حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به این دلیل پیروانی هرگز نمیتوانست در درازمدت با یک جمع ماندگار و با ترکیبی قابل تکیه کار کند و تا با یک جمع خو میگرفت، فصل بعد مجبور بود با افراد و کنشهای دیگری به فعالیت و همکاری بپردازد یا همان راههای «پیشتر رفته» را از نو بیازماید.
اگر دقت کرده باشید، تیمهای پیروانی معمولا در نیمفصل دوم «تیم» میشدند، زیرا به زمان برای جا افتادن و جواب دادن تاکتیکهای وی و بهتر بگوییم قرار گرفتن درست مهرههای جدید و قبلی در ترکیب تیم نیاز بود، ولی تا قبل از آن تاریخ تیمهای او مدتی بد نتیجه میگرفتند و مشکلات عدیدهای داشتند و نمیتوانستند با شرایط موجود کنار بیایند.
پیروانی به این شرایط عادت کرده بود و با وجود آن مشکل هر سال حداقل دو سه مهره خوب و تازه را به فوتبال ایران تقدیم میکرد که اکنون بسیاری از یادگارهای او در حال ابراز وجود در تیمهای مختلف لیگ هستند.
قرارداد لغو شده
اما یک جایی حوصله او هم سرانجام به سر آمد و عطای کار کردن را به لقایش بخشید و ترجیح داد پس از سالها، آینده خود را در نقطه دیگری بجوید و با اصولی متفاوت کار کند.
کوچ به مشهد و تیم ابومسلم با چنین مقدمه و وضعیتی صورت پذیرفت؛ اما شیرازیها آنقدر اصرار و درخواست کردند که پیروانی مجبور به تغییر عقیده و بازگشت به مقاومت سپاسی شد و مدیریت ابومسلم نیز سخت نگرفت و قرارداد تازه منعقد شده بین دو سو را لغو کرد تا اکبر میثاقیان را به جایگاه سابق خود بازگرداند.
قولها و قرارها
پیروانی میگوید در ازای بازگشت به تیم محبوبش، قول گرفته است که غیر از بیکزاده و طهماسبی (که ظاهرا رفتنشان حتمی شده است) هیچیک از نفرات این تیم به سایر باشگاهها فروخته نشوند.
او میافزاید: به مسوولان مقاومت سپاسی تاکید کردهام که نباید اجازه دهند مقاومت سپاسی به زنگ تفریح سایر تیمها بدل شود.
در همین راستا از آنها خواستهام دو مدافع، دو مهاجم و یک هافبک جدید را به خدمت بگیرند و آنها را به نفرات فعلی بیفزایند. اگر برگشتهام به خواست تماشاگران و ورزشدوستان شیرازی بود. من شرایطی برای این بازگشت و کار مجدد در مقاومت سپاسی داشتهام و آنها قول دادهاند که آن را تامین کنند...
با این حال، آنچه مهمتر از هر چیزی است، فراموش شدن اصل سازندگی در بسیاری از باشگاههاست و زمانی هم که یکی دو تیم خلاف این روال دست به پرورش نیروهای تازه میزنند، نیروها و نفراتشان چنان در پایان هر فصل توسط سایرین صید میشوند که شاید حتی خود باشگاه و سران آن نیز به این نتیجه برسند که راه درستی را طی نکردهاند و راه درستتر تبدیل شدن به چیزی همانند دیگران و خریداری نفرات مناسب و مورد نیاز در بازار نقل و انتقالهاست.
رجعت غلام پیروانی به شیراز، ظاهرا نشانگر حل مشکلات مقاومت است، اما حقیقت آن است که فقط یک مسکن موقتی و آرامکننده دردها برای تمام تیمهایی است که میخواهند خلاف جهت آب شنا کنند و دور از روند صددرصد حرفهای حاکم بر تیمها به گونهای دیگر زندگی و کار کنند.
فوتبال ما و بویژه ورزش استان فارس به پیروانی مدیون است، زیرا او سالها به این ورزش خدمت کرده و آن را به نقطهای کشانده که معمولا با تکیه بر جوانان بومی توانسته است خودش را در بالاترین سطح فوتبال نگه دارد.
اما این که این روال تا چه زمانی پایدار خواهد ماند، در مظان تردید قرار دارد؛ زیرا حتی خود پیروانی نیز که مظهر مقاومت در برابر امواج حرفهایگری و پایبند بودن به اصول انسانی و اصالتهای ورزشی و فرهنگ منطقه خویش بود، به واقع از این امور دست شسته و رفته بود و فقط پس از درخواست اهالی منطقه، حاضر شده است از کار خود عدول کند و مجددا سکاندار و نماد تیم «مقاومت» شود.
وصال روحانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....