نکته قابل ذکر این است که هر یک از این سوژهها بارها به وسیله نقاشان تکرار شده است و تعداد کل تصاویر تهیه شده اعم از سوژههای مذهبی و حماسی و غیره اگر شمارش و سپس آثار تکراری حذف شود، حدود یکصد واقعه و داستان بیش نیست.
برای نمونه، داستان رستم و سهراب و هر یک از وقایع عاشورا به تعداد زیاد به تصویر درآمده است و همین مساله موجب اشباع تفکر هنری نسبت به سبک قهوهخانهای شده و تکرار مجدد آنها جذابیت خود را در اجتماع از دست داده است. لزوم نوآوری در نقاشی قهوهخانهای نکتهای است که گرچه کمتر بدان توجه شده است، اما میتواند فضای وسیع و گستردهای را در تصویرگری برای هنرمندان نقاش فراهم کند. پیش از توضیح نحوه نوآوری، بیان مثال فرضی زیر اهمیت آن را بهتر نمایان میکند. استاد کمالالملک یک نقاش ناتورالیست (طبیعتگرا) بود و آثار بسیار زیبایی از طبیعت از او به یادگار مانده است.از طرفی، رستم در داستان هفتخوان برای رهایی سپاه ایران به مازندران میرود. حال اگر استاد کمالالملک منظره جنگل مازندران را با قلم سحرآمیز خود به تصویر میکشید و رستم را سوار بر رخش با تیر و کمان، سپر، نیزه و گرز در آن منظره قرار میداد، یک اثر هنری فوقالعاده زیبا از تلفیق (ناتورالیسم و قهوهخانهای) برای ایران به یادگار میماند. درخصوص سبک طبیعتگرایی و واقعگرایی (رئالیسم) یک توضیح کوتاه ضروری است. ولی باید در نظر داشت تصویری که از تلفیق ناتورالیسم و قهوهخانهای تهیه شود، در طبیعت وجود ندارد که عکاسی شود؛ زیرا این اثر فرآیند تخیل یک شاعر و یک نقاش است (مثالی که درباره استاد کمالالملک ذکر شد). وصف طبیعت در آثار بزرگان ادب ایران همانگونه که هست بیان شده، زیرا شیوه هنر ناتورالیسم کاملا طبیعی است و تمام موضوعها بدون ذرهای مداخله یا تغییر و تصور و پیشبینی از طبیعت گرفته شده است.با ذکر نکات بالا در تهیه یک تصویر تلفیقی از 2سبک مذکور لازم است نکات زیر مورد توجه نقاشان قرار گیرد؛ نخست آنکه تجهیزات و سازوبرگ جنگی دوران گذشته شامل زره و سپر و نیزه و گرز و شمشیر با اسب که مرکب پهلوانان بوده، باید با سبک قهوهخانهای که در اجتماع نیز پذیرفته شده، نقاشی شود.
سپس اینکه طبیعت باید به همینگونه که وجود دارد به تصویر درآید. متاسفانه در این هزار سال که از تدوین شاهنامه سپری شده، طبیعتسازی مورد توجه نقاشان قهوهخانهای نبوده، در حالی که نیمی از شاهنامه در وصف طبیعت است که رعایت کردن آن در تصاویر، تاثیر دوچندان در بیننده بویژه کودک و نوجوان خواهد داشت و برخی اظهار نظرها در مورد منسوخ شدن طبیعتسازی که در پوششی از جملات علمی و آکادمیک بیان میشود؛ افکار عمومی را تحت تاثیر قرار میدهد. لازم به یادآوری است که لزوم رعایت ناتورالیسم و ارتباط آن با فرهنگ ایران دال بر انکار ارزش هنری سبکهای مدرن که امروزه در دنیا پذیرفته شده نیست. فلذا برخورد آکادمیک برای آموزش و تلفیق 2 سبک قهوهخانهای و طبیعتگرایی (ناتورالیسم) در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی میتواند به عنوان یک سبک ایرانی آکادمیک در تمام جهان شناخته شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم