سینما و سیاست در عصر پهلوی دوم (بخش پایانی)‌

پایان بخش مطلب هفته گذشته بحث از شخصیت لات/ لمپن که در دهه چهل در سینمای ایران حضور داشت و همچنین تاثیر ارتش بر فیلمسازی آن سال‌ها بود. این هفته و در آخرین قسمت سینما و سیاست در عصر پهلوی بحث را ادامه می‌دهیم. در سال 1348 دو فیلم ساخته شد که تصویر متفاوتی از ایران به نمایش می‌گذاشت. «گاو» ساخته داریوش مهرجویی و «قیصر» کیمیایی دو فیلمی بودند که برخلاف تصویری که پیش از این از مردم ایران نشان داده می‌شد، مردم آن سال‌ها را در دنیایی فلاکت‌زده و با مراوداتی کینه‌توزانه تصویر می‌کرد.
کد خبر: ۱۸۱۶۲۶

فیلم «گاو»  که حضرت امام نیز آن را آموزنده خوانده‌اند  اقتباسی بود از یکی از داستان‌های کتاب «عزاداران بَیَل» نوشته غلامحسین ساعدی. فیلم، راوی روایت مردی  مش حسن  است که یک گاو تنها سرمایه زندگی اوست. موقعی که او به شهر رفته گاو او می‌میرد و مردم تصمیم می‌گیرند واقعیت را از او پنهان کنند. او که به مردم اعتماد ندارد رفتارهایی مانند گاو از خود بروز می‌دهد و در انتها نیز که می‌خواهند او را برای درمان به شهر ببرند می‌گریزد و با سقوط در یک دره می‌میرد. این فیلم که تلخی آن در سینمای ایران بی‌سابقه بود، تنها زمانی توانست مجوز نمایش بگیرد که جمله «وقایع فیلم در 40 سال پیش رخ داده» به آن اضافه شد. حمیدرضا صدر در مورد فیلم گاو می‌نویسد: «احساس عدم اطمینان بر همه لحظات گاو حاکم بود و افراد آن روستا هرگز مجموعه واحدی را شکل نمی‌دادند. پنهان کردن خبر مرگ گاو از مش حسن گوشه‌ای از فریب و بی‌اعتمادی بود. استحاله مش حسن از انسان به گاو حس سوء‌ظن اولیه او را توجیه می‌کرد. هیچ‌کس حقیقت را به زبان نمی‌آورد و او در تاریکی باقی می‌ماند.» شاید بتوان فیلم را نمادی از ایران آن دوران دانست. تاریکی بر زندگی مردم آن دوران سایه انداخته بود و هر گوشه از فیلم طعنه‌ای بود به ایران عصر محمدرضا.

برخی از صاحبنظران تاکید فیلم بر گاو به عنوان تنها ثروت روستا را یادآور اهمیت نفت در آن سال‌ها دانسته‌اند؛ نفتی که ایران روزبه‌روز بیشتر وابسته آن می‌شد و اقتصاد ایران بیش از پیش تک‌محصولی می‌گردید.

«قیصر» نیز که در همان سال 1348 ساخته شد نگاه تلخ دیگری بود به ایران آن دوران. سینما از فضای خوش و خرم سال‌های پیش خود فاصله می‌گرفت و تصویری می‌ساخت از فضایی که در آن خشونت موج می‌زد. این فیلم باعث ظهور جریان جدیدی از تلخی‌ها در سینمای ایران شد و پس از آن فیلم‌های دیگری نیز این مسیر را ادامه دادند.

«تنگنا»ی امیر نادری نیز که سال 1352 بر پرده‌های سینما جاخوش کرد همان مسیر را دنبال کرد و سیاهی آن دوران را به تصویر کشید. در تنگنا سعید راد نقش جوان آسمان جلی  علی خوش‌دست  را بازی می‌کند که هدف خاصی ندارد و بی‌تفاوت است. در ابتدای فیلم او را در حال بازی بیلیارد می‌بینیم که ناخواسته مرتکب قتل می‌شود و تا پایان فیلم برای نجات خود از دست برادران مقتول تلاش می‌کند.

«گوزن‌ها»ی مسعود کیمیایی را نیز باید در ردیف فیلم‌های سیاسی آن دوران دید. در گوزن‌ها، «قدرت» نماینده چریک‌های مبارز بود که دوستی او با مردی از عامه مردم به نام سید اساس فیلم را تشکیل می‌داد. گوزن‌ها که در جشنواره جهانی فیلم تهران نمایش داده شد و مورد استقبال قرار گرفت تا پس از انقلاب به صورت کامل نمایش داده نشد و نمایش عمومی آن با سانسور مواجه شد. فیلم‌هایی از این دست که در این دوران ساخته می‌شود برخلاف فیلم‌های سال‌های پیش از آن که تصویری خوش و خوشایند بود بازنمای تاریکی و سیاهی است. خشونت در فیلم‌ها رواج پیدا می‌کند و طعنه‌هایی به وضع مملکت در برخی از فیلم‌ها جلب توجه می‌کند. حس بی‌اعتمادی به دیگران و جامعه رواج دارد و در فیلم‌هایی نظیر «آقای هالو»ی مهرجویی جامعه محیطی دغلکار از دید مرد ساده شهرستانی تصویر می‌شود و مجموعه تلویزیونی «دایی‌جان ناپلئون» تقوایی هجو‌هایی بود از اضمحلال اشرافیت قجری و تجددگرایی پهلوی. بر این اساس تصویر خوشایندی که سعی می‌شد از جامعه آن دوران ارائه شود با شکست مواجه می‌شود و برخی فیلم‌ها نیز دعوتی است برای مبارزه با رژیم پهلوی.

مهدی رعنایی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها