در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افخمی پس از سالها به تلویزیون بازگشت و اگر بار اول، داستانی تاریخی بهانه ورود او به سیما بود، این بار آتشنشانی و حال و هوای داستانی متفاوتی دستمایه کار او قرار گرفته است. برای نوشتن یادداشتی کامل درباره عملیات 125، هنوز زود است. تاکنون تنها یک قسمت از این مجموعه پخش شده و باید منتظر ماند و باقی قسمتها را دید؛ اما تا همین جا هم میتوان فهمید با چه نوع اثری مواجهیم. شاید ابتداییترین وصفی که بتوان درباره این مجموعه با پخش همین یک قسمت گفت، قصهگو بودن آن است؛ یعنی همان ابتداییترین وصفی که بهروز افخمی را به آن میشناسیم. افخمی فیلمنامهنویس و تدوینگر توانایی است و اگرچه فیلمنامه و تدوین این مجموعه به نام او نیست؛ اما حضور دستمایههای داستانی خاص او در فیلمنامه و شیوه تدوین مخصوص به خودش را در سکانس به سکانس این مجموعه میتوان حس کرد.
عملیات 125 تصویربرداری متفاوتی با سریالهای معمول تلویزیون دارد. تصاویر تا حد امکان به ارزش بصری نگاتیوی نزدیک شدهاند و وجود عمق میدان در نزدیکترین کلوزآپها هم مورد توجه قرار گرفته است. تصاویر این مجموعه تخت نیست و در کنار فیلمنامه موجز، تدوین دقیق و کارگردانی هوشمندانه که سرهمبندیهای معمول میزانسن تلویزیونی در آن دیده نمیشود، ارزش سینمایی پیدا کرده است. به نظر میرسد سریال عملیات 125 را باید در فضای تاریک و با خاموش کردن چراغ تماشا کنیم تا جزئیات آن را بهتر ببینیم و نمیتوان با آن همان گونه مواجه شد که با دیگر سریالها مواجه میشویم. در نمونههای ساخته شده اخیر تنها میتوان از سریال «روزگار قریب» نام برد که از این جهت وضعیتی مشابه دارد.
عملیات 125 داستان آتشنشانهاست. پیش از آتشنشان شدن، حین آموزش و پس از استخدام در آتشنشانی. قصه آدمهایی واقعی که برای این که با آنها همراه شویم و دوستشان بداریم، جزئیاتی از زندگی و ویژگیهای رفتاریشان را میبینیم که در نگاه اول، بیارتباط با کلیت موضوع داستان به نظر میرسد؛ اما همینهاست که به آنها شخصیت میدهد و برای مخاطب باورپذیرشان میکند. مهم است که اولین برخوردی که از عنایت میبینیم، اعتماد کردن به یک جوان باشد و این که از او بخواهد ماشینش را پس از باز شدن ترافیک جای ماشین خودش پارک کند. همچنین مهم است که در ادامه مخالفت عنایت با روش همکارش برای رهبری عملیات را هم ببینیم که به او یادآور میشود بادکنک باد کردن در این شرایط دردی را دوا نمیکند. تمام شوخیهای موجود در دیالوگها و موقعیتهای داستانی مهمند، حتی این که جوانی از آن بیکارهای علاف و از خودراضی از عنایت بخواهد برود کنار، چون مانع فیلمبرداری موبایلی او از ماجرای خودکشی است. جزئیات بازی عنایت در نقش عاقد؛ سرفهها، تهلهجه ترکی، عینک تهاستکانی و سیگار تعارف کردن و پس از آن ابراز خرسندی از سیگاری نبودن فرزاد همه در محبوب کردن شخصیت عنایت نزد مخاطب مهمند و نه فقط از این وجه که در مسیر معرفی شخصیت او هم نقش ایفا میکنند. عنایت در کل، آدم شوخطبعی است؛ گرچه در کار و بویژه آموزش نیروها آنقدر جدی است که با سوسولبازی و رعایت روشهای ایمنی که نتیجهای جز سرهمبندی آموزش ندارد، نمیتواند کنار بیاید.
عملیات 125 داستان آدمهای واقعی است. شخصیتهایی مثل فرزاد که عاشقپیشهاند و معتاد؛ اما چون جربزه دارند به عقیده عنایت میتوانند آتشنشان بشوند و مثل هادی، پسر عنایت که دانشجوی انصرافی متالورژی و فعلی جامعهشناسی است؛ اما میخواهد مثل پدرش آتشنشان بشود؛ چون از بانجی جامپینگ خیلی خوشش میآید! مابقی شخصیتها را هم در قسمتهای آینده خواهیم شناخت و احتمالا خواهیم دید که آنها هم به همین اندازه واقعی و ملموسند.
بهروز افخمی با ساخت این مجموعه نشان داد آن طور هم که میگویند فیلمسازی کمکار، وسواسی و گرانساز نیست و میتواند بسادگی و با آسان گرفتن برخی از المانهایی که بیدلیل لازمه فیلمسازی درست و بینقص عنوان میشوند، این بار نه در سینما که در خانههایمان برایمان قصه بگوید و ما را پای داستانش بنشاند، بخنداند و به دنبال کردن ماجرایی که هر بار نیمهتمام رها میشود، ترغیبمان کند.
مجموعه داستانی عملیات 125 جمعهها ساعت 23 از شبکه 5 سیما پخش و دوشنبهها ساعت 19 تکرار میشود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: