در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سال 1895 میلادی، کشورهای آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان به طور همزمان انواع مختلف دوربین فیلمبرداری را به بازار فرستادند. این دستگاهها اسمهای عجیب و غریبی داشتند، ولی همه آنها یک کار مشترک و شگفتانگیز انجام میدادند. آنها تصویر سیاه و سفید آدمهای زنده را در کوچه و خیابان نشان میدادند که راه میروند، حرف میزنند، میخندند و غذا میخورند، تماشای چنین چیزی برای مردم در آن زمان خیلی عجیب و غیرقابل باور بود، آخر تا آن موقع مردم عادی چهره خودشان را فقط در عکسها میدیدند که هیچ حرکتی نداشت و یک تصویر ثابت از یک لحظه زندگی بود.
در آن زمان فیلم صدا نداشت. به این فیلمها «فیلمهای صامت» میگفتند. هنوز صنعت سینما آنقدر پیشرفت نکرده بود که فیلمها صدا داشته باشند و آدمهایی که در آن بودند، حرف بزنند. به همین دلیل هنگام نمایش فیلمها، نوشتههایی ظاهر میشد که حرفهای بازیگران بود. آن روزها حتی آدمهایی هم بودند که این نوشتهها را با صدای بلند برای آنهایی که سواد نداشتند میخواندند!
معمولا یک گروه نوازنده هم داخل سالنهای نمایشدهنده فیلم بود که وقتی فیلم نمایش داده میشد، موسیقی مینواخت.
شور و شوق فراوان مردم از تماشای تصویرهای متحرک بر روی پرده، باعث شد تا کسانی که این دستگاه نوظهور را اختراع کرده بودند، تصمیم بگیرند تا به کارشان ادامه بدهند و این دستگاه را تکمیل کنند.
نام کسانی که سینما را اختراع کردند، «برادران لومیر» است که اهل فرانسه بودند. البته «ادیسون» مخترع سرشناس آمریکایی هم در کشور خود همزمان با برادران لومیر کوششهایی برای خلق سینما کرد.
یکی از اولین فیلمهایی که ساخته شد و برای مردم عادی نمایش داده شد «ورود قطار به ایستگاه» نام داشت که برای آنها خیلی هیجانانگیز بود. وقتی روی پرده سینما قطار از راه رسید و تا جلوی دوربین آمد، مردم عادی از ترس این که قطار آنها را زیر بگیرد، از داخل سینما فرار کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: