بعضی‌ها داغشو دوست دارن‌

فرهنگ ‌لغات سینمایی‌

در پی اصرار علاقه‌مندان و با توجه به کمبود منابع معتبر در زمینه آموزش عبارات سینمایی، ما بر آن شدیم که خودمان آستین‌ها را بالا بزنیم و برویم توی شکم دایره‌المعارف سینمایی. این شما و این هم لغات پر دست‌انداز و قلمبه‌سلمبه‌ای که منتقدهایی از خود متشکر، مثل ریگ توی مقالات‌شون می‌آورند و باهاش پز می‌دن که ببینین ما چه‌قدر حالیمونه...
کد خبر: ۱۸۵۰۳۱

کلوزآپ‌

در لغت یعنی با دوربین رفتن تو صورت یارو. البته باید مراقب بود که دماغ و گیجگاه بازیگر آسیب نبینه، چون باید همون دوربین رو بفروشین و دیه بدین. این تکنیک در فیلم‌های خیلی خاصی جواب می‌دهد. مثلا اگه بازیگر حرف گوش کن نبود و رویش را زیاد کرد، می‌توانیم از این فن استفاده کنیم.

لانگ‌شات‌

اصلا بی‌خیال این تکنیک شوید. چون مال ترسوهاست و دور از شان یک آدم غیرتمند و باصفاست که بخواد از این کارها بکنه. چرا آدم راه دور بره؟ واسه چی وقتی می‌تونه با یک لگد و کف‌گرگی بره تو کلوزآپ طرف، از راه دور دوربین دست بگیره و زاغ سوژه را بزنه؟ البته قدیمی‌ترها به این روش، فیلمبرداری پلنگی هم می‌گفتن. چون می‌شه از راه دور مثل پلنگ کمین کرد و سوژه را شکار کرد. توصیه می‌شود در این شرایط از هر غفلتی پرهیز کنید، چون به قول شاعر «شاید پلنگی خفته باشد.»

زوم‌

یعنی جلو کشیدن. کار بسیار بدی که بعضی‌ها انجام می‌دهند. فرض کنین رفتین مهمونی و یک بچه سمج و بی‌حیا هی دیس برنج را می‌کشد جلوی خودش. عنایت دارین که کار خوبی نیست. اما زوم بر دو قسم است؛ یکی «زوم این» و دیگری «زوم بک». تکلیف زوم این مشخص است؛ یعنی این را بکش جلو. اما زوم بک حکایت مفصلی دارد. زوم بک بر وزن اسپک، همان لک‌لک است که گردن درازی دارد و روی آب شیرجه می‌زند و ماهی‌های بدبخت را صید می‌کند.

دکوپاژ

یعنی این که دوربین را کجا می‌ذاری. این خیلی مهمه که شما دوربینو کجا بذارین. مثلا وردارین بیارین و دوربینو بذارین سر سفره کنار ماست‌وخیار. این درسته؟ نه! پس باید بدونین که دوربین جای خاصی داره. جای دوربین توی کمد خونه است و دور از دسترس بچه‌ها. همچنین برای جلوگیری از
فاسد شدن آن باید از رطوبت و نور هم دور نگه داشته شود.اگه جای درست و حسابی برای دوربین سراغ ندارین، بذارینش توی جاکره‌ای یخچال.

میزانسن‌

منتقدان فرانسوی به نحوه استفاده از اشیا در کادر می‌گفتند. منتقدان آمریکایی می‌گویند ضرورت‌های استفاده از نمای بلند و حرکت دوربین که منجر به تغییر زاویه دید تماشاگر می‌شود، میزانسن است. اما بی‌خیال جفت‌شون. ما می‌گیم هر چی‌ رو که توی سینما، معنی‌شو نفهمیدی، بهش بگو میزانسن. مثلا اگه رفیقت موقع تماشای فیلم ازت پرسید که غضنفر این صحنه چی می‌خواست بگه، بگو میزانسن. اگه ازت پرسیدن کارگردان فیلم «پدرخوانده» کیه، بگو مهران مدیری. نگی میزانسن یه وقت، آبرومونو می‌بری. یعنی تو نمی‌دونی کارگردان «پدرخوانده» مهران مدیریه؟

های انگل‌

یعنی سربالا. اصلا توصیه نمی‌کنیم چون سربالایی نفستون می‌بره و به هن‌وهن می‌افتین. ضمن این که‌های انگل از‌های و هوی می‌آید و باید از‌های و هوی پرهیز کرد. دیدید یک‌سری آدم‌ها اهل‌های و هوی هستن. خیلی واقعا بده. از اون طرف انگل را اگه بر وزن جنگل بخونین معنی خوبی نداره. این تکنیک انگل سینماست.

لو انگل‌

یعنی از پایین گرفتن. هر چی بری پایین‌تر، یارو را گنده‌تر نشون می‌دی. جوری که سوژه تبدیل به لولو می‌شه. لولو را مخففش کردن، شده لو. اینارو که بهتون می‌گم نرین جایی لو بدینا!

تیلت‌

در لغت به معنای خرد کردن نان (ترجیحا بربری) است و ریختن آنها توی کاسه آبگوشت، مشروط بر این که دنبه له شده را هم زده باشین تنگش. تهرونی‌ها تیلیت تلفظ می‌کنن که به خودشون مربوطه. استفاده از این تکنیک در مناطق خوش آب و هوا مثل دربند و فرحزاد جواب می‌دهد. چاپلین خدابیامرز از این تکنیک در جنگل‌های کن و سولقان زیاد استفاده کرد و جوری نمک‌گیر این تکنیک شده بود که وقتی برگشت فرانسه، اسم یک جشنواره بی‌خاصیت را گذاشت کن و سفارش کرد که به تلافی این سفر ییلاقی‌اش، پنجاه سال بعد جایزه این جشنواره را بدن به غضنفر هالیوودیان به پاس یک عمر فعالیت نوشتاری در سینما که هنوز تا آن زمان دو سه سال وقت داریم.

غضنفر هالیوودیان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها