حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آقای اقلیما! با شروع تابستان و تعطیلی مدارس، با ورود ناگهانی نوجوان و جوانها به اجتماع روبهرو هستیم. این ورود ناگهانی، چون با نوعی عدم آگاهی و شناخت شرایط محیطی و اجتماعی همراه است چه مخاطراتی را برای بچه ها بوجود می آورد .
به صورت کلی، بچههای ما که سن آنها میتواند بین 10 تا 18 سال باشد، با ورود به جامعه و قرارگیری در محیط باز، با انواعی از رفتارها، اعمال و عکسالعملها روبهرو میشوند. باید دقت کنیم که تمام این رفتارها هنجار محسوب نمیشوند و در زمانهایی (حدود 40درصد رفتارها) در تعارض با عرف، قانون و هنجارهای مرسوم جامعه مسلمان ایرانی و بر پایه فرهنگ ماست. بچههای ما تحت تاثیر این محیط قرار میگیرند و این طبیعی است، چون در فصل تابستان و در شرایطی که امکانات رفاهی تفریحی مناسب و تحت کنترل درآمده در اختیارمان نیست تا بچهها را به سوی آنها سوق دهیم، نمیتوانیم مانع رفت و آمد آنها در اجتماع هم باشیم. مخاطراتی که بچههای ما را در این مدت زمانی تهدید میکند و امکان دارد تاثیراتش تا سالها باقی بماند، اثرپذیری از افراد نامناسب، شکلگیری و بروز رفتارهای نامتعادل اجتماعی و اخلاقی، ایجاد عادتهای ناهنجار، میل به انجام اعمال نادرست و مسائلی از این قبیل است که میتواند کودک، خانواده و در نگاه کلیتر اجتماع را آزار دهد.
آیا میزان این تاثیرپذیریها میتواند آنقدر شدید و عمیق باشد که منجر به ورود نوجوان ما در گروه کودکان بزهکار شود؟
خب این اتفاق در درصدهای مختلف میافتد و خودش را به اشکال گوناگون نشان میدهد. این موضوع کاملا وابسته به شرایطی است که نوجوان و جوان ما در آن رشد کرده و تربیت شده است. همین باعث میشود آسیبپذیری در این گروه سنی متفاوت باشد. اما از سوی دیگر باید کاملا توجه داشت که آسیبپذیری، تحت تاثیر قرارگیری، الگو گرفتن و مسائلی از این دست، در این دوره سنی پررنگ و نمایانتر است. اما قطعا شرایط محیطی که بچهها در آن قرار میگیرند، نوع تعاملات و ... باعث میشود که به سوی بزههای رفتاری اجتماعی روی بیاورند، یا در سوی دیگر قضیه از آن دور شوند.
در تعطیلات تابستانی، به علت حضور بچهها در کوچه و خیابان، گاه با گروهی روبهرو میشویم که ناخواسته و ناآگاهانه میل به تخریب دارند.
ببینید، ما در جامعه به دلایل مختلف گروهی را داریم که به صورت بیمارگونه، میل به تخریب و بروز رفتار ناهنجار اجتماعی دارند. این که در تابستان بیشتر هستند یکی به دلیل بیشتر دیده شدن بچهها در کوچه و خیابان به خاطر تعطیلی است و دیگر این که یک عدهشان تحتتاثیر گروه اول، این رفتارها را بروز میدهند.
جنسیت آنها در بروز اتفاق تاثیر دارد؟
بله. آمارها نشان میدهند که پسرها بیش از دختران، البته در جامعه ایرانی تفاوت محسوستر است، در معرض آسیبپذیری و بروز رفتار نامناسب هستند. دخترها در جامعه ایرانی به لحاظ فرهنگ، بافت سنتی، باورهای دینی و قومی محدودیت بیشتری برای رفت و آمد در اجتماع دارند، بیشتر کنترل میشوند، همچنین ترس و نگرانی شدیدتری نسبت به انجام امور خلاف عرف و قانون دارند، بنابراین کمتر آسیب میبینند. البته باید در نظر داشت ورود ایران به دوره مدرن و گذشتن از مرحله گذار جامعه سنتی به مدرن که ما دچارش هستیم، باعث تغییر رفتارها و همچنین نتیجه آمارها خواهد شد.
میزان آسیبپذیری نوجوان و جوانها از منظر جامعهشناختی و مددکاری که به آسیبشناسی امور میپردازد، تحت اثر چه شاخصهای اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی است؟
فاکتورهای بسیاری در این زمینه مطرح میشود. نوع تربیت خانواده، آموزش و درک مسائل اعتقادی، سطح و توان اقتصادی خانوادهها، امکان بهرهگیری فرد از امکانات رفاهی اجتماعی، محلهای که در آن اسکان دارند و... همه و همه باعث تغییر در میزان آسیبپذیری میشود و سطح آن را از فردی به فرد دیگر و از دختران نسبت به پسران متغیر میکند. از سوی دیگر باید در نظر داشت که نوع جامعه سنتی ما، باعث کاهش آسیبپذیری میشود. ما در سطوح مختلف آسیبپذیری میتوانیم شاهد رفتارهای متفاوتی باشیم. مثلا یک نوجوان با قرارگیری در جمع دوستان نامناسب، عادات گفتاری ناخوشایندی پیدا کند، اما نوجوان دیگر میل به دزدی، تخریب اموال عمومی، مردمآزاری و... را به دست میآورد. باید قبول کرد که خیلی از رفتارها اکتسابی و وابسته به نوع آموزشهای داده شده به فرد و محیط اجتماعی اوست.
پس با انجام آموزشهای مناسب و عمیق میتوان باعث کاهش آسیبپذیری از شرایط ناهنجار محیطی شد؟
دقیقا همین طور است. وقتی ما به نوجوان و جوانمان علم این را داده باشیم که چه نوع رفتاری خوب است و چه نوع رفتاری نه، کدام کنش و واکنشها با عرف، قانون و مذهب همخوانی دارد و کدامها نه، چه نوع عاداتی نتایج مخرب در بر دارد و کدام این طور نیستند، آن وقت کمتر با آسیبپذیری فرزندانمان روبهرو میشویم. اکنون از نظر علمی ثابت شده است و روانشناسان و جامعهشناسان اعتقاد دارند که خیلی از رفتارهای ناهنجار اجتماعی زمانی زمینه بروز و اصلا ایجاد پیدا میکند که فرد دقیقا از ماهیت آنها باخبر نیست و ناآگاه است. مثلا فرزند 14 ساله ما وقتی به سوی اعتیاد به سیگار میرود و الان همسن روی آوردن افراد به سیگار همین است، یکی از دلایلش ناآگاهی از عواقب و ناپسندی عادت است.
این شرایط آموزشی که شما از آن صحبت میکنید باید چه شکلی داشته باشد که در مرتبه بالاتری نسبت به آموزشهای وسایل ارتباط جمعی قرار گیرد؟
من کاملا اعتقاد دارم که حتی در این شرایط هم امکان پرورش صحیح هست، فقط نیاز است ما فرزندانمان را نسبت به مسائل اخلاقی درست، اعتقادی و عرفی کاملا باورپذیر کنیم. این باورپذیری عمیق میتواند تا حد زیادی مانع اثربخشی آموزشهای نامناسب دیگر شود.
فکر میکنید والدین، مسوولان مدارس و دولت چه راهکارهایی میتوانند داشته باشند که تعداد آسیبپذیر و آسیبدیدهها کمتر باشد.
آموزش و ایجاد آگاهی که فاکتور اول است و خانواده از طریق تربیت و ایجاد باورپذیری، مسوولان مدارس همراه با تدریس و ایجاد پایههای رفتارهای جمعی و مسوولان دولتی با ایجاد آموزشهای جمعی از طریق رسانههای گروهی مثل تلویزیون و رادیو، میتوانند آن را ایجادکنند. از سوی دیگر کنترل محیطهای مختلف که فرزند ما در آن رفتوآمد دارد، موضوع مهمی است. دولت میتواند از طریق دستگاههای مربوطه روی آموزشگاهها، سازمانها، مراکز تفریحی، ورزشی و ... نظارت و کنترل داشته باشد. همچنین باید هزینه مراکز جذب نوجوان و جوان را به حداقل برای افراد کم درآمد و سطح متوسط و ضعیف جامعه برساند تا افراد این گروه سنی به جای رفتن به کوچه و خیابان از فضاهای تحت کنترل استفاده کنند. مثلا ما در کشورمان سازمان ملی جوانان را داریم که میتواند با برنامهریزی مناسب، فعالیت گروه سنی 10تا 18 سال را هدفمند کند.
مساله دیگری که دولت باید به آن بپردازد تقویت بنیه اقتصادی خانواده است، همان طور که امام علی(ع) میفرمایند فقر با بیایمانی همراه میشود و شاید همین بیایمانی خیلی از معضلات دیگر را هم همراه بیاورد.
وقتی ایمان میتواند عاملی برای عدم تاثیرپذیری از رفتارهای ناهنجار و نامناسب اجتماعی - اخلاقی شود، بیایمانی هم میتواند بهطور عکس عمل کند. اصلا دولت باید در نظر بگیرد که پیشگیری بهتر است و عاقلانه این است که برای جلوگیری از بروز ناهنجاری رفتاری در نوجوان تلاش و هزینه کنیم تا ماهانه 400هزار تومان هزینه هر نوجوان را در کانون اصلاح و تربیت نپردازیم.
همچنین خانوادهها هم با وجود تمام مشغلههای ممکن و موجود باید در هر شرایطی کنترل و نظارت روی رفتار فرزندشان داشته باشند. آنها را از رفتوآمد به محیط ناشناس منع کنند. نسبت به تمام گروههای دوستان، بازی، ورزش، تحصیلی و ... شناخت کامل داشته باشند. بهطور دورهای و متناوب با افرادی که فرزندشان با آنها در تماس است، ملاقات و مراوده داشته باشند. مکررا از محیطهای رفتوآمد نوجوان و جوانشان بازدید کنند. البته باید این را هم در نظر داشت که تمام این کنترل و نظارتهای خانواده باید در پوشش نوعی دوستی و همراهی والدین با فرزند باشد تا با جبههگیری و مقاومت فرزند روبهرو نشود. چون به هر حال در این بازه سنی، افراد ادعای استقلال و نوعی عصیانگری دارند که باید تحت کنترل دربیاید.
مدارس چه سهمی دارند؟
مدارس هم با ایجاد دورههای آموزشی و تفریحی میتوانند از هدر رفتن انرژی بچهها در تعطیلات و جذب آن به محیطهای نامناسب اجتماعی جلوگیری کنند. اما نکتهای که مهم است و باید در نظر داشت هویت تفریحی فعالیتهاست. بچهها در تعطیلات نیاز به تفریح دارند و حالا اگر قرار است آموزش و فرهنگسازی هم صورت بگیرد باید به شکل نامحسوس و غیرمستقیم باشد.
به هر حال همه گروهها باید در حفاظت از نوجوانان و جوانان در برابر آسیبهای اجتماعی تلاش کنند، چون این موضوعی است که همه افراد و کل اجتماع را تحت تاثیر قرار میدهد.
برای بازگشت آسیبدیدگان به جامعه چه باید کرد؟
خب از اول هم گفتیم که نوجوان و جوان با توجه به شرایط سنی در دورهای هستند که تاثیرپذیری خاصی از محیط دارند. از همین تاثیرپذیری میتوان استفاده کرد. یعنی محیط خوبی با عوامل مناسب و متناسب با هنجار عرف و اجتماع ایجاد کرد. جلسات مشاوره تشکیل داد و فرد را از تبعات ناشی از عملکرد و رفتار خلاف عرف و قانون آگاه کرد. در این موضوع هم مدرسه، دوست و خانواده باید شریک باشند. اصلا یکی از این نهادها بهطور مستقل و تنها قادر به ایجاد تغییر نیست. اینها باید مشترکا و هماهنگ عمل کنند تا نتیجه لازم کسب شود.
حدیث ضابطی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....