تاثیر مخرب نزاع‌های خانوادگی بر رفتارهای کودکان و نوجوانان‌

امکان ظهور بزه اجتماعی‌ در خانواده ناآرام‌

شاید که قصه، قصه این روز‌ها نباشد. شاید نزاع‌های خانوادگی، بحث‌های میان زن و شوهر، جنجال‌ها و گاهی حتی زد و خوردها، از سال‌ها قبل شروع شده باشد، اما این روزها در میانه هزاره سوم، وقتی بحث در باب تفاهم و همراهی بین زوجین بیشتر از روزها و ماه‌ها و سال‌های قبل مطرح می‌شود، جنجال‌ها هم پررنگ‌تر از قبل خودشان را نشان می‌دهند. نزاع‌های خانگی که اغلب اوقات از یک موضوع ساده و معمولی شروع می‌شود می‌تواند آرامش خانه و خانواده‌ای را در هم بریزد.
کد خبر: ۱۸۴۳۳۷

در این میان، از تاثیرات نزاع بر روح و روان زوج‌ها که بگذریم، شاید بتوان گفت که بیشترین آسیب ممکن به فرزندان آنها می‌رسد؛ کودکان و نوجوانانی که خواسته و ناخواسته درگیر ماجرا می‌شوند و لطمات گاه  غیرقابل جبرانی می‌بینند. هنجارشکنی، روحیه پرخاشگرانه، رفتارهای غیراجتماعی و گریز از منزل، همه و همه مسائلی است که بروز آنها در کودکان و نوجوانان می‌تواند ناشی از رفتارهای پرخاشگرانه والدین باشد.

کوثر سیمیاران، کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیت و عضو باشگاه پژوهشگران جوان در طول گفتگویش با ما بارها و بارها به عوارض مخرب ناشی از خانواده و خانه ناآرام اشاره و بر لزوم حل منطقی بحران‌ها تاکید می‌کند.گفتگوی ما در حالی که سیمیاران به زمان کوتاهش برای مصاحبه اشاره می‌کرد، سرشار است از اظهار تاسف برای استعداد کودک و نوجوانی که در میان نزاع و پرخاشگری از‌‌‌بین می‌رود. آنچه می‌خوانید، بخشی از گفتگوی ماست.

خانم سیمیاران! اجازه دهید نظر شما را درباره ریشه‌های درگیری‌های خانوادگی جویا شویم تا بعد به موضوع اصلی برسیم.

به نظرم نزاع‌های خانوادگی می‌توانند به دلایل مختلف ایجاد شوند. اما باید توجه داشت که نقطه شروع، معمولا موضوعات جزئی و عادی است که با کمی تفکر منطقی حل خواهد شد، اما متاسفانه در زندگی زوج‌ها به دلایل مختلف، نگاه منطقی گره‌گشا به مشکلات وجود ندارد. در نتیجه مسائل به شکل انبوه درآمده و مشکل‌زا می‌شوند.
به طور مثال گاهی دلایل مشکلات، یک سوءتفاهم کوچک، سلایق مختلف، نگاه متفاوت، نداشتن ادبیات یکسان در بازگویی ماجرا، نبود ارتباط کلامی و... است. به هر حال، اگر زوج‌ها هر دو به بلوغ فکری، شخصیتی، اخلاقی، رفتاری و اجتماعی لازم رسیده باشند، می‌توانند مشکل پیش‌آمده را رفع و حل کنند. توجه کنید ما به حل مشکل اشاره و حتی تاکید داریم. اگر نه فراموشی و کنار گذاشتن آن جز آن که مساله را بغرنج‌تر کند، تاثیری ندارد. در کل در میان زوج‌های مختلف، بسته به شرایط اقتصادی، اجتماعی، تحصیلی، فرهنگی و... اختلافات به‌وجودآمده شکل متنوعی به خود می‌گیرند.

این درگیری‌های خانوادگی، به هر دلیلی که باشد، چقدر روی فرزندان تاثیر نامناسب می‌گذارد؟

اختلافات خانوادگی تاثیر فراوانی روی فرزندان دارد. این تاثیرات بسته به نوع نزاع و سن بچه متغیر است، اما نکته قابل توجه تاثیرپذیری کاملا مستقیم و مشهود است. باید دقت کرد که خانه اساسی‌ترین محل تربیت کودک و حتی نوجوان است. بنابراین کودک و نوجوان هر آنچه را که ببینند، در حافظه ضبط کرده و جایی دیگر بروز می‌دهند. وقتی اینها از همان سن کم با روش پرخاشگری و نزاع والدین‌شان در حل مساله روبه‌رو شوند، همین را یاد گرفته و نزاع و ستیزه‌جویی به روش حل مساله‌شان تبدیل می‌شود.

یعنی فرزندان این خانواده‌ها در زمان بروز اختلاف، به جای حل اختلاف به شکل منطقی به نزاع و پرخاشگری متوسل می‌شوند؟

دقیقا این اتفاقی است که می‌افتد. بچه‌ها یاد می‌گیرند که به جای حل مساله به روش منطقی و با کمک تحلیل و درک صحیح از اتفاق که متاسفانه آن را یاد نگرفته‌اند، به خشونت متوسل شده و به این طریق سعی در حل معضل پیش‌آمده دارند.

این رفتار در چه زمانی خودش را نشان می‌دهد؟

هر زمانی که مساله مطابق میل‌شان نباشد، موضوعی آزارشان دهد، یا در نقطه‌ای که نتوانند به خواسته‌شان برسند و... این اختلافات امکان دارد در زمان مواجهه بچه‌ها با گروه همسالان و حتی ارتباط با بزرگسالان دیده شود.

آیا امکان دارد این بچه‌ها حتی رودرروی والدین‌شان بایستند؟ یعنی به نوعی با بازگشت خشونت به خانواده روبه‌رو شویم؟ یا حتی فرزندان از یکی از والدین دفاع و در حین درگیری با دیگری مقابله کنند؟

امکان همه این‌ها هست. واقعیت این است که در حین بروز رفتار پرخاشگرانه، احترام رفتاری، کلامی و... از بین می‌رود. حتی شکست این حرمت‌ها در رابطه بین فرزند و والدین هم دیده می‌شود. بنابراین امکان دارد که فرزند رودرروی یکی از والدین، یا حتی هر دوی آنها بایستد و با آنها رفتار نامناسب پرخاشگرانه داشته باشد. یعنی همان الگوی رفتاری که از والدین آموخته، در مقابل خودشان بروز دهد.

در زمان پرخاشگری، بچه‌ها همان رفتار والدین را بروز می‌دهند یا امکان تاثیرپذیری و الگوگیری به شکل دیگری هم هست؟

از نظر روان‌شناسی، حتی جامعه‌شناختی، خانواده یک سیستم محسوب می‌شود. در هر سیستم همه ارگان‌ها با هم ارتباط داشته و روی هم تاثیر می‌گذارند. اگر در این سیستم، یک عضو ناقص عمل کند، به طور مثال ناهنجاری رفتاری داشته باشد، بر کل گروه تاثیر می‌گذارد.

به نظر می‌رسد که فرزند خارج از چرخه نزاع نیست.

دقیقا همین طور است. فرزند خارج از نزاع قرار نمی‌گیرد، وارد چرخه می‌شود، بلکه در حین نزاع که گاه به خشونت فیزیکی هم می‌رسد، بشدت از نظر روحی و روانی آسیب می‌بیند و تحریک و تضعیف ذهنی می‌شود. در این جریان هرچند که او مقصر نیست، اما معمولا از سوی والدین <مقصر> جلوه داده می‌شود. به طور مثال مادری که هر روز به فرزندش اعلام کند که اگر تو نبودی، از هم جدا می‌شدیم، در رشد خصلت گوشه‌گیری، گناه و شرمساری در فرزندش تاثیرگذار است. این فرد (کودک یا نوجوان)‌ خودش را مسوول اتفاقی می‌داند که در بروز آن گناهی ندارد. در این شرایط امکان تضعیف اعتماد به نفس بشدت وجود دارد. حتی این فرد در ادامه زندگی، مدرسه، دانشگاه، محل کار و... همیشه خودش را مسوول اتفاقات و مشکلات می‌داند.

پس همیشه افراد پرورش‌یافته در این نوع خانواده‌ها پرخاشگر و عصبی نیستند؟

بله، همیشه بچه‌های خانواده ناآرام، پرخاشگر نمی‌شوند. گاهی آن رفتارهایی را بروز می‌دهند که گفتیم. بعضی مواقع بچه‌ها بشدت دچار ترس می‌شوند، به طوری که قدرت مقابله با امور حتی ساده را از دست می‌دهند. این زمان کودک یا نوجوان کاملا در خود فرورفته می‌شود. به طور کلی از نظر عموم ترسو یا خجالتی لقب می‌گیرد.

میزان و نوع جنجال‌های بین والدین با شدت تاثیرپذیری و آسیب‌پذیری فرزندان ارتباط دارد؟

بله، قطعا این طور است. حساب کنید مثلا خانواده‌ای که به خشونت فیزیکی می‌رسند، تاثیر مخرب بیشتری نسبت به گروهی دارند که تنها جدال لفظی می‌کنند یا حتی اینها که در جدال، از الفاظ ناپسند استفاده می‌کنند، به مراتب آسیب‌زایی بیشتری برای فرزندشان به نسبت آنها که داد می‌زنند، ایجاد می‌کنند. به هرحال به نسبت رشد خشونت، تخریب هم بیشتر می‌شود، تخریب بیشتر یعنی تاثیرگذاری عمقی‌تر.

آیا جنسیت، سن و ویژگی‌های رفتاری‌  اخلاقی انسان‌ها می‌تواند زمینه‌ساز تاثیرات مختلف شود، یعنی در شرایط یکسان، 2 نفر با شاخصه‌های متفاوت، تاثیر مختلفی می‌گیرند؟

بله. به شکل کلی دخترها حساس‌ترند. این گروه از نظر عاطفی شکننده‌ترند و بیشتر آسیب می‌بینند. هر چند در این میان استثنا هم وجود دارد؛ اما طبق آمارگیری‌ها دختران در شرایط بحرانی و خانواده ناآرام، بسته به شدت خشونت و ویژگی‌های شخصیتی، درجاتی از افسردگی را بروز می‌دهند.

پسرها قوی‌ترند یا خشن‌تر؟

پسرها بیشتر عصبی و کلافه می‌شوند. کنش و واکنش‌های خشونت‌آمیز در بین‌شان بیشتر است. آمارگیری‌ها نشان می‌دهد که پسرها قابلیت بیشتری دارند تا در زمان بروز نزاع خانگی، نرسیدن به حس رضایتمندی در خانه، آرامش، دریافت عواطف و... خانه‌گریز شوند. این جمله معنی‌اش خانه‌گریز نبودن دخترها نیست؛ بلکه اتفاقا اکثر مواقع در پسرهای نوجوان دیده می‌شود.

در مورد ویژگی‌های اخلاقی  رفتاری چطور؟

خب، ویژگی‌های خلقی  شخصیتی هم تاثیرگذار است. به طور مثال بچه‌های درونگرا، معمولا خجالتی و ترسو می‌شوند،‌ در حالی که افراد برونگرا و اجتماعی، پرخاشگر و عصبی رفتار می‌کنند. همچنین آنهایی که اعتماد به نفس کمی دارند، مردم‌گریزی می‌کنند و در کل تحقیقات نشان می‌دهد که شکل تاثیرات با تفاوت‌های سنی، محیطی، جنسی، اخلاقی و... مشکل‌ جدیدی به خود می‌گیرد.

شما در خلال گفته‌هایتان به خانه‌گریزی اشاره کردید. آیا این خانه‌گریزی مربوط به زمان بحرانی نزاع است یا می‌تواند به فرار از خانه هم تبدیل شود؟

هردوی اینها بسته به نوع و شدت نزاع‌ها و ویژگی‌های کودکان امکان وقوع دارد.

همین فرار از خانه یا حتی خانه‌گریزی در زمان محدود نزاع هم می‌تواند سرمنشاء بروز ناهنجاری‌های رفتاری و حتی بزه‌های اجتماعی شود؟

متاسفانه همین طور است. اصلا ابتدای شکل‌گیری ناهنجاری‌های رفتاری و شخصیتی به زمان کودکی فرد و مواجهه‌اش با نزاع و جدال خانگی می‌رسد. یعنی طی این دوران که شاید حتی از خانه هم خارج نشده، تحت تاثیر والدین قرار گرفته و الگوبرداری کرده، یعنی بشدت آسیب دیده است.

یعنی حتی می‌تواند بزهکار اجتماعی باشد یا نه، تنها زمینه‌اش را دارد؟

هر دوی اینها هست. بستگی به شرایط محیطی و ویژگی‌های فردی دارد، اما نمی‌شود آسیب‌های خارج از خانه را هم انکار کرد، خصوصا این که این گروه از بچه‌ها به علت نداشتن پشتوانه مناسب، آرامش کافی، بهره‌مندی از عواطف، قدرت درک و تمیز خوب از بد و...  راحت‌‌تر جذب رفتارهای ناهنجار یا گروه‌هایی با این ویژگی‌ها می‌شوند.
باید دقت کرد فرزندان خانواده‌های ناآرام قابلیت بالاتری برای تاثیرپذیری از رفتارهای نامناسب دارند.

و خروج از خانه هم مزید بر علت می‌شود؟

حتما. خروج از خانه امکان مواجهه آنها را با گروه‌های نامناسب دوستی، دیدن و مشاهده رفتارهای ناشایست، نزدیک شدن به محیط‌های آسیب‌زا و بروز و رخداد اتفاقات ناخوشایند را بالا می‌برد. به طور مثال کودکی که در خانه ناآرام محبت کافی نمی‌گیرد، براحتی جذب گروه دوستی می‌شود که رفتار و اعمال خلاف عرف و قانون اجتماع دارد. در این میان هرچند گریز از منزل برای هر دو جنس خطرناک است؛ اما به نظر می‌رسد دخترها آسیب‌پذیرترند.

راهکارهای پیشنهادی در این شرایط چیست؟

به نظرم بهترین روش در شرایط موجود، جلوگیری از بروز تنش و حل اختلافات به شیوه منطقی و به دور از هر گونه جنجال و کشمکش است. برای رسیدن به این مرحله نیاز به آموزش حل معضل منطقی و معقول به والدین است. این زوج‌ها باید بلد باشند چطور با هم صحبت کرده و اختلافاتشان را حل کنند. آشوب‌طلب و جنجالی نباشند. درکل به بلوغ فکری و شخصیتی رسیده باشند تا از بروز نزاع دوری کنند. به هر حال روش ساده و در دسترس، پنهان کردن نزاع از چشم فرزندان است که در درازمدت امکان ندارد.

روش حل معضل برای والدین و فرزندان چیست؟

مراجعه به درمانگر، مشاور تربیتی  روانی خانواده و افراد کارشناس، گام اول برای حل معضل و کاهش آسیب است؛ اما در همه شرایط کمک به بهبود رفتاری کودک آسان‌تر است، چون کودکان آموزش‌پذیرترند و سریع‌تر الگو می‌گیرند.
در نتیجه همان طور که بسرعت ناهنجاری رفتاری را کسب می‌کنند، رفتارهای هنجار را یاد گرفته و بروز می‌دهند.
همچنین مسوولان مدارس هم با دیدن نشانه‌های آسیب‌پذیری، بهتر است خانواده و فرزندشان را به درمانگر ارجاع دهند. در کل تحقیقات نشان داده که زندگی در خانواده ازهم‌گسیخته و دچار طلاق شده، ضربات کمتری نسبت به خانواده متشنج دارد، اما این جمله معنی‌اش ترویج طلاق و سوق دادن افراد به جدایی نیست؛ بلکه باید به درمان و بهبود شرایط هم برای سلامت روانی والدین و هم جلوگیری از آسیب‌پذیری و بروز ناهنجاری و بزه اجتماعی در فرزندان اقدام کرد.

حدیث ضابطی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها