نقش رودخانه هیرمند در روابط ایران و افغانستان

اختلافات ایران و افغانستان بر سر حقوق مربوط به آب رود هیرمند نقش مهمی در روابط دو کشور داشته و مانع از همکاری آنها
کد خبر: ۱۸۳۳۱
شده است . در حالی که یک فاجعه محیطی ، سرزمین و مردم سیستان را تهدید می کند. فاجعه جغرافیایی که در رابطه با دریاچه هامون در سیستان در حال تکوین است ، تقریبا تکرار کامل ، ولی آهسته تر فاجعه ای است که هیدروپولتیک شوروی ها در زمینه دریاچه آرال به بار آورده است . در آنجا نیز انحراف آب رودهای سیر دریا و آمودریا (سیحون و جیحون ) سبب نابودی تدریجی آرال شده و فاجعه محیطی بزرگی را شکل بخشیده است . رودهای بسیاری به دریاچه هامون می ریزند؛ ولی هیرمند تنها رود دایمی در سراسر سال است و میزان واردات آب آن به هامون به تنهایی بیشتر از همه واردات آبی دیگر به هامون است . هیرمند از دیرباز شاهرگ حیاتی سیستان بوده و قطع چندساله آب این رودخانه از طرف افغان ها، حیات سیستان را به طور کاملا جدی به مخاطره انداخته است . هیرمند از کوههای شمال غربی کابل سرچشمه می گیرد و پس از طی 1050کیلومتر راه پرپیچ و خم ، به سوی سیستان ایران روان می شود. هیرمند در سراسر بسترش در خاک افغانستان ، واردات پر اهمیتی دارد که از آن جمله می توان به رود موسی قلعه و ارغنداب اشاره کرد. منطقه دلتای هیرمند 150هزار کیلومتر مربع بر آورد می شود که در بخش بالای دلتا در خاک افغانستان واقع است . اگر چه سالهای زیادی است که موجودیت مرزهای بین المللی میان ایران و افغانستان در میانه شاخه اصلی هیرمند در سیستان مورد پذیرش دو همسایه قرار دارد، اختلاف بر سر تقسیم آب هیرمند و دیگر حقوق مربوط به این رودخانه بین المللی هنوز حل نشده است . این وضعیت با تلاشهای متعدد در طول 120سال گذشته برای حل مساله یاد شده برجای مانده است.
آغاز اختلافات : مشکل اصلی از آنجا آغاز شد که رهبران سیاسی افغانستان تحت الحمایه بریتانیا در آغاز قرن بیستم ، رودخانه هیرمند را یک رود داخلی افغانی فرض کردند و هرگونه استفاده از آب آن را حق انحصاری افغانستان می دانستند. این فرض در حالی جامه عمل می پوشید که حکمیت ژنرال گلداسمیت در سال 1872 و مرزهای دو کشور را در دلتای هیرمند، روی شاخه اصلی رودخانه قرار داده بود و یادداشت 25سپتامبر 1904 سرهنگ مک ماهون انگلیسی به این اشاره می کند که : «دولت افغانستان نمی پذیرد که اختلافی بر سر مساله آب وجود دارد؛ زیرا موقعیت جغرافیایی آنها، آنان را تنها صاحبان سراسر هیرمند، واقع در بالای بند سیستان می سازد.» و با برداشتی این گونه ، حاکمان تحت الحمایه انگلستان در افغانستان ، حقوق مردم بخش پایین رود هیرمند را حرمت ننهادند. تغییر مسیر رودخانه در دلتا در سال 1886 سبب بروز اختلافات تازه ای شد و بار دیگر مک ماهون در سال 1903 مامور شد که مرزهای تازه ای را تعیین و نشانه گذاری کند. البته مرزهای تازه مک ماهون در عمل همان مرزهایی بود که ژنرال گلداسمیت تعیین کرده بود. با این تفاوت که مک ماهون در سال 1905 دست به تقسیم آب زد و خود این اقدام مشکلات بیشتری را آفرید و براساس تقسیم ، دو سوم آب هیرمند را در دلتا به افغانستان داد و یک سوم آن را به سیستان ایران ، که حاصلخیزتر و پر جمعیت تر از منطقه مجاور در افغانستان یعنی «نیمروز» است . در سال 1939 با گسترش روابط دوستانه میان دولت مرکزی رضاشاه در ایران و دولت تازه استقلال یافته محمد نادرشاه در افغانستان ، برای حل مساله آب هیرمند پیمانی به امضای دو همسایه رسید. به این ترتیب که ایران و افغانستان توافق کردند که همه آب هیرمند از بند کمال خان ( 47کیلومتر در داخل خاک افغانستان نسبت به مرز ایران ) به سهم مساوی تقسیم شود. این پیمان هر چند از دید ایران ، پیشرفت چشمگیری به حساب می آمد؛ اما نتوانست مهرپایانی بر اختلافات دو کشور بنهد؛ چرا که افغان ها میان خود به توافق نرسیدند و به دلیل دگرگون شدن اوضاع سیاسی ایران در جنگ جهانی دوم و نیز تبعید رضاشاه در سال 1941، افغان ها از تصویب پیمان سر باز زدند.
اختلافات تازه و دخالت ایالات متحده امریکا
در سال 1949، ساختمان دو سد بزرگ (سد مخزنی کجکی و سد انحرافی بغرا) در افغانستان ، باعث اعتراض شدید ایرانیان شد و اختلافات تا سال 1973 ادامه یافت تا این که بامیانجیگری ایالات متحده امریکا، دو کشور توافق کردند و پیمان تازه ای را درباره چگونگی سهم آب هر یک در بخش دلتای هیرمند امضائ کردند که هرگز به تصویب نرسید. براساس این پیمان نافرجام قرار بود 22مترمکعب در ثانیه از آب هیرمند در دلتا به عنوان سهم ایران در نظر گرفته شود و با خرید 4متر مکعب آب توسط ایران ، این میزان به 26مترمکعب در ثانیه برسد. ولی باز افغان ها از پذیرش آن خودداری کردند، همچنین کودتای سال 1973 افغانستان ، مانع تصویب پیمان در آن کشور شد. سرنگونی دولت پهلوی در سال 1979 و پیروزی انقلاب و نیز سرنگونی دولت نجیب الله ، دست نشانده شوروی در سال 1992 و ادامه هرج و مرج در افغانستان ، سبب سست شدن کنترل اداری و فنی آب هیرمند در آن کشور شده و جریان آزاد سیلاب ها در دلتا، زندگی دوباره دریاچه هامون را برای یک دوره موقت موجب شد.
تجدید حیات هامون
در سال 1360 پس از سیلاب عظیمی که در سیستان به وقوع پیوست ، دریاچه هامون بیشترین حجم خود را آبگیری کرد؛ اما برخی نهادهای دولتی با هدف خدمت و برای در امان نگهداشتن مردم حاشیه جنوبی و اراضی زراعی و دامداری از خطر سیلاب ، سرریز طبیعی رودخانه شیله را تخریب کردند و این دخالت نابجا در یک عملکرد طبیعی باعث شد تا از آن سال به بعد باوقوع سیلاب در این دریاچه ، بلافاصله بخش وسیعی از این سیلاب و آب دریاچه به داخل خاک افغانستان برگردد، در حالی که در غیر این صورت جنگلها و مراتع طبیعی بسیار مناسبی در حاشیه دریاچه به وجود می آمد و یا این که در سال 1364 توسط اداره شیلات و جهاد سازندگی ، بچه ماهی علفخوار کپور به دریاچه هامون وارد شد که این امر باعث از بین رفتن پوشش گیاهی وسیع دریاچه و بیش از 70هزار هکتار از نیزارهای دریاچه شد.
ادعای جدید افغانستان
افغان ها معتقدند با این که کودتای 1973افغانستان ، مانع تصویب قرارداد آب هیرمند میان ایران و افغانستان شد، اما ایران از سهم 26مترمکعب در ثانیه خود از هیرمند استفاده کرده است . بااین حال مدت اعتبار این قرارداد نیز به پایان رسیده است و اگر ایران خواهان جریان یافتن آب هیرمند است ، باید قرارداد تازه ای را با دولت افغانستان منعقد کند و حقابه آن را نیز بپردازد و بر این اساس است که جریان آب هیرمند به دریاچه هامون قطع شده است . آنها مدعی هستند که این مطالب به اطلاع دولت ایران نیز رسیده است و اگر امسال (1381) آبی در هیرمند جریان یافته به احترام درخواست آقای خاتمی از حامد کرزای بوده است.
راهکارهایی برای حل بحران آب هیرمند و هامون
با توجه به اختلافات پیش آمده میان ایران و افغانستان ، از آنجا که دولت ایران حسن نیت خود را به مردم افغانستان در طول دوران جنگ افغانستان ، نشان داده و جمعیت نزدیک به 4میلیون نفر آواره افغانی را در دو دهه اخیر در ایران جای داده که خود همین مساله یکی از مهمترین مشکلات ایران را در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی فرهنگی و سیاسی به وجود آورده است ؛ اما افغان ها در مساله آب هیرمند ماهیت خودشان را نشان دادند، با این حال می توان راه حل هایی برای مساله آب هیرمند در نظر گرفت ، از جمله این که:
1- سیاسی نکردن مساله آب هیرمند هم درافغانستان و هم در ایران.
2- تقسیم آب هیرمند میان سرزمین های سیستان و نیمروز براساس نیازمندی های سالانه هر یک به آب
3- احداث کانال هایی منظم و منطقی برای تثبیت تقسیم مساوی آبهای کشاورزی و برای جلوگیری از سوءاستفاده از آب یا هدر رفتن آن.
4- بهسازی کرانه های دریاچه هامون و شیله شلاق.
5- طرح مشترک برای سرمایه گذاری درزمینه ساختن سدهای مخزنی و کنترلی درمکان های شایسته واقع در بخش های پایینی محل پیوستن شاخه ارغنداب به اجرا درآید.
6- دو ملت ایران و افغانستان با این حقیقت آشنایی کامل پیدا کنند که رود هیرمند، پس از دریافت ارغنداب بویژه پس از بند کمال خان حق انحصاری هیچ یک از طرفین نیست و این که هریک از دو سرزمین سیستان ایران و نیمروز افغانستان حقوقی به اندازه های نیاز آبی و آبیاری خود دارند. در پایان امیدواریم که ایران بتواند از همه امکانات و توان خود برای گرفتن حقابه ای که قانونا به مردم ایران تعلق دارد، استفاده لازم را ببرد. ان شاءالله.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها