قصه
همیشه آن را به نوعی حس کردهایم، انگار که در نزدیکی ماست. بارها علائم و نشانههایش را دیدهایم، ولی هیچ وقت آن را جدی نگرفتهایم؛ اما حالا دارد اتفاق میافتد و از راه میرسد. الیوت مور (با بازی والبرگ) یک کارمند معمولی است که در حومه شهری شلوغ زندگی میکند. او در کنار دو فرزند و همسرش آلما (با بازی دشانل) زندگی آرامی دارد؛ اما این اواخر اتفاقات عجیب و غریب کوچکی رخ میدهد که هیچیک از اهالی، توجه ویژهای به آنها نشان نمیدهند. این اتفاقات مربوط به تغییرات ناگهانی آب و هوایی است؛ بادهای تندی که میوزد، درخت وسط خانه همسایه بغلی آنها جولین (با بازی لگوئیزامو) را از بین میبرد. جولین که کمی خرافاتی هم هست، بشدت نگران است و این تغییر آب و هوایی را تعبیر بدی میکند.
وی به خانواده مور میگوید، این محل را ترک کنند. بزودی وضعیت جوی خراب میشود و یک بحران طبیعی که میتوان آن را یک سونامی در خشکی نامگذاری کرد از راه میرسد. بسیاری از خانهها از بین میرود و عدهای کشته میشوند. اهالی فرار میکنند. الیوت که نگران خانوادهاش است، در بین جماعت فراری قرار دارد. او میخواهد همسر و فرزندانش را به منطقهای امن برساند؛ اما این بحران طبیعی دستبردار نیست و همان طور که به دنبال اهالی میآید، عظیمتر و حجیمتر میشود. بزودی این بحران تبدیل به یک بحران عمومی و بزرگ میشود که موجودیت کل مردم کره خاکی را مورد تهدید قرار میدهد. آیا نیروهای بیگانه فضایی در پشت سر این بحران طبیعی قرار دارند یا این که پوسته زمین با تغییرات بزرگی روبهرو شده است و آیا الیوت میتواند خانواده و بقیه مردم کره زمین را از خطر مرگ و نابودی نجات دهد؟
نقد
تماشاگران فیلمهای شامالان که قبل از این «حس ششم»، «نشانهها» و «بانویی در آب» را کارگردانی کرده است عادت کردهاند که در قصه کارهای او به دنبال چیزی بیشتر از آنچه که در ظاهر دیده میشوند، بگردند و جستجو کنند. او که فیلمنامهنویس فیلمهایش هم هست، همیشه برگ برندهای در دست دارد که آن را در اواخر هر فیلمش ارائه میدهد و باعث شگفتی بینندههایش میشود. معمولا پایان فیلمهای این کارگردان را نمیتوان حدس زد، زیرا در دقایق پایانی آنها چنان چرخشهایی صورت میگیرد که کلیت قصه را تا 180 درجه عوض میکند.
جذابیت فیلمهای شامالان در این نکته اساسی است و «اتفاق» هم جدای از این وسوسه همیشگی نیست. فیلم خیلی ساده و معمولی شروع میشود. کارگردان قصهاش را به آرامی شروع میکند و بعد مشکلات را جلوی راه کاراکترهای اصلیاش قرار میدهد. نیروی بد ماجرا در اینجا هم چیزی است که بسادگی نمیتوان به آن لقب منفی داد و شباهت زیادی به عناصر بد فیلمهای دیگر ندارد.
در دقیقه 90 ماجرا هم چرخش اصلی رخ میدهد و باعث شوکه شدن تماشاچی میشود. شامالان برگی را رو میکند که بیننده اصلا انتظارش را نداشته است و همین مساله است که باعث بههم ریختن ذهنیت او میشود.
فیلم با نام «سیاره سبز» جلوی دوربین رفت و قرار بود با نام «تاثیر سبز» اکران عمومی شود؛ اما سازندگان آن که میترسیدند این نامها باعث لو رفتن اصل قصه شود، هنگام نمایش عمومی نام آن را تغییر دادند. از آنجا که فاجعه و شیوع بیماری در طول قصه فیلم به صورت کامل نشان داده نمیشود، (و دلیل امر هم بدرستی توضیح داده نمیشود) ممکن است برخی تماشاگران نتوانند مفهوم کلی قصه فیلم را درک کرده و متوجه شوند. با این حال فیلم سرگرمکننده و لذتبخش است. شامالان در چند سکانس فیلم تعلیق کاملی خلق و بیننده را بشدت درگیر خود میکند. در کنار این صحنهها، قصه فیلم در چند صحنه خود به تماشاچی زنگ تفریح میدهد تا بتواند خودش را آماده دیدار با صحنههای مهمتری کند و این همان کاری است که آلفرد هیچکاک استاد دلهره و تعلیق در چند کار درخشان خود مثل «مارش» و «پرندگان» انجام داد.
یکی از ضعفهای فیلمنامه این است که کاراکتر مارک والبرگ به طور طبیعی در برابر شیوع بیماری واکسینه است و این در حالی است که بسیاری از مردمی که در کنارش هستند، به بیماری دچار میشوند. احتمالا چون او کاراکتر اصلی و مرکزی فیلم است، باید به دلایل واهی مصون از هر بیماریای باشد!
«اتفاق» درخشش «حس ششم» را ندارد، ولی با این حال فیلمی مقبول است و منتقدین سینمایی آن را بهتر از «نشانهها» و «دهکده» میدانند. منتقدان سینما شامالان را در آغاز فعالیتهایش با استیون اسپیلبرگ مقایسه کرده و گفتند او اسپیلبرگ سده جدید است، ولی وقتی فیلمهای بعدی شامالان اکران عمومی شد، آنها این تعریف خود را پس گرفتند!
شامالان هنگام نگارش فیلمنامه مارک والبرگ را برای ایفای نقش اصلی در ذهن نداشت، به همین خاطر قبل از شروع فیلمبرداری با وی صحبت و مشاوره کرد و بعضی دیدگاههای این بازیگر را در فیلمنامه نهایی گنجاند.
«اتفاق» اولین فیلم شامالان است که بیش از
85 درصد قصه آن در فضای خارجی رخ میدهد. فیلم تماما به صورت پلان سکانس فیلمبرداری شد و هیچیک از سکانسها قطعی صورت نمیگیرد. فیلمبرداری کل فیلم 44 روز طول کشید و شروع فیلمبرداری درست 9 سال پس از شروع فیلمبرداری «حس ششم» بود.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم