افزایش محبوبیت دیرینشناسی در بریتانیا موج جدیدی از تلاشهای محققان در جستجوی دایناسورها را به وجود آورده است که این تلاشها بویژه در جزیره وایت در جنوب کشور انگلیس قابل توجه و چشمگیر بوده است. در هر منطقهای که توسط کاوشگران مورد بررسی قرار گرفته، فسیلهای متعلق به دایناسورها بیش از فسیلهای دیگر موجودات مورد توجه بوده و عناوین مهمترین اخبار علمی را به خود اختصاص داده است.
دایناسورها موجوداتی هستند که 65 تا 230 میلیون سال پیش ساکن کره زمین بودهاند.
در سال 1667 میلادی بخش بزرگی از استخوان ران یک دایناسور عظیمالجثه توسط دانشمندان مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. اگرچه آنها در آن زمان نمیدانستند این فسیل متعلق به دایناسورهاست، اما در نتیجه بررسیهای انجام شده دریافتند این استخوان متعلق به نوعی خزنده بسیار بزرگ است. این موجود را مگالوسپور نامیدند که در حقیقت نوعی دایناسور گوشتخوار بسیار بزرگ است. همچنین آنها توانستند فسیلهای دیگری از این موجودات را پیدا کنند که بررسی دندانهای آنها نشان میداد این موجودات که ایگوانادون نامیده میشوند، گیاهخوار بودهاند. ده سال بعد دانشمندان و محققانی که در این زمینه فعالیت داشتند، متوجه شدند که گروههای کاملا متفاوتی از این موجودات روزی ساکن این کره خاکی بودهاند که انواع کاملا متفاوتی از گروه خزندگان هستند که از نظر ظاهری با خزندگان امروزی تفاوت دارند و آنها را دایناسور نامیدند که از نظر علمی به عنوان سوسمارهای عظیمالجثه پذیرفته شدهاند. از آنجایی که این موجودات بسیار بزرگ از بسیاری جهات با موجودات امروزی متفاوت بودند، مورد توجه قرار گرفتند. در سال 1851 مجسمههایی از دایناسورها در اندازه واقعی آنها در نمایشگاه بزرگی که در بریتانیا برگزار شد، به نمایش گذاشته شد و به این ترتیب علم دیرینشناسی به جایگاه مهمی در کشف اسرار نهفته در خلقت موجودات دست یافت. شور و هیجان ایجاد شده در مردم پس از مشاهده فسیلهایی از دایناسورهای عظیمالجثه، توسط چارلز دیکنز، نویسندهای که میتوانست به آسانی و با انتشار کتابهایی ارزانقیمت بر افکار عمومی تاثیر گذارد، مورد توجه قرار گرفت.
در سال 1878، با کشف نمونههایی از دایناسورهای گیاهخوار در مناطق مختلف، دایناسورها از پتروداکتیلها یا خزندگانی که میتوانستند پرواز کنند و همچنین ایکتیوسورها یا همان خزندگان قدیمی که نسل آنها امروزه منقرض شدند، گوی سبقت را ربودند و از دیدگاه عمومی به اوج شکوفایی رسیدند. در سال 1897 نیز مقاله کامل و هیجانانگیزی درباره وجود سوسمارهای عظیمالجثه از عصر خزندگان در نواحی خشک و حارهای کشور آمریکا ارائه شد که نشان داد دایناسورها به عنوان پدیدهای طبیعی و کهن در افکار عمومی پذیرفته شدهاند.
در سال 1902، بارنوم براون در یک سفر اکتشافی برای نخستین بار فسیلهایی از یک دایناسور دو پا و گوشتخوار جمعآوری کرد که تیرانوساروکس و یا تیرکس نامیده شد. پس از این در دهههای 1920 و 1930 میلادی مجموعههای متنوعی از انواع فسیلهای متعلق به دایناسورها به نمایش درآمد. اگرچه هدف از این سفرهای تحقیقاتی، جستجوی فسیلهایی از انسانهای اولیه بوده است، اما محققان و کاوشگران در حین جستجو، ناگهان به فسیلهایی از دایناسورهای شاخدار و آشیانههایی که در آنها تخمهایی از این موجودات قرار داشت، برخورد کردند و همین موضوع سبب توجه آنها به این گروه از موجودات شد.
خزندگان، از گذشته تا امروز
اگرچه امروزه موجودات خزنده بسیار زیادی ساکن زمین هستند، اما اغلب این موجودات بسیار کوچک بوده و در میان زنجیره موجودات زنده تنها نقش بسیار کوچک و جزیی را به عهده دارند. این در حالی است که در دوره زمینشناسی مزوزوئیک که دوره خزندگان نامیده شده است، این موجودات بخش وسیعی از محیط زیست را به تصرف خود درآورده بودند و نهتنها در سرزمینهای خشک و کوهستانی بلکه در باتلاقها، مردابها و حتی اقیانوسها نیز رد پایی از آنها یافت میشد. اندازه این موجودات بسیار متغیر بود و گاهی خزندهای بزرگتر از فیلها نیز دیده میشد. از نظر ساختمان بدنی و شیوه زندگی نیز تفاوتهای زیادی میان گروههای مختلف خزندگان وجود داشت. خزندگان ابتدایی شباهت زیادی به دوزیستان اولیه داشتند و تشخیص آنها اغلب بسختی صورت میگرفت.
اما این شباهتها را میتوان به عنوان شواهد و دلایل ارزشمندی در شناسایی منشاء اولیه خزندگان در نظر گرفت.
بسیاری از خزندگان در مقایسه با موجوداتی که امروزه به عنوان مهرهداران طبقهبندی میشوند از ویژگیهای ظاهری متفاوت و جالب توجهی برخوردار بودهاند، اگرچه در میان این گروه موجوداتی نیز وجود داشتهاند که از ویژگیهای بسیار متمایزی برخوردار بودهاند و امروزه هیچ موجودی مشابه آنها یافت نشده است. در اواخر دوره زمینشناسی مزوزوئیک میان زیوی، خزندگان جانشین دوزیستان شدند. مزوزوئیک شامل 3 دوره ترمایسه، ژوراسیک و کرتاسه است. اگرچه در زمان ژوراسیک تعداد خزندگان به اوج خود رسید و انواع گوناگونی از خزندگان که از نظر ویژگیهای ساختاری و شیوه زندگی متفاوت بودند، به وجود آمدند، اما در سالهای آخر کرتاسه، بیشتر این خزندگان از بین رفته و منقرض شدند و تنها 4 گروه اصلی خزندگان باقی ماندند که امروزه تنها موجودات باقیمانده از خزندگان اولیه محسوب میشوند. یکی از مهمترین ویژگیهای تکاملی خزندگان سازگاری آنها با محیط خشکی بوده است. اغلب خزندگان مجهز به پوستی خشک و شاخی هستند که مانع از بین رفتن آب بدن و سازگاری آنها برای زندگی در خشکی میشود. علاوه بر این خزندگان اولیه میتوانستند تخمهایی تولید کنند که جنین آنها قادر بود روزی زمین و بیرون از آب نیز تکامل پیدا کند که این ویژگی نقش مهمی در سازگاری آنها داشته است.
چرا دایناسورها منقرض شدند؟
دایناسورها 65 میلیون سال پیش منقرض شدند، اما هنوز علت واقعی آن مشخص نشده است.
گروه از محققان سرمای شدید را عامل اصلی انقراض دایناسورها میدانند و گروهی دیگر برخورد یک شهابسنگ را علت این پدیده در نظر گرفتهاند. عدهای نیز خشکسالی را در نابودی این گروه از موجودات موثر میدانند. امروزه دانشمندان به اطلاعات بسیار زیادی درباره دوره زمینشناسی کرتاسه که همزمان با انقراض خزندگان اولیه و دایناسورها بوده است، دست یافتهاند. این دوره از 135 میلیون سال پیش آغاز شده و 70 میلیون سال پیش با مرگ ناگهانی دایناسورهای عظیمالجثه به پایان رسیده است، اما به نظر میرسد هنوز هم لازم است تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود. چگونگی از بین رفتن دایناسورها و موجودات دیگری که به خزندگان اولیه تعلق داشتند و همچنین افزایش تعداد گونههای پستانداران موضوعی است که هنوز پاسخ دقیقی برای آن یافت نشده است. اگرچه بسیاری از دلایل ارائهشده درباره این پدیده میتواند مرگ تدریجی آنها را توجیه کند، اما بدون شک نابودی ناگهانی و سریع این موجودات مستلزم وجود علل دیگری است. بسیاری از نظریات مطرح شده در این زمینه مبنی بر این است که دایناسورها به علت داشتن حساسیت نسبت به رشد گیاهان گلدار یا وقوع آتشفشان یا حتی ابتلا به نوعی بیماری خاص نابود شدهاند. گروهی از محققان بر این باورند که دایناسورها در نتیجه شیوع بیماریها و همچنین وقوع حوادث طبیعی به صورت تدریجی از بین رفتهاند و بر این اساس مبارزه این موجودات عظیمالجثه با حشرات ناقل بیماریها را عامل مهمی در ایجاد زمینههای مناسب برای انقراض کامل این موجودات دانستهاند. برخی از فسیلشناسان میگویند اصابت شهابسنگهای متعدد به زمین، آتشفشانهای پرقدرت و عظیم شبه قاره هند و همچنین تغییرات شدید آب و هوایی در پایان دوره کرتاسه، مجموعه عواملی هستند که هریک به نوبه خود نقش مهمی در نابودی دایناسورها داشتهاند. بیش از 65 میلیون سال پیش و در اواخر دوره کرتاسه، شهابسنگ بسیار بزرگی به زمین اصابت کرد که در اثر آن حفره عظیمی تا عمق یککیلومتری از سطح زمین ایجاد شد.
پیش از این تصور میشد این شهابسنگ عامل اصلی انقراض دایناسورها و دیگر خزندگان اولیه بوده است، اما مطالعات و تحقیقات جدید دانشمندان حاکی از آن است که این شهابسنگ بهتنهایی نمیتواند عامل انقراض دایناسورها در کره زمین باشد، چرا که برخورد این شهابسنگ به زمین 300 هزار سال پیش از نابودی کامل حیات موجودات در سطح زمین بوده است و حتی پس از این حادثه نیز بسیاری از موجودات دریایی سالها به حیات خود ادامه دادند.
از سوی دیگر، حفره به جای مانده از برخورد این شهابسنگ یکی از هزاران آثار مخرب به جای مانده از برخورد شهابسنگهایی مشابه در سطح زمین است.
بهطور کلی میتوان گفت احتمالا برخورد شهابسنگها به سطح زمین سبب ایجاد زمینلرزهها و سونامیهای متعددی شده است. غبار ایجاد شده در نتیجه این برخوردها وارد جو شده و با ایجاد مانعی در برابر تابش نور خورشید منجر به نابودی گیاهان که منبع اصلی تغذیه جانوران بودهاند شده است. بهنظر میرسد با وقوع چنین پدیدههایی، دمای هوا به میزان قابل توجهی در سطح زمین کاهش یافته و پیش از افزایش مجدد، ریزش بارانهای اسیدی و آتشسوزیهای ناگهانی سبب از بین رفتن موجودات زنده است. با توجه به آنچه مورد بررسی قرار گرفت، میتوان گفت نظریات فراوانی درباره ناپدید شدن ناگهانی خزندگان ابتدایی مطرح شده است و این در حالی است که بر اساس یک نظریه ساده و ابتدایی گفته میشود پستانداران، تخمهای خزندگان بزرگ را خوردهاند یا اینکه تغییرات آبوهوایی مانند کاهش دما و رطوبت هوا شرایط نامناسبی را برای حیات خزندگان بهوجود آورده و با از بین رفتن خزندگان، موقعیت مناسبی برای اقامت پستانداران اولیه به وجود آمده است که بتدریج در دورههای زمینشناسی بعدی تکامل یافتهاند.
کشف اسراری درباره دایناسورها
میلیونها سال پیش و حتی پیش از اینکه انسانها به وجود آیند، دایناسورها ساکن زمین بودهاند و در دوره زمینشناسی مزوزوئیک که به عصر خزندگان معروف است، در کنار دیگر خزندگان ابتدایی زندگی میکردند.
دایناسورها به گروه موجودات خزنده متعلق بودند و از طریق تخمگذاری تولید مثل میکردهاند و در زمانهای مختلف، انواع متفاوتی از این موجودات زنده عظیمالجثه زندگی میکردهاند، اگر چه هیچیک از دایناسورها قادر به پرواز نبوده و هیچ گروهی از این موجودات نیز ساکن آبها و دریاها نبودهاند. طول بزرگترین دایناسورها بیش از 30 متر بوده است و این در حالی است که دایناسورهایی که جثه آنها به اندازه یک جوجه بوده است به عنوان کوچکترین دایناسورها شناخته شدهاند. اینکه دایناسورها چه رنگی بودهاند، چه صدایی داشتهاند، رفتار و حرکات آنها چگونه بوده است یا اینکه چطور جفتگیری میکردهاند، سوالات و معماهایی است که پاسخگویی به آنها از بررسی فسیلهای یافتشده از این موجودات امکانپذیر نخواهد بود.
حتی تعیین جنسیت فسیلهای یافت شده نیز اغلب دشوار است. دایناسورها برخلاف خزندگان دیگر مانند مارمولکها، دارای پاهایی بلند و کشیده بودهاند و به همین دلیل میتوانستهاند بهراحتی بدن خود را بالاتر از سطح زمین نگاه دارند. آنها به آسانی روی زمین حرکت میکردند و حتی گروهی از آنها قادر به دویدن بودند. اغلب دایناسورهای گیاهخوار دارای دندانهایی بودند که وظیفه جویدن و خرد کردن غذا به قطعات کوچکتر را به عهده داشتند؛ اما گروهی از دایناسورهای گیاهخوار مانند دیپلودوکوس دندان نداشتند و برای از میان برداشتن مشکلاتی که احتمالا در هضم غذا با آن مواجه میشدند، همراه غذا، سنگهایی را میبلعیدند که نقش مهمی در خرد کردن غذای بلعیده شده در شکم این موجودات داشت.
تاکنون تصور میشد همه دایناسورها موجوداتی خونسرد بودهاند؛ اما دانشمندان امروزه فسیلهایی از نوعی دایناسور را شناسایی کرده و مورد مطالعه قرار دادهاند که نشان میدهد یک نوع از دایناسورها برخلاف دیگر دایناسورها خونگرم بوده است. گروهی از آنها روی دو پا راه میرفتهاند و گروهی دیگر روی چهار پا، اگرچه برخی از آنها نیز میتوانستند به هر دو شیوه حرکت کنند. بررسی فسیلهای یافتشده از این موجودات نشان میدهد اگرچه بعضی از دایناسورها بسیار سریع حرکت میکردهاند؛ اما در مقابل گروهی دیگر از این موجودات دارای حرکتی بسیار کند و تدریجی بودهاند. از نظر پوست نیز تفاوتهای زیادی در میان گروههای مختلف این موجودات دیده شده است. پوست بعضی از آنها بسیار ضخیم و ناهموار بوده است و برخی دیگر دارای پرهای اولیه بودهاند و به همین علت گفته میشود بعضی دایناسورها شبیه به پرندگان بودهاند و ممکن است این موجودات اجداد پرندگان امروزی باشند.
بر این اساس شاید بتوان گفت دایناسورها منقرض نشدهاند؛ بلکه امروزه به صورت پرندگان به حیات خود در سطح این کره خاکی ادامه میدهند. اگرچه اولین فسیل متعلق به دایناسورها در سال 1818 میلادی شناسایی شد؛ اما این واژه که از دو کلمه دینوس به معنی وحشتناک و سوروس به معنی مارمولک ساخته شده است، برای نخستین بار در سال 1842 توسط ریچارد سون، کالبدشناس انگلیسی به این گروه از موجودات که در آن زمان تنها 3 نوع از آنها شناخته شده بودند، اطلاق شد. ارکئوپتریکسها آخرین دایناسورهای روی زمین بودهاند که گفته میشود در دورههای زمینیشناسی بعدی تغییر شکل داده و به پرندگان امروزی تبدیل شدهاند. این در حالی است که قدیمیترین دایناسور شناختهشده نیز ائوراتپو بوده است که دایناسوری گوشتخوار و متعلق به
228 میلیون سال پیش است.
کدام دایناسور از همه بزرگتر است؟
پیش از این تصور میشد دایناسور تیرانوساررکس یا ستیرکس از بزرگترین دایناسورهای گوشتخوار است، اما اطلاعات جدید نشان میدهد نوعی دایناسور گوشتخوار دیگر وجود دارد که از دیگر دایناسورهای گوشتخوار بزرگتر است. این دایناسور که اسپینوسوروس نام دارد، آروارهای دراز و پشتی خمیده دارد. طول بدن این دایناسور بیش از 17 متر است و در مقایسه با ستیرکس دستهایی بسیار بلندتر و قدرتمندتر دارد. ستیرکس دایناسوری است که 67 میلیون سال پیش ساکن زمین بوده است. بزرگترین فسیل یافتشده متعلق به این دایناسور گوشتخوار از میان 30 نمونه فسیل این دایناسور که تاکنون کشف شده است، 8/12 متر طول دارد. این در حالی است که چند سال پیش، نمونهای از فسیل نوعی دایناسور گوشتخوار دیگر موسوم به چیگانتوسوروس یافت شد که طول آن بیش از 7/12 متر بود، اما به نظر میرسد اسپینوسوروس بزرگترین دایناسور گوشتخواری است که تاکنون شناخته شده است. نخستین فسیل متعلق به این جانور در سال 1912 توسط یک دیرینشناس آلمانی یافت شد. اما همه تحقیقات انجام شده توسط این محقق که در موزه شهر مونیخ نگهداری میشد، هنگام بمباران این شهر در سال 1944 از بین رفت.
از آن زمان، هرچه درباره دایناسورها کشف شده، مربوط به دایناسورهای کوچکتر بوده است، اما بررسی نمونههای پراکنده از استخوانهای یافت شده که متعلق به اسپینوسوروسها بوده است، نشان میدهد نتایجی که در گذشته در مورد این دایناسور به دست آمده، درست بوده است.این دایناسور 100 میلیون سال پیش در آفریقا زندگی میکرده است. آنها دهانی شبیه سوسمار داشتهاند و با حرکت ارهای دندانهای خود شکار را به دام میانداختهاند، اگرچه دایناسورهای گیاهخوار اغلب بزرگتر از گوشتخوارها بودهاند.
سهیل امیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم