رهبر افسانهای مقاومت لهستانیها در برابر رژیم کمونیستی را مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم؟
ما مورخ هستیم و کاری به اینکه مردم چه نگاهی به موضوع دارند اصلی محوری در عملکرد ما نبود. ما هم اعتقاد داریم والسا نماد ملی لهستان است. او عامل انسجام و وحدت مردم بود. با این حال این هم واقعیتی است که او با نام بولک با پلیس مخفی همکاری داشت. واقعیت را نباید همیشه سیاه و سفید دید.
پلیس مخفی براساس نوشتههای شما در سال 1976 تصمیم گرفت همکاری خود با بولک را قطع کند چون او به حد کافی همکاری نمیکرد. والسا در دهه 1980 به تهدیدی برای بنیان حاکمیت کمونیستها در لهستان تمام شد.
رهبری جنبش ملی لهستان را بر عهده گرفت و در سال 1983 به کسب جایزه صلح نوبل نایل آمد. آیا برای پلیسمخفی ممکن نبود پروندههای خود را برملا کند و والسا و هوادارانش در خارج را به دردسر بیندازد؟
پلیسمخفی در دهه 1980 چند بار درصدد انجام این کار برآمد اما فضای کشور به گونهای نبود که تلاشهایش به جایی برسد.
اگر ادله موجود تا این حد قابل استناد است چرا تلاشهایش به نتیجه نرسید؟
والسا قهرمانی ملی شده بود. نمادی تمام عیار. مردم به آنچه دولتیها میگفتند اعتقادی نداشتند. به اعتقاد مردم هر چه رسانههای دولتی در مورد والسا میگفتند دروغ پردازیهایی برای تخریب وجهه او بود.
یکی از ادله مورد ادعای شما این است که والسا در دوران ریاستجمهوری خود سعی کرد پروندههایش در سرویس مخفی را نابود کند...
غمانگیزترین بخش ماجرا است. او اولین رئیسجمهور لهستان پس از پایان جنگ سرد بود که با رای واقعی مردم به ریاستجمهوری رسید اما از قدرت اختیارات خود برای پروندههایی که علیه او بودند، استفاده کرد.
والسا با قدرت تمام این ادعاها را تکذیب کرده است. شما چه دلایلی برای اثبات ادعاهایتان دارید؟
برخی پروندهها با دستور او که تاریخ دارند و امضای او بر آنها نقش بسته از بایگانی سرویس مخفی خارج شدهاند. برخی پروندهها توسط نزدیکان والسا و با تایید او با ادعای بررسی به خارج از سرویسمخفی انتقال یافته بودند اما وقتی بازگردانده شدند برخی اوراق و مدارک ناپدید شده بود. این مساله در اسناد سرویس مخفی به ثبت رسیده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: