خوشبختانه چراغ خاموش به عنوان یک برنامه گفتگومحور مورد استقبال قرار گرفته است.
البته بیسابقه نبوده. ما در سالیان گذشته هم شاهد اقبال مردم از برنامههای گفتگومحور بودهایم. تجربه نشان داده است که در هر دوره چنین برنامهای مورد استقبال قرار میگیرد که در این دوره هم چراغ خاموش پیشرو است.
فکر میکنید چه ویژگیهایی باعث شده است چراغ خاموش با این اقبال روبهرو شود؟
به عقیده من، انعکاس بیپرده و صریح مشکلات جامعه، گزارشهای بیسابقه و هشداردهنده و گفتگوی شفاف با مهمان برنامه البته همراه با احترام و حفظ شان او از ویژگیهای بارز برنامه ماست.
شما هم با همین پیشبینی اجرای این برنامه را پذیرفتید؟
بله. من چراغ خاموش را برنامهای جدی با رویکرد انتقادی نه به معنای نقد صرف و نه به معنای توهین، بلکه نقدی سازنده و راهبردی درخصوص کمبودها و وعدههای به سرانجام نرسیده میدانم. به همین دلیل هم اجرای آن را پذیرفتم و فقط در جایگاه مجری وارد گروه شدم.
پس در زمینه ارائه طرحها کمکی نمیکنید.
متاسفانه آنقدر مشکلات مردم زیاد است که حتی اگر من هم سوژهای بدهم و چراغ خاموش تا چندین سال هم ادامه یابد، باز هم مجال نمایش همه آنها نیست.
و البته همه مشکلات هم قابل پخش نیست.
به هر حال رسانه به دلیل فراگیری و مخاطب عامی که دارد، محدودیتهایی را هم باید رعایت کند؛ چراکه رسانه جایگاه این نیست که همه چیز واضح بیان شود، به دلیل این که حریمهایی وجود دارد.
پس قاعدتا سوژههایی بوده که اجازه پیگیری نیافتهاند.
عرض کردم محدودیتهایی وجود دارد و ما هم بر همین اساس تا جایی که به کسی برنخورد و حرمت کسی خدشهدار نشود و مخصوصا احترام و اخلاق ملی ضربه نخورد، پیگیری میکنیم. در غیر این صورت قطعا اقدام نخواهیم کرد.
این محدودیتها تا چه حد در اجرای شما به عنوان مجری یک برنامه زنده موثر است؟
به طور کلی، اجرای برنامه زنده در صداوسیما با حساسیت زیادی همراه است و طبعا به همان دلایلی که در پاسخ سوال قبلی شما گفتم، بیتاثیر روی اجرای من نیست؛ چراکه ممکن است در بحث چالشی به وجود بیاید که اگر ادامه یابد، به تنش منجر شود. بدون تردید وقتی برنامه دچار تنش شد از سوی دیگر جامعه دچار تنشهای ذهنی میشود و چون سیاست رسانه این است که از تنش در جامعه جلوگیری کند، باید این پرهیزها اعمال شود.
موافقید که این سیاست رسانه به طور بارزی در برنامههای زنده وجود دارد؟ چون در برنامههای دیگر قابلیت حذف و سانسور وجود دارد تا این تنشها ایجاد نشود، ولی در برنامه زنده اجرای این سیاست به عهده مجری است.
همین طور است. اصلا وظیفه برنامه زنده شفافسازی، اطلاعرسانی شفاف و پاسخگویی صریح و منطقی است؛ البته در پوششی از حرمت، احترام و ادب. مجری یک برنامه زنده باید به این اهداف اشراف داشته باشد که بتواند برنامه را اداره کند. در حقیقت رسانه به او اعتماد کرده و وی را به عنوان کسی شناخته که میتواند از 2 طیف پاسداری کند؛ اول رسانه به عنوان جریانی فرهنگساز و دوم مخاطب.
اما این خودش یک محدودیت است.
اصلا وظیفه مجری همین جاست که تمام اینها را در عین آراستگی سخن، شفاف و صریح بیان کند.
فکر میکنم با تمام این محدودیتها تا حدودی رسالت خود را انجام دادهاید؛ یعنی صریح و شفاف و با حفظ همان جایگاهها طرح سوژه کردهاید. به طور عمده سوژهها را چطور شکار میکنید؟
بعضی طرحها به وسیله مردم ارائه میشود. خوشبختانه آنها از طریق تلفن یا پیامک، سوژههایی را که دغدغهشان است به ما پیشنهاد میکنند و ما آنها را در اختیار گروه تحقیق و برنامهساز قرار میدهیم تا برای تهیه گزارش پیگیری کنند.
همان طور که گفتید، برنامه گذشته شما درباره فعالیت غیرقانونی آتلیههای عکاسی بود. آیا تماسی از طرف نیروی انتظامی صورت گرفت تا برای پلمب این اصناف اقدام کنند؟
موردی نباید برخورد کنیم. مثلا اگر ما 3 مغازه را در این برنامه نشان دادیم، قطعا تعداد خیلی زیادی مشابه اینها وجود دارد و ما قادر به نمایش همه آنها نیستیم، پس نمیتوانیم متوقع باشیم که مسوولان سراغ همان تعداد محدود بروند.
حق با شماست، ولی بالاخره باید از جایی شروع کرد یا نه؟
بله. اما این یک جریان است که باید به صورت ریشهای با آن برخورد شود. نباید گفت چون چراغ خاموش فلان شغل یا حرکت را نقد کرده، پس باید با آنها برخورد شود. بلکه باید همه نهادهای ذیربط همکاری کنند تا یک جریانسازی قوی صورت بگیرد.
برای اینکه از بحث چراغ خاموش دور شویم، میخواهیم مجری برنامه از این مجموعه انتقاد کند!
راستش تا به حال به این قضیه فکر نکردهام و البته فرصت هم نکردم که این کار را بکنم. متاسفانه یا خوشبختانه چون برنامه زنده است، من قادر به تماشای آن نیستم. باید زمان بگذرد و من در فرصتی نوارهای برنامه را ببینم آن وقت نظر بدهم.
برای اینکه از مقوله اجرا به بازیگری پلی بزنیم، بگویید آیا با این نظریه موافقید که یک بار تجربه اجرا برای یک بازیگر میتواند در نقشآفرینی او تحولی ایجاد کند؟
مخالفتی هم با این موضوع ندارم. کسی که واقعا توانایی اجرا دارد، چرا تجربه نکند؟ ولی فراموش نکنید اجرا و بازیگری دو حوزه متفاوت هستند، یعنی اینکه انسان در اجرا با یک مقوله و در بازیگری با مسالهای دیگر طرف است، ولی با تمام این حرفها این دو ریشهای مشترک به نام هنر دارند.
خود شما ظاهرا در زمینه بازیگری کم کار شدهاید.
اتفاقا نه! من در حال حاضر مجموعه «یوسف پیامبرع» را در حال پخش دارم. چند وقت پیش دو تله فیلم از من روی آنتن رفته است. آخرین روزهای تصویربرداری یک مجموعه با موضوع منجی و موعودگرایی را پشتسر میگذارم و برای یک سریال تلویزیونی هم مذاکره کردهام، تست گریم هم انجام شده، ولی فعلا اجازه بدهید درباره این مجموعه صحبت نکنم.
ظاهرا فراموش کردید که بگویید. تلهتئاتری هم بازی کردهاید!
حق با شماست، تلهتئاتری با عنوان «ملودی شهر بارانی» را در نوبت پخش دارم. همانطور که حتما شما میدانید، این کار یکی از آثار نمایشی مرحوم اکبر رادی است که آقای هادی مرزبان به عنوان کارگردان هنری آن را جلوی دوربین بردهاند.
غیر از شما چه کسانی در این کار حضور دارند؟
در این کار شهره لرستانی، امید زندگانی، آزاده صمدی، علی بیغم، مسعود حشمت و آفرین چیتساز نقشآفرینی میکنند.
رویکرد مخاطب به ملودی شهر بارانی را چطور پیش بینی میکنید؟
در حال حاضر تله تئاتر در کشور ما مخاطب خاص دارد، به دلیل اینکه از شبکه خاصی هم پخش میشود. با این حال فکر میکنم با توجه به گروه مجری این تله تئاتر، بتوانیم در جذب مخاطب موفق باشیم.
درباره ویژگیهای نقش خودتان صحبت کنید.
نقش من دارای ویژگیها و گرههایی است که یک بازیگر علاقهمند است به آنها برسد و با آن دست و پنجه نرم کند. خود من چون کار با آقای مرزبان از آرزوهایم بود، اجرای این کاراکتر را پذیرفتم، امیدوارم که هنگام پخش مردم در این رابطه قضاوت خوبی داشته باشند.
گفتید که به همان نسبت که اجرا و بازیگری را دوست دارید، به موسیقی هم علاقهمند هستید، از آخرین فعالیتهایتان در این باره بگویید.
در حال حاضر منتظر هستیم آلبوم 3 و 4 گروه موسیقی «هفت» که یک پاپ تلفیقی است، تیرماه به بازار عرضه شود. جدا از این، در زمینه موسیقی سنتی به همراه گروهی که هستیم برای اجرای کنسرتی تمرین میکنیم و همزمان قطعات آن را برای ارائه در آلبوم جدید ضبط میکنیم.
کمی به عقب برگردیم، یادمان میآید آهنگ تیتراژ سریال «متهم گریخت» با صدای شما با استقبال زیادی روبهرو شد.
من فکر میکنم مردم بیشتر از شعر آن ترانه استقبال کردند به طوری که آن زمان هر کس من را میدید میگفت که این زبان حال ماست و تو انگار که داری از حنجره ما فریاد میزنی!
ظاهرا عنصر خواب هم چاشنی گفتگوی ما شده است!
(میخندد) با این حال من آمادگی ادامه مصاحبه را دارم.
ولی دیگر سوالی برای من نمانده، پس به عنوان حسنختام امیرحسین مدرس را تعریف کنید، در یک جمله!
کسی که در حال آموختن و به دنبال تجربههای جدید است.
و آخرین حرف... .
چیزی به ذهنم نمیرسد.
حالا متوجه شدید که خوابتان گرفته؟
(میخندد) شما که دیدید من همین الان از روی سن اجرا پایین آمدم.
بازخورد «چراغ خاموش»
اولین قسمت از چراغ خاموش امسال که مربوط به مشکلات یکی از استانها بود، بشدت مورد توجه واقع شد و نظرات مختلف و متعددی را برانگیخت. پس از آن برنامه مربوط به امنیت اجتماعی و شرکتهای خصوصی موج عجیبی ایجاد کرد و در درجه بعدی برنامهای که هفته گذشته پخش شد، گزارشهایی درباره آتلیهها و نقض حریم خصوصی شهروندان بود.
قطعا این گونه برنامهها تاثیرگذار هستند، اما توجه داشته باشید که فقط نباید این تاثیرگذاریها را در بین مردم سنجید؛ چرا که گاهی این برنامهها در میان مسوولان دولتی هم موج خاصی ایجاد میکند. به طور مثال به فاصله کوتاهی پس از پخش چند قسمت از برنامه که نمایش کاستیهای چند استان بود، دیدیم که برنامه تاثیر خودش را گذاشته و آن مشکلات برطرف شد و این نشان میدهد که رسانه، جایگاه مهمی در فرهنگسازی دارد. از طرف مقابل، در هشداردهی و تاثیر بر افکار عمومی هم بیتاثیر نیست.
مسعود حکمآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم