ساختمانی 7 طبقه در سعادتآباد تهران فروریخت. شهردار تهران، دادستان تهران، سخنگوی قوه قضاییه و برخی دیگر از مسوولان بسرعت کاسههای صبر خود را برداشتند و لبالب از نوشدارویی بعد از مرگ سهراب یا به سراغ ساختمان فروریخته رفتند و بر سر جنازه کارگرانی قرار گرفتند که زیر آوار مانده بودند و یا در مقابل خبرنگاران از دستگیری متخلفان و برخوردی قاطع خبر دادند.
کد خبر: ۱۸۵۲۴۸
نوشداروی من اما، مرثیهای برای زیر آوار ماندههاست. مرثیهای که هر کدام از ما هنگامی که هر فاجعهای رخ میدهد، سرمیدهیم.
دیگران را محکوم میکنیم و از ابعاد فاجعه سخن میگوییم. در حالی که خانوادههایی که عزیزانشان را از زیر آوار ساختمان فروریخته بیرون کشیدهاند، داغدار از این حادثه، غم عالم را بر سر خود آوار کردهاند، خبرسازان این واقعه هرکدام از ظن خود، سطری بر سطر میافزایند و اظهارنظر روی اظهارنظر میچینند و ساختمانی عریض و طویل از کلمات محکومکننده و تسلیبخش بنا میکنند. کاش اندکی از سرعت این محکومکردنها و اظهارنظرهای پس از وقوع هر حادثه به علاج واقعه قبل از وقوع سرایت کند.
پروژه ساختمان فروریخته سعادتآباد از سال 76 که سال احداث ساختمان بوده تا پریروز که تاب گردیدن شبح مرگ را نیاورد و فروریخت، ادامه یافت و در این مدت مطابق آنچه شهرداری تهران گزارش داده است، ساکنان این ساختمان از سال 83 به دلیل ترکخوردگی و بروز مشکلات آن را تخلیه کردهاند.
همزمان دعاوی کیفری وحقوقی علیه سازنده این ساختمان مطرح شده و احکامی نیز در محکومیت سازنده صادر شده است. اما وضعیت مبهم و البته خطرناک این ساختمان همچنان باقی میماند و حالا با ساختمانی تخریب شده و کشتههایی روبهروییم که بر روی آوارهای آن مسوولان ذیربط به دنبال مقصر میگردند.
حال این سوالات را به قصد ثبت در تاریخ و نه به امید پاسخگویی براساس اتفاقات بیپاسخ مانده قبلی مطرح میکنیم:
1- چه کسانی و مطابق با کدام اصول مجوز دادهاند که ساختمان 3طبقه در سال 76 به ساختمان 8 طبقه تبدیل شود؟
2- دلایل طولانی شدن روند رسیدگی به مشکلات ایجاد شده در این ساختمان چه بوده است و چرا تعیین تکلیف پرونده این ساختمان در سیستم اجرایی و قضایی دچار اطاله شده است؟
3- سوال این است که استاندارد تخریب یک ساختمان 8 طبقه در یک منطقه مسکونی آن هم ساختمانی که هر لحظه خطر ویران شدن آن را تهدید میکرد چیست و آیا این استانداردها رعایت شده است؟